بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/٢/٢٩

برترین های نخستین جشنواره سراسری شعر دوست

در اهواز معرفی شدند

 روزنامه توسعه جنوب- حبیب اله بهرامی: نخستین جشنواره سراسری شعر دوست روز پنجشنبه  28 اردی بهشت ماه در تالار مهتاب اهواز برگزار شد.

در این جشنواره حسن حائری مدیرکل امور اجتماعی استانداری خوزستان، سرهنگ "سید حسین  سید حقیقی" فرمانده انتظامی شهرستان اهواز، تنی چند از مسوولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جمعی از شاعران و علاقه مندان به شعر و شاعری از سراسر کشور حضور داشتند.

دیوان حافظ جامع تر از کلیات سعدی و ماندگار تر است

  نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در سخنانی با استناد به آیات و روایات وظیفه ی شاعران را در عصر حاصر خطیر خواند و با اشاره به این نکته که شعر در هر عصر و زبانی وجود داشته است تاکید کرد: ویژه گی هایی که در بخش شعر وجود دارد در دیگر بخش ها نیست.

آیت ا...شفیعی ابتدا به بررسی شعر به معنای خیال پرداخت که در نگاه انسان به تصویر و سپس به لفظ در می آید سپس به تفسیر ابیاتی از شعر حافظ پرداخت و به نقل از پیامبر اکرم برخی اشعار را حکمت ذکر کرد و در مورد شاعران عصر جاهلیت گفت: شاعران عصر جاهلیت هر سال به مکه می آمدند و شعرهای ناب خود را ارایه می دادند و به مناقصه می گذاشتند و بهترین ها را نیز به دیوار کعبه نصب می کردند که نام اشعار به معلقات سبعه معروف شد.

وی افزود: معلقات سبعه سال های زیادی بر دیوارهای کعبه آویخته بود به گونه ای که چهره درخشان آن ها بر اثر گرد و غبار تیره و تار شده بود و کسی قادر نبود که از آن اشعار فصیح‏تر و بلیغ‏تر بیاورد تا اینکه پیامبر اسلام ظهور کرد و آیاتی به نام قرآن از جانب خدای توانا آورد. بعضی از فصحاء معروف عرب مانند لبید، شاعر مشهور، همین که آیات شریفه قرآن را شنید، پس از کاوش کامل و پی بردن به عظمت قرآن، به دین مقدس اسلام مشرف شد و به خاطر احترام به قرآن مجید، برای همیشه شعر گفتن را ترک نمود.

 وی سپس به بررسی اشعار حافظ و سعدی پرداخت و گفت: سعدی استاد اخلاق و حکمت است و به گفته ی مرحوم فروغی سعدی به زبان امروزصحبت می کرد؛ با این حال دیوان حافظ جامع تر از کلیات سعدی و ماندگار تر است. چون حافظ با ذوق عرفانی و حکمت متعالی استفاده ی هنری کرده است که هیچ گاه هم تمام شدنی نیست.

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: لازم است عالم شعر در عصر جدید متشکل شود. ما شاعرانی داریم که خوب شعر می گویند اما شعر خوب نمی گویند. شاعران با استعدادی هم هستند که سطح شعرشان پایین است که می باید با تشکیل کلاس های آموزش نقد و بررسی شعر پر و بال بگیرند تا دریابند که ادبیات ما چه قدر متعالی است.

خوزستان استان ادبیات خیز است

 سخنران دیگر این جشنواره مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بود که در سخنانی ضمن قدردانی از تلاش های دست اندرکاران جشنواره از جمله هیات داوران تاکید کرد: خوش بختانه خوزستان نه تنها استان زرخیز و نفتخیز است که استان ادبیات خیز است. شاید به عمر تمدن ایران به ویژه تمدن تشیع، خوزستان نقش برجسته ای در ادبیات دینی و آیینی و تاریخ ایران و تمدن ایرانی دارد که می توان به شاعران بزرگی هم چون دعبل خزایی،  ابونواس اهوازی و علی ابن مهزیار اهوازی و قیصر امین پور اشاره کرد.

حجت الاسلام والمسلمین لطف اله سپهر به حضور شاعران جوان خوزستانی در محضر رهبر معظم انقلاب در آیین های شعر خوانی- که بخشی از توانمندی های ادبیات خوزستان را ارایه می کنند- اشاره کرد و از برگزاری 25 کنگره بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و محلی و فولکلوریک در استان و رسیدن 18 هزار قطعه شعر به این کنگره ها خبر داد.

 وی با اشاره به جشنواره شعر دوست گفت: در میان جشنواره های استان جای خالی جشنواره ی دوست مشهود بود که ان شاا... پیشنهاد دهنده ی این جشنواره مورد تقدیر و تشویق ویژه قرار خواهد گرفت.

وی خواستار تغییر زمان برگزاری جشنواره در ماه های رمضان، شعبان یا رجب و نیز بین المللی شدن آن در سال های آینده و نیز ثبت در تقویم فرهنگی هنری استان شد. وی همچنین خواستار برخورد با رییسان اداره های فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان هایی شد که در این جشنواره حضور نیافته اند.

حاج آقا سپهر در ادامه ی سخنان اش خواستار همکاری دانشگاه ها و حوزه های علمیه برای ارتقای فضای معنوی و مبانی اعتقادی جشنواره و نیز افزایش زمان برگزاری آن شد و اظهار امیدواری کرد: محتوای شعر جشنواره دوست قوی تر و آثار برتر امسال در کتابی چاپ شوند و جشنواره برای همیشه ماندگار شود و سطح جوایز نیز بالاتر رود.

 مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان همچنین یاد و خاطره ی سردبیر و مدیرمسوول هفته نامه بهار سبز " حاج حسین زراعتکار و همسرش زهره افتخاری را- که در سانحه ی رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کردند- گرامی داشت.

در ادامه آیین اختتامیه، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز در سخنانی گزارشی از نحوه ی برگزاری جشنواره ارایه کرد.

 مسعود وصلتی گفت: جرقه ی برگزاری جشنواره شعر دوست از زمستان سال گذشته زده شد و همه بر آن شدند که جایگاه شعر خوانی برای حضرت دوست و باری تعالی باید گرامی داشته شود و حرکتی در این راه صورت گیرد که به همت انجمن شعر اهواز فراخوان زده شد و 1400 شعر از 200 شاعر به دبیرخانه جشنواره رسید که 12 نفر به عنوان برتر و شایسته تقدیر توسط هیات داوران انتخاب شدند.

 گزارش خبرنگار ما حاکی است: در برنامه های صبح و بعدازظهر این جشنواره عده ای از شاعران به شعر خوانی پرداختند و اجرای موسیقی توسط نبی صاکی از دیگر بحش های متنوع جشنواره بود.

در آیین اختتامیه ی جشنواره وقتی که "سلمان یدالهی" شاعر و مجری مجرب و مسلط پشت تریبون قرار گرفت و شعری خواند و "محمد جواد شاهمرادی" از تهران را برای قرایت شعر فرا خواند؛ او آمد و ندا داد:" شمع روشن نکن که نورانی است مجلس شعر خوانی ام امشب/ از زمین و زمانه پنهان نیست هیجان نهانی ام امشب" ولی سرکار خانم "حسنا محمد زاده" از کاشان آمد و گفت:" شاعر نور حی علا عشق با قلم های عاشق نوازت/ آسمان و زمین را بگنجان گوشه ی دفتر نیمه بازت" اما "محسن اکبر زاده" از استان فارس از "شب گفت و هزار گردش ماه و ضمانت زهر و رضایت او"

 قاسم آهنین جان شاعر و منتقد خوزستانی هم وقتی پشت تریبون رفت در سخنانی گفت: وقتی جشنواره ای برای خداوند است معنوی ترین است. شعر گفتن برای خداوند بزرگ ترین چالشی است که یک شاعر در آن وارد می شود.

وی سپس چنین خواند:" چون خطاب آمد چه جای گفت و گو/ سر من شد آدمی من سر او" اما سرکار خانم"معصومه سادات شاکری" از نیشابور از حرف هایی کوچک و بزرگ و سخت ناشنیدنی گفت که از سر نیاز با خدایش می زند/ و "رضا نیکوکار"از رشت آمد و از نسیم های پشت شیشه سرود و از یاکریم ها و تاکید کرد:"چیز جدیدی نیست غم شاعرانم/ نام تو بوده روی لبم از قدیم ها"

استاد هرمز علی پور هم در این جشنواره شعر سپیدی جهان را از مجموعه شعر سپیدی جهان خواند:" سپیدی جهان کجاست و / سپیدی آب ها را که دیده است/ از تو می پرسم دوست/ وقتی شاعران به یک نگاه می گریند/ پس کی می رسد سپیدی جهان/ تا گل به چهره انسان درنگ کند/ تا این همه کودکان/ به گورها نگاه نیفکنند/ و این بهار که پشت در رسیده است/ مرا نخواهد دید/ که چون به دیده ام نگاه کنی ای دوست/ انبوه خلقت آدمی پیداست"

این گزارش حاکی است: حسن ختام جشنواره، قرایت بیانیه داوران بود که توسط حبیب پیام خوانده شد و سپس اسامی برترین های شعر دوست به شرح ذیل خوانده شدند و هدایای خود را از دستان حاج آقا سپهر، سرهنگ حقیقی، استادان محمد شیدا، هرمز علی پور، سلیمان هرمزی و حائری، عزیزی، چنانی و شکرریز دریافت کردند.

معرفی برترین های نخستین جشنواره سراسری شعر دوست

در بخش کلاسیک رضا نیکوکار از رشت ، مقام اول را به دست آورد، مصطفی توفیقی از مشهد در سکوی دوم جای گرفت و حسنی محمدزاده از کاشان ومحمد جواد شاهمرادی از تهران به طور مشترک مقام سوم را از آن خود کردند.

همچنین از سرکار خانم زهرا شعبانی از هندیجان و مهدی علی بلندی از همدان تقدیر شد.

 در بخش آزاد محسن اکبر زاده از شیراز مقام نخست را کسب کرد. معصومه سادات شاکری از نیشابور در جایگاه دوم ایستاد و افسانه سلطانی از آبادان و فاطمه معصومی از یاسوج به طور مشترک جایزه های رتبه سوم را دریافت کردند . سرکار خانم عفت خادمی و مریم عمار لو از نیشابور نیز مورد تقدیر قرار گرفتند.

شایان گفتن است: هرمز علی پور، محمد بقالان، افسانه نجومی، مهدی مرادی و حبیب پیام به عنوان هیات داوران جشنواره انجام وظیفه کردند. همچنین از تلاش های بهمن ساکی، علیرضا شکرریز، فردین کوراوند، کامران عالیان، داود رضا کاظمی و عبدالرسول سعادت قدردانی شد.

* درحاشیه:

- به گفته ی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز قرار بود "آثار در هر دو بخش مجزا (سنتی-آزاد) ارزیابی و در دو گروه سنی زیر 18 سال و بالای 18 سال مورد داوری قرار گیرند" اما آثار کلیه ی شاعران تنها در دو بخش سنتی و آزاد مورد داوری قرار گرفتند و از انتخاب گروه زیر 18 سال خبری نبود. این در حالی بود که شاعران این گروه هم فرم مخصوص پر کردند و هم رونوشت شناسنامه های شان را به دبیرخانه ی جشنواره فرستادند.

لازم است مسوولان مربوط در این خصوص پاسخ گو باشند. چرا که حق گروه نوجوان نادیده گرفته شده است!

- در این جشنواره تنها دو شاعر بانوی خوزستانی به مرحله نهایی رسیدند که اولی مقام سوم را به دست آورد و دیگری شایسته ی تقدیر شناخته شد و 10 نفر دیگر از رشت و مشهد و کاشان و تهران و نیشابور و یاسوج و شیراز و همدان بودند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/٢/٢٤

انتقاد مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان

از کم کاری در بخش ادبیات داستانی دینی و آیینی


مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از کم کاری در زمینه ی ادبیات دینی و آیینی در دهه اخیر در بخش داستان و رمان در استان انتقاد کرد و خواستار تلاش بیش تر نویسندگان و هنرمندان در این زمینه شد.

به گزارش خبرنگار ما، حجت الاسلام والمسلمین سپهر- که در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان در تالار مهتاب اهواز سخن می گفت- با اشاره به 8 سال دفاع مقدس افزود: آیین ها و فرهنگ های مختلفی در مناطق مختلف استان و بین اقوام وجود دارد. دوران دفاع مقدس نیز که فرهنگ خاص خود را دارد و در زندگی مردم کشورمان به ویژه استان خوزستان تاثیر بسیاری داشته است. در حقیقت استان خوزستان به اندازه ی کل کشور تمدن، فرهنگ و خرده فرهنگ دارد. 


وی با تاکید بر این نکته که وضعیت ادبیات در کشور و استان خیلی قوی نیست از معاونت فرهنگی حوزه ی مسوولیت خود و اداره  فرهنگ و ارشاد اهواز خواست فصل جدیدی از اعتبارهای فرهنگی را برای ارتقا و توسعه ادبیات دینی و آیینی در نظر بگیرند و نسبت به برگزاری جشنواره های منطقه ای اقدام شود.


وی همچنین از برگزار کنندگان جشنواره و هیات داوران قدردانی کرد.

استاد بهزاد فراهانی:

خوزستان از نظر ادبیات داستانی استان پربرکتی است


یک استاد سینما و تاتر تصریح کرد: خوزستان از نظر ادبیات داستانی، استان پربرکتی است که حد و حدودی هم ندارد.

بهزاد فراهانی در آیین اختتامیه پنجمین جشنواره ادبیات دینی و آیینی استان خوزستان افزود: نسل جوان در خوزستان کم نیستند، منتها لازم است که مدیران ارتباط خود را با سازمان آموزش و پرورش به منظور راهنمایی و آموزش جوانان و نوجوانان علاقه مندان به ادبیات داستانی را بیش تر کنند.


وی با اشاره به استقبال نه چندان گرم داستان نویسان و علاقه مندان به ادبیات در آیین اختتامیه خواستار استفاده از روش های مختلف برای اطلاع رسانی به علاقه مندان شد و خاطر نشان کرد: ارتباط با مردم در آیین پایانی جشنواره ضعیف بوده در غیر این صورت همه ی ما عاشق ادبیات داستانی و نمایشی هستیم.


وی در ادامه از زنده یاد احمد محمود داستان نویس خوزستانی- که کلام اش روشنا بخش زیبایی و بداعت، مضامین و تکنیک هایش تنه به شولوخوف و چخوف می زد تجلیل و یاد کرد و در ادامه داستانی را برای حاضران قرایت کرد. 

معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان:

ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است


همچنین در این جشنواره معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی ضمن تبریک سالروز حضرت فاطمه زهرا و روز مادر از برگزار کنندگان بابت برگزاری جشنواره تشکر کرد و از بابت صندلی های خالی و استقبال کم علاقه مندان به ادبیات داستانی و کم کاری در بخش ادبیات انتقاد کرد و گفت: شرکت 100 داستان نویس و دریافت 200 اثر در این جشنواره جای تقدیر دارد اما چرا داستان نویسان در آیین اختتامیه آن شرکت نکردند؟!

حمیدی نژاد در ادامه با تجلیل از زنده یاد ایوبی گفت: قلم مرحوم ایوبی خدمات زیادی به داستان کشور کرد و آبرویی برای استان بود.


وی در زمینه ی ادبیات داستانی در استان گفت: از آن جا که ادبیات داستانی در خوزستان مظلوم است، ما برای سال جاری برنامه ریزی خوبی برای اعتلای ادبیات داستانی به ویژه در بخش دینی و آیینی انجام داده ایم. از جمله شورای سیاستگذاری را تشکیل دادیم که در چند روز آینده شروع به کار خواهد کرد.

وی افزود: سال گذشته سال احیای شعر بود به گونه ای که با برگزاری 70 جشنواره شعر بین المللی، ملی، منطقه ای، استانی و شهرستانی بیش از 19 هزار اثر که حاصل شاعران تلاشگر و زحمت کش ملی ماست دریافت کردیم که این آمار برای وزارت خانه قابل باور نبود و ما اعلام آمادگی کردیم تا این تعداد آثار را با نام شاعران برای وزارت خانه ارسال کنیم.


معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در پایان با بیان این نکته که باید احولی در ادبیات داستانی در سال جاری ایجاد کنیم بر ضرورت برگزاری کلاس های آموزش و برگزاری جشنواره های ادبی در شهرهای مختلف با کمک و همراهی نویسندگان و شاعران تاکید کرد و خواستار استفاده ی نویسندگان از ارزش های اسلامی و انسانی در کارهای داستانی خود شد.

همچنین در این جشنواره وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز گزارشی از روند برگزاری جشنواره و آثار رسیده و ارزیابی و گزینش 40 اثر از 200 اثر رسیده به جشنواره توسط هیات داوران در مرحله نخست متشکل از فریدون یونسی، حمیدرضا اکبری(شروه)، بهاره اله بخش، پگاه شنبه زاده، مریم دلباری، مسعود عالی محمودی، ثنا نصاری خبر داد و گفت: همچنین علی خدایی، غلامرضا رضایی، حسین سناپور، بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه داوری مرحله پایانی جشنواره را به عهده داشتند.


گزارش خبرنگار ما حاکی است: برنامه صبح جشنواره با داستان خوانی نویسندگان شرکت کننده در بخش رقابتی جشنواره آغاز شد. سپس علی خدایی، غلامرضا رضایی، دکتر بهناز علیپور گسکری و آرش آذرپناه پیرامون داستان های خوانده شده به نقد و بررسی پرداختند. اجرای موسیقی توسط گروه موسیقی «ویستا» و شاهنامه خوانی توسط سرکار خانم نسترن محمودی از دیگر برنامه های جشنواره بود.


گفتنی است در بخش پایانی جشنواره، آرش آذرپناه به نمایندگی از هیات داوران، بیانیه داوران را قرائت کرد. در ادامه برگزیدگان جشنواره معرفی شدند.

در بخش« داستان کوتاه با موضوعات آیینی» جشنواره چهار داستان نویس برتر (بدون رتبه بندی)بدین شرح معرفی شدند: غلامرضا شیری  (به خاطر داستان ) عوض/ خالد شهباز (به خاطر داستان ) شوخی/ جابر غفاری پور (به خاطر داستان )  برای دلداری تو نیست که می نویسیم/ لیلا روغنگیر (به خاطر داستان ) سهیل هیچی


در بخش «داستان کوتاه با موضوع آزاد»  جشنواره نیز از چهار داستان نویس برتر  (بدون رتبه بندی)بدین شرح تجلیل شد: حامد قارونی (به خاطر داستان ) این روزها که می گذرد/ عیسی عسگری (به خاطر داستان ) بهزاد و کمی بیشتر/ سعید شعبانی (به خاطر داستان ) گرداب/ زینب عصاره زادگان (به خاطر داستان ) بابایی

هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آیینی جشنواره، سه داستان را  (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند :لیلا رستگار (به خاطر داستان )  برادرم ماهی خارو/ صادق چولکی (به خاطر داستان ) غریبه ها/ سید میثم رمضانی (به خاطر داستان ) من یوسفم، تو یوسفِ بی چاه دیدی ای؟


هیات داوران پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان در بخش آزاد جشنواره، پنج داستان را (بدون رتبه بندی) شایسته تقدیر دانستند: محسن اکبرزاده (به خاطر داستان ) درتنِ مـه/ محمدباقر اصلیان (به خاطر داستان ) یک شبِ مناسب برای کشتن/ زینب غلامی  (به خاطر داستان ) همه ی لبخندهایی که برای تو بود/ پروین پورجوادی (به خاطر داستان ) مهتابی سقف/ میثم خالدیان (به خاطر داستان (...)

پنجمین جشنواره ادبیات داستانی آیینی خوزستان، در بخش نوجوان ، شاهین بیرگانی، ارغوان قاسم نژاد، نگار اکبری، دانیال موحدی را (بدون اولویت) شایسته تقدیر دانست.


فردین کوراوند دبیر اجرایی جشنواره و مسوول انجمن قلم شهرزاد در خصوص اهداف برگزاری این جشنواره به خبرنگار ما گفت: مهم ترین اهداف این جشنواره، کشف و شناسایی ظرفیت های داستانی در حوزه داستان نویسی استان خوزستان و معرفی و ترغیب داستان نویسانی بوده است که رشد بهتری در این حوزه داشته اند.

وی در خصوص انتشار آثار برگزیده در این جشنواره در مجلدی مجزا گفت : قرار است مجموعه های از آثار داستانی آیینی در چند سال گذشته و دوره های پیشین این جشنواره در یک مجلد مدون و منتشر شود

کوراوند در خاتمه از کشوری شدن این جشنواره در دوره آینده خبر داد و تصریح کرد: با توجه به استقبالی که از این جشنواره در خارج از مرزهای استان وجود دارد دوره بعدی این جشنواره فراخوان کشوری خواهد داشت.

نسرین ایوبی فر، همسر زنده یاد استادمحمد ایوبی نویسنده فقید جنوبی، از دیگر میهمانان مراسم اختتامیه بودند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/۱/٢٦

شعر جنوب غریب و مظلوم و مورد نیاز جامعه ما است

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: شعر جنوب غریب و مظلوم و مورد نیاز جامعه ما است.

 دکتر محسن رضایی که در آیین گرامی داشت زنده یاد استاد عبدالرضا قناد دزفولی شاعر و منتقد خوزستانی سخن می گفت افزود: جنوبی ها دارای خصوصیاتی هستند که بهتر می توانند با زبان شعر این خصوصیات را به دیگران منتقل کنند.

وی افزود: آفتاب نجابت، وفاداری به ایران عزیز، ایثار، فداکاری، همت و روح بلند تحمل پذیری بسیاری از مشکلات در شعر شاعران جنوبی ما  همیشه می درخشد. در حقیقت صبر و حوصله مردم ما، بی سابقه است و با روح بلند، به ویژه روح بلند خوزستانی آمیخته است.


به منظور قدرشناسی از سال ها فعالیت های ادبی زنده یاد قناد دزفولی شاعر و منتقد فرهیخته خوزستانی، آیین گرامی داشت و شب شعری با حضور دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و اهالی شعر و ادب و رسانه های خوزستان در میان اعضای خانواده مرحوم قناد دزفولی برگزار شد.


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ابتدای این یادمان ضمن ابراز تسلیت به خانواده ، فرزندان و نوه های زنده یاد قناد گفت: از خدای متعال خواهانم این عزیز که به ادبیات و شعر غریب جنوب خدمت کردند، در جوار حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) سکنا پیدا کند. همچنین سال نو را به هم استانی هایم تبریک می گویم. انشاا... امسال شهرهای ما سال پر برکتی داشته باشند.

دکتر محسن رضایی در ادامه به ذکر تعریفی از شعر پرداخت و خاطر نشان کرد: من هم قبول دارم که شعر در واقع معراج آدمی از این دنیا به معنویت است که هر چقدر پنجره های آن به روی انسان باز می شود، می تواند راه انسان را از این دنیا به آن پنجره ها باز کند.


سردار جبهه های هشت سال دفاع مقدس افزود: امشب شعرهای مرحوم قناد را خواندید و من رسیدن به پنجره های معنوی را دیدم و احساس کردم.

دکتر رضایی با بیان اینکه شعر جنوب غریب و مظلوم و مورد نیاز جامعه ما است ابراز کرد: جنوبی ها دارای خصوصیاتی هستند که بهتر می توانند با زبان شعر این خصوصیات را به دیگران منتقل کنند. از نجابت، وفاداری به ایران عزیز تا ایثار، فداکاری، همت، روح بلند تحمل پذیری و بسیاری مشکلات که در شعر برادران مان است و این صبر و حوصله مردم ما، بی سابقه است و با روح بلند، به ویژه روح بلند خوزستانی آمیخته است.


این استاد دانشگاه در ادامه با تاکید بر این نکته که مردم ما با همین روح بلند مشکلات را تحمل کردند، با ابراز امیدواری از این که شعر و شاعران جنوب از غربت خارج شوند یادآور شد: همان طور که حاج آقا بسی خاسته هم در این محفل اشاره داشتند ما در این نشست ها روح بسیار تازه ای پیدا می کنیم و در واقع حضور در این محفل ها را بهتر از نشست های رسمی می دانیم.

دکتر محسن رضایی در پایان با بیان این نکته که انشاا... زندگی را تنها در مسایل مادی نبینیم. از خداوند منان توفیق درجات را برای این شاعر فقید خواستار شد و از حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته به خاطر برگزاری این نشست های صمیمانه تشکر کرد.


در این محفل که در فضایی روحانی و ادبی برگزار شد، حجت الاسلام بسی خاسته گفت: زندگی دفتری از خاطرات است . یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک، چشم تا باز کنیم  عمر ما می گذرد... و سپس شعری از اشعار زنده یاد قناد دزفولی با این مطلع خواند:

دوباره چل چله ها باز هم فراوانند

نوید صبح ظفرمند نو بهارانند

عجیب ول وله ای ست در شب جنگل

در پشت گردنه انبوهی از سواران است

بسی خاسته در توصیف ویژگی شعر قناد و اهمیت شخصیت هنری وی در استان خوزستان گفت: باید احسن گفت به این واژگان و اشعاری که از ضمیر پاکش نشأت گرفت والحق که این شاعر و ادیب برای اشاعه فرهنگ این جامعه تلاش کرد. یاد استاد شادروان عبدالرضا قناد دزفولی گرامی باد.


بسی خاسته در ادامه افزود: قدرشناسی می کنم از دوستان عزیز ادیب و شاعر که از سراسر استان در این محفل حضور دارند و نیز حضور برادر عزیزمان جناب دکتر حاج محسن رضایی یادگار امام و هشت سال دفاع مقدس، فرزند خوزستان، فرزند پر افتخار این خطه در دوران حماسه های انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ، جنگ نرم و مبارزه با استکبار جهانی را- که امروز به خانه ی خودش تشریف آورده است- گرامی می داریم.

 این روحانی هنرمند ابراز کرد: حاج محسن بارها اظهار داشته اند: مشتاق و علاقه مند به حضور در بین هنرمندان عزیز استانم هستم که دمی بنشینم و روح و روانم را صفا دهم و من هم به نوبه خود صمیمانه از شما ادیبان و خانواده بزرگوارش تشکر می کنم.

وی ادامه داد: این نشست یک همایش رسمی نیست بلکه یک دیدار از خانواده مرحوم است و امشب در این محفل بعضی از عزیزان، دوستان و چهره های فاخرادبی- رسانه ای حضور دارند که در چهارسالی که اینجانب تصدی اداره فرهنگ و ارشاد استان را داشتم، دست بوس همه آنها بودم.


در ادامه عیسی سجادی پیشکسوت شعر و افتخار ادبی و پژوهشی خوزستان- که دارای چندین دیوان شعر و اثر پژوهشی در حوزه فرهنگ شوشتر است- درباره جایگاه شخصیت قناد دزفولی در ادب استان پرداخت و گفت: ضمن تشکر و خیرمقدم گویی به حضور حاج محسن رضایی که الحق دین خود را برای دفاع از باورها و ارزش های ملت اش ادا کرده است و نماینده پرافتخار استان مان در میان بزرگان و رجال سیاسی کشور است، این جانب سال ها استاد قناد دزفولی را می شناختم و باید بگویم: درگذشت ایشان ضایعه ای بود برای فرهنگ و ادب خوزستان.

همچنین عیسی سجادی شاعر خوزستانی شعری قرایت کرد که از حروف اول هر بیت آن نام و فامیل زنده یاد قناد به گوش می رسید.

وی گفت: وقتی کنگره امام رضا(ع) برگزار شد از هفت هزار قصیده که از اطراف دنیا ارسال شده 120 نفر پذیرفته شدند که از خوزستان هم قصیده اینجانب برگزیده شده که البته 30 نفر هم برای اجرا برگزیده شدند. پیشنهاد ما بر این بود که با توجه به این که امام رضا از خوزستان ورود داشتند و مدتی را در استان حضور داشتند بدین مناسبت کنگره بزرگداشت امام رضا در خوزستان برگزار شود که با پیگیری های حجت الاسلام بسی خاسته این مهم انجام  پذیرفت.

در ادامه برنامه خانم امیری مدیر انجمن حافظ پژوهان خوزستان- که به همراه همسرش حاجی زاده از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در جلسه حضور داشت- به معرفی انجمن حافظ پژوهان خوزستان پرداخت وگفت: از تشکیل انجمن حافظ پژوهان حدود هشت سال می گذرد و امروز به یک محفل بزرگ تبدیل شده است.

وی افزود: تا کنون 8  همایش بزرگداشت حافظ توسط این انجمن فرهنگی برگزار شده است و جلسه های هفتگی این موسسه پژوهشی با حضور استادان حافظ شناس به منظور تفسیر مفاهیم و مضامین عرفانی و قرآنی شعر حافظ مرتب برگزار می شود. کوشش کردیم این نشست ها زمینه را برای جذب جوانان و انس آن ها را با فرهنگ و ادب ملت خود مهیا کند. وی ادامه داد: به امید خدا کتابخانه تخصصی حافظ نیز گشایش یافته و فعالیت اش را آغاز کرده است.

مدیر انجمن حافظ پژوهان در ادامه سخنان اش خطاب به فرمانده هشت سال دفاع مقدس گفت: ضمن تشکر از این که وقت گذاشتید و در بین هنرمندان استان خودتان حضور به هم رساندید، همان طور که شما هشت سال در دفاع مقدس، بسیجی وار فعالیت کردید و حضور داشتید، همسر بنده هم مانند یک بسیجی در کنار بنده بوده اند و اگر تا حالا موفقیتی بوده بخاطر همسرم بوده است.

خانم امیری در پایان یک شعر از حافظ با این مطلع: "بی حسن و خلق وفا کس به یار ما نرسد" خواند

در ادامه این نشست صمیمانه محسن پاک نژاد از پاسداران اوایل انقلاب اسلامی و از کارمندان ملی حفاری که از شاعران و ادیبان استان نیز هستند به بهانه حضور دکتر محسن رضایی و به مناسبت هفته دفاع مقدس شعر خود را با این مطلع تقدیم کرد:

باز هم ایام خوش جنگ شد/ عرصه به خوبان خدا تنگ شد.

یاد شب حمله و اشک و دعا/ یاد تن و سر و بی دست و پا

یاد شهیدان سر از تن جدا....

جبهه موعود کجا، ما کجا/ عالم لاهوت کجا، ما کجا...

در ادامه، امید حلالی مدیر مسوول و سردبیر روزنامه فرهنگ جنوب و از شاعران معاصر ضمن گرامی داشت یاد و خاطره استاد قناد دزفولی در ذکر ویژگی های علمی و شخصیتی این ادیب گفت: انصافاً ایشان دایرة المعارفی از علوم مختلف فلسفه، عرفان، جامعه شناسی و اسطوره بوده و برجسته تر از همه سجایای اخلاقی وی بود که بعد از درگذشت این شادروان من هنوز او را احساس می کنم و حس می کنم که با ماست . این مساله در فراق پدرم هم به همین صورت بود و برای همین هم نتواستم در فراق اش بنویسم.

 او ادامه داد: شعری که در این محفل می خواهم بخوانم در یکی از جلسات و در حضور استاد قناد نیز خوانده شد که در آن روایات مختلفی آمده است و بدین صورت امید حلالی شعر "تعویضی برای دیوار کافی شاپ بمبئی" را خواند: "من شاعر آپارتمان ها هستم/ به تذکره نویسان بگویید از انقراض چند واژه..."

همچنین دکتر کناری ضمن خوشامد گویی به دکتر رضایی و همراهان وی شعری از استاد قناد را با این مطلع خواند.

قطار رفت، ولی خنده هات باقی بود...

آنگاه نوه استاد قناد شعری از پدر بزرگ خود را به مناسبت ایام فاطمیه خواند.

دلم به عاطفه سرمشق دوستی را داشت

ولی معلم من نقره داغ آهن بود

عبدالرحمان نیک سرشت دیگر شاعر این محفل بود که در ابتدا به ذکر خاطره ای از همراهی با استاد قناد در انجمن خروش کارون پرداخت و سپس دو شعر به یاد استاد قناد و نیز به یاد احمد رضایی خواند:

همچنین همسر زنده یاد قناد دزفولی یکی از کتاب های شعر ایشان را به دکتر محسن رضایی تقدیم کرد.

گزارش: پدرام طاهری

عکس : امین مرادی

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/۱/۱۱

خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز جهانی تاتر تصریح کرد: خوزستان و هنرمندان این سرزمین مظلوم اند.

دکتر محسن رضایی- که در جمع عده ای از هنرمندان تاتر و سینما و در دیدار با خانواده ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند متعهد و سخت کوش 8 سال دفاع مقدس و سال های پس از جنگ سخن می گفت- ضمن تبریک سال نو گفت: برای من مایه ی افتخار است که در جمع شما هنرمندان خوزستانی حاضر شده ام. امیدوارم روزی برسد که مردم و هنرمندان از این مظلومیت بیرون بیایند و از امکانان کافی برای بروز استعداد ها و خدماتی که می توانند به کشور بکنند، برخوردار شوند.


وی ضمن عرض تسلیت به خانواده ی مرحوم واحدی و با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: در طول جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بارهای زیادی شرمنده شدم. به ویژه وقتی فداکاری های فرماندهان عزیزی هم چون مهدی باکری و حسن باقری را دیدم. امشب نیز یک بار دیگر شرمنده ی هنرمند عزیزی شدم که مخلصانه خود و خانواده اش را فدای دفاع از اسلام مظلوم و ایران مظلوم کرده است. از خداوند متعال می خواهیم که ایشان را با همان شهدایی که پیشانی بندهای ساخت او را بر پیشانی می بستند، محشور کند و در محضر رسول گرامی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) حضور پیدا کنند.


وی افزود: آقای واحدی پیشانی بندهایی می ساخت که جوان های ما روی پیشانی های خود ببندند و به سمت جبهه ها بروند. اما قبل از آقای واحدی مادرانی بودند که این پیشانی ها را می بوسیدند و عزیزان شان را روانه ی جبهه ها می کردند. در حقیقت صداقت آن مادران با صداقت زنده یاد واحدی در این پیشانی بندها دست به دست هم می داد.


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: اگر آقای واحدی انسان مخلصی بود بدون ارتباط با آن بوسه هایی که مادران بر پیشانی بچه های شان می زدند نبود و این ترکیب، هنرمندانه ترین ترکیبی بوده که خداوند متعال در خلقت درست کرده است.


دکتر رضایی تصریح کرد: تاتر واقعی، بوسه ی مادر بر پیشانی جوان بسیجی و رزمنده اش است و آقای واحدی در صدها کیلومتر دورتر از مادران شهیدان پیشانی بندها را از روی اخلاص و صداقت تهیه می کرد که جای همان بوسه را با نشان یا زهرا(س) یا ابوالفضل(ع) و یا مهدی(عج) پر می کند.


وی ضمن ابراز خوش حالی از حضور در جمع هنرمندان و منزل مرحوم واحدی گفت: نه ما برنامه ریزی کردیم و نه شما. معلوم است که دستی من و شما را یه این جا آورده است. همان کسانی که شهیدان را به جیهه ها فرستادند. همان کسانی که در دل زنده یاد واحدی می انداختند که شما پیشانی بند درست کن و همان دستی که این کشور را نجات داد؛ امشب من و شما را توی این خانه و کنار هم نشانده است که بر این راه استوار باشیم و این مسیری را که انتخاب کرده ایم ادامه دهیم . اگر چه این مسیر عادی نیست و فرا عادی است.


پیش از سخنان دکتر رضایی، مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان ضمن قرایت قطعه شعری از داراب افسر بختیاری و با اشاره به تلاش های خالصانه ی زنده یاد منصور واحدی هنرمند ایثارگر دوران دفاع مقدس گفت: روح مرحوم منصور واحدی امشب خرسند است. هنرمندی که با کم ترین امکانات گروه نمایش را به جبهه ها می برد و برای رزمندگان اسلام تاتر اجرا می کرد و فیلم نشان می داد. هنرمندی که حضور در جبهه ها و کار برای رزمندگان و دفاع از ارزش های انقلاب و اسلام برایش مهم تر از هر چیزی بود.  


حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته همچنین یاد دیگر هنرمندان خوزستانی از جمله مرتضی آرا، بهمن عیوق، جوکار و نعمت اله لاریان را گرامی داشت.


این گزارش حاکی است: در این نشست، عده ای از هنرمندان با بیان خاطره هایی از تلاش های ایثارگرانه ی زنده یاد واحدی در مناطق عملیاتی و نیز پشت جبهه و نیز با قرایت شعر یاد و خاطره ی این هنرمند فقید را گرامی داشتند.


همسر زنده یاد واحدی نیز در سخنانی از حضور دلگرم کننده ی دکتر رضایی و هنرمندان تاتر و سینما تشکر و قدردانی کرد.


در پایان این نشست دو لوح یادبود از سوی دکتر محسن رضایی و نیز جمعی از هنرمندان خوزستانی به همسر مرحوم واحدی اهدا شد.


شایان گفتن است: زنده یاد منصور واحدی محقق و خالق اثر معنوی پیشانی بند رزمندگان در شهریور ماه سال گذشته به دیار باقی شتافت و در قطعه هنرمندان اهواز به خاک سپرده شد.


روحش شاد.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/۱/٥

"شهنی" ها در مسجدسلیمان خوش درخشیدند


چهارم فروردین ماه امسال هم مانند سال 90 شاهد برگزاری همایش نوروزی ایل بختیاری به میزبانی طایفه ی هنرمند، ادیب و سیاستمدار "شهنی" بودیم.

این چهارمین همایشی بود که در نخستین روزهای فصل بهار به همت طایفه ی شهنی و تلاش ابراهیم شهنی شاعر معاصر مسجدسلیمانی و همکاران تلاشگرش در منطقه تل بزان شهرستان مسجدسلیمان برگزار می شد.

در ابتدای این همایش، بعد از تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید و نوای طنین انداز سرود جمهوری اسلامی ایران، جهانشاه ارزانی بیرگانی دبیر جشنواره، ضمن خیر مقدم به حاضران و تبریک سال نو از خداوند متعال سالی پر برکت را برای همه همتباران بختیاری خواستار شد. سپس صدای دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت مستقیم از بلندگوها پخش شد. صدای گرمی که به ایل بختیاری و طایفه ی شهنی پیام مسرت بخش و دلگرم کننده داد و از آنان تجلیل کرد که با تشویق خیل مشتاقان حاضراز سردار بزرگ 8 سال دفاع مقدس همراه بود.

اجرای موسیقی اصیل بختیاری و نیز پاپ گرفته تا شاهنامه خوانی و شعر خوانی و دستمال بازی و مسابقه اسب دوانی را از نزدیک دیدیم و لذت بردیم. البته نه تنها جمع بچه های روزنامه نگار ساکن در اهواز که تمامی علاقه مندانی که از شهرها و استان های مختلف کشورمان به خوزستان آمده بودند و از برگزاری این همایش با خبر شده بودند، به تل بزان آمدند و از برنامه های متنوع این همایش دیدن کردند.

همسفران ما به شهرستان مسجدسلیمان عبارت بودند از:مهدی مکارمی، علیرضا عبداله ن‍ژاد، عبدالرحمن نیک سرشت و فرهاد احمدی و ...

در این همایش، چهره های نام آشنایی حضور داشتند که می توان به جهانشاه ارزانی بیرگانی رییس سابق شورای اسلامی شهرستان ، دکتر داودی رییس دانشگاه آزاد مسجدسلیمان، ارسلان شهنی مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری اهواز، علی مراد حافظی، استاد علی حافظی نوازندن نی و گروه موسیقی اش که به زیبایی به اجرای چند سرود از کارهای زنده یاد مسعود علاالدین پرداختند و دیگر عزیزانی که نام شان را به خاطر ندارم، اشاره کرد.

امسال باران زیادی نبارید و در نتیجه کوه های تل بزان سبز نشده بود و منطقه ی باز و وسیعی- که برای همایش در نظر گرفته شده بود- اثری از سبزه بر سینه اش نبود.

اگر چه محل برگزاری همایش خاکی بود و هر از چندگاهی خاک بر سر و روی مشتاقان همایش می نشست، اما برنامه های متنوع همایش به ویژه مسابقه اسب سواری- که با یورتمه و چهار نعل اسب ها گرد و خاک ها را به هوا می پراکند- حواس کسی را پرت نمی کرد جز نگارنده که نسبت به گرد و خاک حساس هست و این عطسه است که حواس اش پرت می کرد!

یکی از خوانندگان موسیقی بختیاری و نیز آواز دشتی که صدای بسیار زیبایی دارد و جا داشت از او نیز در این همایش استفاده می شد؛ "منصور حسن پور" بود. گفته می شود: او در این همایش حضور داشت اما تعدد و فشردگی برنامه ها اجازه ی اجرای برنامه به او نداد. این در حالی بود که یکی از خوانندگان دو بار به روی سن رفت و برنامه اجرا کرد از جمله اجرای موسیقی پاپ که سنخیتی با موسیقی بختیاری نداشت و ندارد.

یکی از اهداف چنین همایش هایی حفظ، اعتلا و ترویج فرهنگ بختیاری و هنر هنرمندان این قوم اصیل پارسی است نه ترویج موسیقی پاپ و غیره! لازم بود مسوولان برگزار کننده بیش تر به این امر مهم توجه می کردند.

قرار بود در این همایش پروفسور شهنی کرمزاده حضورداشته باشد؛ اما به علت شرکت در آیین سوگواری یکی از نزدیکان همسرش، توفیق دیدار وی برای علاقه مندانش میسر نشد.

حرکات موزون دستمال بازی مردان و زنان بختیاری در جای جای همایش که با نوای سرنا و طبل(توشمال) همراه بود، جلوه و زیبایی خاصی به جشن بزرگ بختیاری ها بخشیده بود.

یکی از خصوصیات ارزشمند این همایش، مردمی بودن آن بود که همه با هم همکاری می کردند؛ اما یکی از شاهنامه خوان ها برای شرکت در این همایش تقاضای 500 هزار تومان وجه نقد کرده بود که برگزار کنندگان نتوانستند تقاضای او را برآورده کنند و در نتیجه از چند کودک نوجوان با نام های علی پور و مولایی استفاده کردند که آن ها هم به زیبایی ابیاتی از شاهنامه بختیاری کار استاد جواد خسروی را قرایت کردند.

خوش آمد گویی با گویش بختیاری و با زبان انگلیسی توسط خانم قنبری، اجرای موسیقی توسط خوانندگانی چون امید محمودی، شیروان نصراله زاده و محمد یاوری که شنونده را یاد محسن چاووشی می انداخت و شعر خوانی آقای بابادی که با چاشنی طنز همراه بود و به فضای همایش شور و نشاط بخشید از دیگر برنامه های این همایش بودند.

مجری همایش تسلط خوبی در برگزاری همایش داشت و جا دارد از او و دیگر تلاشگران این همایش قداردانی شود.

پذیرایی از شرکت کنندگان با آب معدنی و بستنی و کباب همراه بود. به ویژه آنانی که در گوشه ای از محوطه همایش دست به جیب بودند و سر کیسه را هم شل می کردند!

اگر چه بهار امسال رونق سال های پیش را نداشت و زمین به سبزه آغشته نبود و سطل های آشغالی هم برای درآغوش گرفتن آشغال و زباله وجود نداشت؛ اما کاغذ های رنگارنگ بستنی و بطری های آب معدنی صحرای تلبزان را مفروش کرده بود!

علی رغم این که چندین بار اعلام شد که افرادی که تفنگ با خود همراه دارند اقدام به تیراندازی هوایی نکنند، اما هر از چندی صدای تک تیرهایی که به هوا پرتاب می شد، به گوش می رسید!

در پایان جا دارد از همکاری صمیمانه ی برادران نیروی انتظامی به ویژه فرمانده آن که در همایش حضور داشت و نیز رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مسجدسلیمان- که با برگزار کنندگان همایش کمال همکاری را به عمل آوردند- قدردانی و تشکر شود.

شایان گفتن است: عکس اولی از آن آرمین شهنی است و عکس های بعدی از فرهود شهنی منصوری که سلامتی و توفیق شان را از خداوند منان خواستارم.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩۱/۱/٢

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی

 ۸۷۶۰ ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت

۳۱۵۳۰۰ ثانیه دوستی

سال نو مبارک

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱٢/٢۱

گرد و غبار مسوولان استان را دیر بیدار کرد!

بیدار شوید! گرد و غبار آمده است...

دستگاه های مسوول با این همه تجهیزات پیشرفته چه گونه نمی توانند وضعیت آلودگی هوا را پیش بینی کنند؟!


ادارات شهرستان اهواز یک ساعت بعد از تعطیلی مدارس و پس از شروع فعالیت کارمندان، تعطیل شدند!

صبح روز یک شنبه 21 اسفند ماه شهروندان اهوازی بعد از بیرون زدن از خانه متوجه گرد و غبار غلیظی شدند که خورشید را بی رنگ کرده و هوای شهر را در بر گرفته بود و به نفس شهروندان زخم می زد. این در حالی بود که هیچ دستگاه مسوول و نیز رسانه های اطلاع رسانی تا ساعت 15: 07 صبح اطلاعی از تعطیلی مدارس و نیز دستگاه های دولتی نداشتند.

جالب این جا بود که یکی از کارشناسان یکی از 5 دستگاه  مسوول با وضعیت گرد و غبار در خوزستان در ساعت 7 صبح که گرد و غبار آسمان شهر را به سینه کشیده بود؛ از تعطیلی مدارس اطلاعی نداشت و به خبرنگار ما گفت: "فرمانداری اهواز مسوول تصمیم گیری در خصوص تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و ادارات است و تا کنون نیز خبری از دستگاه های اطلاع رسانی اعلام نشده است."

این در حالی بود که به گفته ی مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان، در ساعت 5 صبح یک شنبه آلودگی هوای اهواز یک هزار و 90 میکروگرم بر مترمکعب ( 7 برابر حد مجاز آلودگی) و آبادان نیز یک هزار و 735 میکروگرم بر مترمکعب (11 برابر حد مجاز آلودگی) به ثبت رسید.

همچنین یک شهروند مطلع اهوازی از درج خبر تعطیلی مدارس نوبت صبح و دانشگاه‌های شهر اهواز در ساعت 07:17:44 در خبرگزاری ایسنای خوزستان خبر داد و گفت: "بر اساس اطلاعیه‌ای که از سوی استانداری خوزستان صادر شده است، همه مدارس شهر اهواز در سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان در نوبت صبح و دانشگاه ها تعطیل هستند."

احمدی از فعالیت ادارات و بانک‌های اهواز و دیگر شهرستان‌های استان در این روز خبر داد و افزود: "رادیو اهواز مرتب از فعالیت ادارات و بانک های اهواز و تعطیل نبودن آن ها خبر می دهد و با پلیس راه نیز صحبت می کند. در حالی که لازم است با جناب فرماندار یا استاندار به گفت و گو بنشیند."

این شهروند اهوازی که خبرهای رسانه های جمعی استان را پیگیری می کند از تعطیلی ادارات شهرستان های اهواز 68 دقیقه بعد از تعطیلی مدارس و دانشگاه ها خبر داد و گفت: "در خبری که ساعت 08:25:12روی خروجی خبرگزاری ایسنای خوزستان رفته است؛ از تعطیلی ادارات اهواز سخن گفته شده است." در این خبر آمده است: "پیرو اطلاعیه‌ی استانداری خوزستان، ادارات شهرستان اهواز تعطیل شده‌است. پیش از این همه مدارس شهر اهواز در سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان در نوبت صبح و دانشگاه ها تعطیل اعلام شدند."

وی افزود: "استانداری خوزستان در حالی ادارات اهواز را تعطیل اعلام می کند که کارمندان بیش از یک ساعت بر سر کار خود حاضر شده اند!"

وی توضیح داد: "دستگاه های مسوول از جمله هواشناسایی که پیش بینی وضعیت هوا را بر عهده دارد، محیط زیست که مسوول اعلام غلظت آلودگی است، بهداشت که مسوول اعلام اثر غلظت هوا بر سلامتی شهروندان است و استانداری و فرمانداری ها که مسوولیت تصمیم گیری در خصوص تعطیلی یا عدم تعطیلی مدارس، دانشگاه ها و ادارات اهواز و دیگر شهرستان های استان را بر عهده دارند، چه کار می کنند که به موقع نمی توانند برای تعطیلی یا شروع فعالیت مردم محروم استان- که از هوای ناسالمی برخوردارند- تصمیم بگیرند؟!"

وی تصریح کرد: "آقای استاندار! جناب فرماندار! دستگاه های مسوول با این همه تجهیزات پیشرفته چه گونه نمی توانند وضعیت آلودگی هوا را پیش بینی کنند؟!"

به راستی! پاسخ گوی به خطر افتادن سلامتی مردم به ویژه کودکان، نوجوانان، جوانان، کارمندانی و کارگران اهوازی و دیگر هم استانی های عزیزمان در روزی که آلودگی هوا چندین برابر حد مجاز است، چه فرد یا افراد و چه دستگاه هایی است؟!

با تعطیل کردن اداراتی که کارمندان اش بیش از یک ساعت بر سر کار حاضر شده اند، چه نوشدارویی تجویز می کنیم؟!

برگرداندن کارمندان از محل کار به خانه آن هم در فضای بسیار آلوده چه تصمصم گیری منطقی و چه موهبتی است؟ به جز این که دل شان را به تعطیلی یک روز کاری خوش کنیم! دل هایی که به جای نشستن در محل کار باید در خانه پای برنامه های تکراری تلویزیون بنشینند.

آقایان مسوول! امروز صبح که از خواب بیدار شدید، آیا به خورشید نگاه کردید که در پس پرده ای از غبار به سرفه افتاده بود و درختانی که منتظر نسیمی بودند تا گرد از رخ بزدایند؟  

شهروندانی که با ماسک، کف دست و نیز لباس های خود بر دهان شان قفل زده بودند تا لقمه های تحمیلی کشورهای حوزه ی خلیج فارس و نیز بیابان های خودمان از گلوی شان پایین نرود؟

آیا برای فرستادن فرزندان تان به مدرسه، دانشگاه و اداره ها تصمیم عاجل گرفتید یا این که مثل دیگر شهروندان اهوازی که در فضای غیر قابل تحمل گرد و غبار به مدارس و دانشگاه ها و اداره ها رفتند، علاج واقعه را بعد از وقوع کردید؟!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱٢/٥

مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی

خوزستان رتبه دوم بخش خبر را کسب کرد


حبیب اله بهرامی روزنامه نگار خوزستانی و مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان در هجدهمین جشنواره‌ی مطبوعات و خبرگزاری‌ها رتبه ی دوم بخش خبر را در مطبوعات استانی به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرنگار ما، در آیین اختتامیه هجدهمین جشنواره‌ی مطبوعات و خبرگزاری‌ها- که در تالار وحدت تهران برگزار شد- "حبیب اله بهرامی" از هفته نامه "ندای جنوب" با خبر "آب شرب در اهواز آتش گرفت"  در بخش خبر مطبوعات استانی رتبه دوم این جشنواره را به دست آورد.

این گزارش حاکی است: تعداد 14 هزار و 20 اثر فرستاده شده به جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها در شش بخش خبرگزاری‌های رسمی، مطبوعات، نشریات، پایگاه‌های اطلاع‌رسانی اینترنتی، بخش ویژه و بخش دانشجویی رقابت ‌کردند.

در این جشنواره، مطبوعات سراسری با هزار و 725، استانی شش هزار و 876 اثر، خبرگزاری‌ها 537 اثر، پایگاه‌های اینترنتی 139 اثر و بخش دانشجویی با چهار هزار و 400 اثر شرکت کردند.

به نفرهای نخست برگزیده این جشنواره مبلغ 50 میلیون ریال، بورسیه تحصیلی، لوح تقدیر و تندیس جشنواره و به نفرات دوم و سوم به ترتیب 15 و 10 میلیون ریال و لوح تقدیر اهدا کردند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱٢/٤

حبیب اله بهرامی برگزیده ی بخش ویژه این جشنواره شد


برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود معرفی و در آیینی از آنان تجلیل شد.

در آیینی در سینما کیهان شهرستان دورود برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر این شهرستان معرفی و از آنان با اهدای تندیس، لوح سپاس و جایزه نقدی تجلیل شد.


به گزارش خبرنگار ما در این جشنواره که جمعی مسوولان محلی و داستان نویسان و هنرمندان کشور حضور داشتند، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دورود در سخنانی از هنرمندان و ادیبان کشور به عنوان بازوان هنر و فرهنگ ایران زمین یاد کرد و با استناد به آیات قرآن کریم و ذکر این نکته که داستان گوی ما شارع مقدس است به نقش فیلم ها و سریال های ساخته شده و تاریخی از جمله "یوسف پیامبر" و "مختارنامه" اشاره کرد و گفت: بسیاری از پ‍ژوهشگران و تحلیلگران کشورمان بر این عقیده اند که خیزش های اسلامی مردم در سراسر جهان از جمله حوزه ی خلیج فارس الهام گرفته از فیلم ها و سریال های تاریخی از جمله "یوسف پیامبر" و "مختار نامه" است.


حجت الاسلام والمسلمین علی ارکبان شهرستان دورود را از قطب های داستان نویسی در سطح کشور قلمداد کرد و ضمن ارزیابی مسائل کیفی و کمی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود افزود : این جشنواره به لحاظ استقبال داستان نویسان خوب و برتر کشور جایگاه خود را در ایران پیدا کرده است و همه ساله شاهد ارتقای مسائل کمی و کیفی آن هستیم و امید واریم جشنواره نهم به مراتب پر بار تر از جشنواره کنونی باشد .

وی یا دآور شد : ترویج آموزه های اسلامی مهمترین فاکتور عملکرد هنرمندان باید باشد که در اکثر آثار ارسالی خوش بختانه به این امر مهم توجه شده بود. مسائل و آموزه هایی که از کتاب آسمانی مسلمانان نشات گرفته و در زندگانی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین ( علیه السلام ) تبلور یافته است.

وی تاثیر القای مطالب را در قالب داستان موثر و ماندگار توصیف کرد و از دست اندرکاران این جشنواره از جمله هیات داوران نهایی(حسین سناپور، محمد حسین شهسواری و امیر حسین خورشیدفر) و داور مرحله ی مقدماتی(کورش رشنو) قدردانی کرد.


گفتنی است در کارگاه داستان نویسی هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر درود داستان های که صبح و بعدازظهر در مجتمع طلاییه و سینما کیهان برگزار شد، داستان های برگزیده پس ازقرایت توسط نویسندگان آن ها، از سوی هیات داوران مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.

همچنین توحیدیان یکی از برگزار کنندگان این جشنواره در گفت و گو با خبرنگار ما از دریافت 397 داستان کوتاه به دبیرخانه جشنواره خبر داد و گفت: در بخش آزاد این جشنواره 327 اثر و در بخش ویژه که به موضوع جهاد اقتصادی و امر به معروف و نهی از منکر اختصاص داشت 70 داستان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت که در نهایت 100 داستان برای مرحله دوم داوری انتخاب شد که سرانجام در بخش آزاد سه اثر برتر و سه اثر تقدیری و در بخش ویژه نیز دو اثر برگزیده شدند.

در ادامه ی آیین اختتامیه جشنواره بیانیه هیات داوران قرایت شد.


محمد حسین شهسواری در این بیانیه توجه به مسایل بومی و آداب و رسوم و بیان مسایل و مشکل های محیط پیرامون را از نقاط خوب داستان های داوری شده برشمرد و توجه به شگردهای امروزی تر در داستان نویسی و در نظر گرفتن الزامات فرهنگی و تکنیکی را ضروری دانست و خاطر نشان کرد: داستان های مورد ارزیابی قرار گرفته در هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر درود ما را به نسل داستان نویسان کشور امیدوار کرد.

هچنین حسین سناپور در گفت و گو با خبرنگار ما سطح کیفی و کمی آثار رسیده به جشنواره را خوب اریابی کرد و خواستار ورود نویسندگان به موضوعات مختلف و راه های جذاب کردن داستان ها شد.


سناپور که متولد ‌۱۳۳۹ کرج است؛ کار داستان نویسی را از کلاس های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب او از جمله پرفروش ترین رمان های معاصر فارسی بود که به چاپ دوازدهم رسید.

او در آغاز فعالیت داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان می نوشت. پسران دهکده (۱۳۶۹) و افسانه و شب طولانی (۱۳۷۳) حاصل این دوران است. سپس به روزنامه نگاری روی آورد و از سال 63 به کار داستان‌نویسی و نوشتن نقد داستان و فیلم روی آورد و از سال ۷۲ تا 79 نیز در بخش‌های ادب و هنر چهار روزنامه مشغول کار شد.

 سناپور مدتی هم بر کار گردآوری و چاپ داستان های مجلات گردون و کارنامه نظارت داشت. اولین رمان اش نیمهٔ غایب را در ۱۳۷۸ منتشر کرد. این رمان برای او جوایز مختلفی را به ارمغان آورد و در مدت یک سال شش بار تجدید چاپ شد. در سال ۱۳۸۰ کتابی در شناخت زندگی و آثار هوشنگ گلشیری به نام همخوانی کاتبان تالیف و منتشر کرد. او هماکنون مشغول تدریس داستان نویسی است

ده جستار داستان نویسی(درس نامه های داستان نویسی)- ویران میآیی- با گارد باز و سمت تاریک کلمات که برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه در ششمین دوره جایزه ی هوشنگ گلشیری شد از جمله آثار اوست.

سناپور در سال78 جایزه ی مهرگان ادب را برای نیمه ی غایب، سال 81 جایزه ادبی یلدا و در سال 85 در ششمین دوره جایزهٔ هوشنگ گلشیری، برنده بهترین مجموعه داستان کوتاه برای سمت تاریک کلمات شد.

در پایان این جشنواره مهرداد موسویان از همدان، مهدی قلمی از زنجان و علی شاه علی از الیگودرز به ترتیب رتبه های اول تا سوم را به دست آوردند.

همچنین از تهمینه کرمی از بروجن، ناهید قادری حاجی آبادی از کرمانشاه و علی فاطمی از اصفهان، روح اله سلیمانی از خرم آباد و نگار کیماسی از بروجن  تقدیر شد.

در بخش ویژه نیز حبیب اله بهرامی از اهواز و شمسی وفایی از کرمانشاه برگزیده شدند.


سرنا نوازی توسط گروه موسیقی این شهرستان از دیگر برنامه های این جشنوار بود.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱۱/۱۱

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱۱/۱٠

کی به کیه!

به دنبال سفر چند روزه ی استاد صاف صادق اهوازی با یک گردان هیات همراه به استان ماستارا مان کشور "موسیه" و بازگشت عارفانه و موفقیت آمیزشان به میهن و کلان شهر اهواز، خبرنگار ما ملقب به "بچه نفتون" در فرودگاه با ایشان گفت و گویی انجام داده است که با هم می خوانیم:

بچه نفتون: خب جناب استاد و دکتر صاف صادق اهوازی! ممکنه ابتدا خودتان را معرفی کنین؟

صاف صادق اهوازی: خودتان که نام مرا گفتین. نیازی به معرفی نیست.

بچه نفتون: از "موسیه" چه خبر؟

صاف صادق اهوازی: سلامتی، خبر خاصی نبود. هر چه بود عام بود.

بچه نفتون: همین؟!

صاف صادق اهوازی: همین! می خواستی چند مین باشه؟!

بچه نفتون: ولی این جور که رسانه ها نوشتن شما با یک گردان آدم و برای سرمایه گذاری خارجی ها در امور اقتصادی و چند نقطه ای بستان مان به این سفر رفتین، درسته؟

صاف صادق اهوازی: ای ی ی ی... در ضمن یک نفر کم تر از یک گردان بود.

بچه نفتون: خب. به تعریف ببینم چه خبر بود؟

 صاف صادق اهوازی: گفتم که؛ خبر خاصی نبود...

بچه نفتون: استاد جان! پس یه هفته در "موسیه" چه کاری انجام می دادین؟

صاف صادق اهوازی: خیلی کارا تازه یه هفته هم نبود؛ همش دو روز بود...

بچه نفتون: خوش گذشت؟

صاف صادق اهوازی: جای شما خالی بود. چرا نیومدین؟

بچه نفتون: شما که مرا با خودتون نبردین...

صاف صادق اهوازی: آها! در عوض یه خبرنگار بردیم که عده ای نگن فقط خودشون می رن خارج...

بچه نفتون: خوش که گذشت؟

صاف صادق اهوازی: ای بابا! چند بار می پرسی؟! په نه رفتیم کویر لوت که خوش نگذشت؟!

بچه نفتون: در این مدت که نبودین خبری نشد؟!

صاف صادق اهوازی: کجا خبری نشد. اون جا که خیلی خبرا بود. این جا هم مگه قرار بود خبری بشه؟! آب از آب تکون نخورد. از خارج اوضاع و احوال این جا رو کنترول می کردیم.

بچه نفتون: چه طوری؟!

صاف صادق اهوازی: مثل پلو تو دوری! به چه طوری اش کاری نداشته باش. اما برای این که دست خالی نری برات می گم. از طریق ایمیل و سایت و تلفن و ...

بچه نفتون: پس به چی کار داشته باشم؟!

صاف صادق اهوازی: مشکل خودته! کار تو رو که ما نباید گوشزد کنیم!

بچه نفتون: چه کار کردین این همه مدت؟

صاف صادق اهوازی: اولن، این همه مدت نبود و دو روز بود. دومن کلی در نشست ها و ایستادن های رسمی و غیر رسمی سمی ناهار و سمی شام و ناشتا تشکیل دادیم و با سرمایه گذاران سر و کله زدیم و گشتیم و عکس گرفتیم...

بچه نفتون: خب، نتیجه چی شد؟

صاف صادق اهوازی: خوب بود. یه قولایی به ما دادند و ما هم یه قولایی به اونا دادیم.

بچه نفتون: از قولا بگین؟

صاف صادق اهوازی: از کدوم قولا؟ ما یا اونا؟

بچه نفتون: از هر دوتا.

صاف صادق اهوازی: اول قولای خودمون رو بگم یا قولای اونا رو؟

بچه نفتون: هر طور که مایلین.

صاف صادق اهوازی: من که هیچ تمایلی به دادن قولا ندارم. این شمایین که دنبال قولا هستی!

بچه نفتون: از قولای اونا بگین.

صاف صادق اهوازی: قول دادن که در اولین فرصت بیان اهوازو وضعیت این جا رو که ما براشون تشریح کردیم، ببینن و بعد برامون آهن‌آلات، الیاف، چوب‌ و بعضی از ماشین‌آلات بیارن.

بچه نفتون: قول شما چی بود؟

صاف صادق اهوازی: ما هم بهشون قول دادیم که حسابی ازشون پذیرایی کنیم و مثل سفر به "مالمان" که به ما نون پنیر و گوجه دادن با مرغ و مسما ازشون پذیرایی کنیم. همون جور که اونا از ما پذیرایی کردن و حسابی بهمون رسیدن. همچنین قول بهشون دادیم که ماشین‌آلات کشاورزی، مواد غذایی، فرش، خشکبار و شوینده‌ها و این جور چیزا براشون بفرستیم.

بچه نفتون: همین؟!

صاف صادق اهوازی: همین کم کاریه مرد حسابی؟! در ضمن در زمینه های ترانزیت کالا و نیز حمل و نقل، ساخت واحد های نیروگاهی، صادرات کالا و خدمات غیرنفتی، سرمایه گذاری دربخش های کشاورزی و گردشگری و همکاری دربخش شیلات ، صیادی و تکثیرو پرورش آبزیان صحبت کردیم و قول دادیم و یه چیزایی هم امضا کردیم. فکر کنم اسمش تفاهم نامه بود...

بچه نفتون: دستاورتون از سفر به خارج همین قول مولا بود؟!

صاف صادق اهوازی: همین قولا و تفاهم نامه ها بود ولی مولا نه!

بچه نفتون: راستی! چند وقت پیش هم سفری به "مالمان" و "ملند" داشتین؛ نه؟

صاف صادق اهوازی: آره. منظور؟

بچه نفتون: اون حاها چه خبر بود؟

صاف صادق اهوازی: خوب بود. کلی توی این کشورا گشتیم و از صنایع و منایع و چیز میزاشون عکس و فیلم گرفتیم. جایی نبود که نرفتیم.

بچه نفتون: این دیدن ها به درد هم خورده؟

صاف صادق اهوازی: مگه نشنیده ای که می گویند: لنگه کفش در بیابان نعمت است؟! تازه! هر چیزی که خوار آید روزی به کار آید...

بچه نفتون: من که چیزی دستگیرم نشد!

صاف صادق اهوازی: مشکل خودتونه. ما که دستگیرمان شد...

بچه نفتون: با توجه به این که فرودگاه هم داره تعطیل می شه ما مزاحم نمی شیم، باقی مطالب رو بذاریم برای مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی.

صاف صادق اهوازی: نیازی نیست. یکی از همکاران شما با ما بود. خبری رو با هماهنگی ما تهیه کرده که می ذاره روی سایتشون و شما می تونین برین و از روی سایت بردارین و مثل همیشه به نام خودتون در نشریات درج کنین...

بچه نفتون: یه سوال خصوصی هم دارم.

صاف صادق اهوازی: بفرما.

بچه نفتون: می خواستم توی گوشتون بگم.

بچه نفتون: (دهان را نزدیک گوش استاد صاف صادق اهوازی می برد) سوغاتی موغاتی برای ما هم آوردین؟

صاف صادق اهوازی: ای ی ی ی... حالا...

بچه نفتون: من دیگه مزاحم نمی شم و می رم مصاحبه رو برای چاپ آماده کنم.

صاف صادق اهوازی: حسابی بهش آب و تاب بده و بنویس که قراره یه هیات کارشناسی و خبره از خارج بیان و در کلان روستا، ببخشید، کلان شهر ما سرمایه گذاری کنن...

بچه نفتون:همین؟

صاف صادق اهوازی: خودت چارتا چیز دیگه هم بهش اضافه کن. کی به کیه! ببینم چه می کنی...

بچه نفتون: می گم بهتر نیست جای خودتون رو با وزیر امور خارجه عوض کنی؟!

صاف صادق اهوازی: تازه داریم خودمون رو برای سفر بعدی به یکی از کشورای خارجی آماده می کنیم تا سیل سرمایه گذاران خارجی را به استان مون جاری بشه... راستی برای سفر بعدی خودت رو آماده کن. فقط این مصاحبه رو چربش کن... بای. 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱۱/۳

شهادت امام رضا(ع) را به مسلمانان جهان

به ویژه شیعیان گران قدر تسلیت می گوییم

</
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۱٠/٢۳

هر کوچه به نام خود شهیدی دارد


پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با عنوان"ترنم باران" به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در تالار مهتاب اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما در این جشنواره که جمعی از شاعران و ادب دوستان حضور داشتند، مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در سخنانی برنامه‌های مرتبط با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را مورد توجه قرار داد و خواستار انتقال فضیلت‌ها و ارزش‌های به یادگار مانده از هشت سال دفاع مقدس در دل جامعه و به نسل‌های بعد از دوران دفاع مقدس منتقل شد تا روح معرفتی و آن چه که در هشت سال دفاع مقدس محقق شد بتواند ماندگار و پایدار بماند.


سرهنگ عبدالمجید عقیلی خاطر نشان کرد: امروز انوار بیدارگری- که برگرفته از مقاومت و پایداری ملتی مظلوم، تنها و غریب در دوران غربت آغاز انقلاب و هشت سال دفاع مقدس است- آن چنان به  اقتدار و عزتی رسیده که تمامی معادلات منطقه‌ای و جهانی بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی ایران محکوم به فنا خواهد بود.

وی گفت: حوزه شعر دفاع مقدس تا به امروز فراز و نشیب‌های زیادی را فرا رو داشته است اما مساله حائز اهمیت این است که نیازمند یک توازن منطقی در اضلاع هندسی آن است.

وی افزود: در بعضی ادوار ظرفیت حوزه مخاطبان این شعر بالا رفته و در بعضی از ادوار حوزه آثار افزایش پیدا کرد و در بعضی از ادوار نیز آثار هنرمندان و خود هنرمند به ظرفیتی رسیده که آن حرکت هم‌پای مخاطب نبوده است.

وی تاکید کرد: شعر دفاع مقدس باید خوب تعریف شود، جلوه پیدا کند و در بستر چنین جشنواره‌هایی تحقق پیدا کند و جشنواره شعر " ترنم باران"ی به دنبال همین رهیافت است تا بتواند این سه ضلع را در وقت‌های مناسب رقم بزند.


سپس نماآهنگ "فرشتگان خاک" به کارگردانی فرامرز گرجیان از هنرمندان مجرب و بی ادعای خوزستانی پخش شد و آنگاه مجری از "غلامرضا کاج" از دزفول خواست که برای شعر خوانی پشت تریبون قرار گیرد که او این چنین خواند:"جز پرچم سبز عشق بر دوش مباد/ فریاد رسای لاله خاموش مباد/ در بین تمام راهیان شب قدر/ راه شهدا دمی فراموش مباد"

وقتی که غلامرضا کاج از سن پایین آمد، "زهرا آراسته" از اهواز بالا رفت و گفت:"یواش یواش رسیدند آن صورت های کبود/ آخ بمیرم پس چرا رقیه توش نبود/ زخم پاهای دختر خوب نمی شه محاله/ مگه چه قدر جون داره یه دختر 13 ساله؟"


و "قاسم آهنین جان" که از شاعر گفت و از شهیدان دفاع مقدس، غزه و کربلا: شهیدان کشف‌المحجوب می‌کنند. شهیدان از علی بن‌ابی‌طالب تا حسین بن‌علی و اولادش، شهیدان انقلاب و خاصه دفاع مقدس و اکنون بیداری اسلامی در مرکز هستند و در جوار الله.

وی افزود: شاعر فقط عرض ارادتی می‌کند شهیدان را و بس و تجلیل می‌کند کاشفان محجوب را. شاعران از مولانا تا من ستایش‌گر شهیدان هستند همین و بس.

وی سپس ندا سر داد:"ای کاش درخت بودم/ تک درختی/ ای کاش سایه بودم/ سایه بر شکسته شمشاد شهیدان دشت کربلا..."

"رحیم جلیزی" که آمد از دریا گفت:"عمری پریشان بود و ناامید دریا/ بر انتحار موج می گریید دریا" "عباس آتشی" از اندیمشک از شهید سرود:" نیامدی/ آن قدر که تمام خانه های کوچه چند طبقه شده اند/ نیامدی و سال هاست بنگاه داران محله چشم دوخته اند به خانه ی ما..."

وی همچنین از برگزاری کنگره ی شعر دو کوهه در آینده ی نزدیک خبر داد و خواستار شرکت شاعران در این کنگره شد.


سخنران بعدی جشنواره معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بود که به سابقه ی 19 ساله‌ ی جشنواره اشاره کرد و گفت: جلسه امروز ما مقدمه‌ای است برای ورود به کنگره سراسری دفاع مقدس که در سال 91 در استان کردستان برگزار خواهد شد و برگزیدگان استانی به کنگره دعوت می‌شوند.

سرهنگ رسولی‌منفرد افزود: در 19 دوره گذشته کنگره شعر دفاع مقدس سیر تکاملی خود را طی کرده و به مراتب بسیار بالایی رسیده است.

وی گفت: در سال های گذشته شعرها به طور متمرکز در تهران داوری می‌شد و یک کنگره برگزار می‌شد که از قضا چند کنگره در همین استان و در شهرهای خرمشهر، اهواز، آبادان و طلاییه اجرا شد. از آن جا که استان‌ها فعالیت‌های خوبی داشتند و توانایی‌های خود را نشان دادند تصمیم گرفته شد جشنواره‌ها به طور استانی اجرا شوند و برگزیدگان برای مرحله نهایی خود را به کنگره برسانند. این شیوه حدود پنج دوره در حال اجرا است و بسیار مفید بود. شاعران بسیار جوان و حتی افراد مسن از مسیر چنین جشنواره هایی خود را به کنگره رساندند.


سرهنگ رسولی‌منفرد یادآور شد: این جشنواره قبلا فقط با موضوع دفاع مقدس بود اما امسال موضوع دفاع مقدس، دفاع مقدس با مضامین عاشورایی، شعر کودک و نوجوان، شعر مقاومت ملل و شعر آیینی را در نظر گرفتیم. کاری که در یکی‌دو سال گذشته انجام شد و ثمرات بسیار خوبی داشت شعرگویی با زبان‌های مختلف آذری، کردی، ترکمنی و عربی است. هر استانی که برای ورود به این بحث توانایی داشت خود را رساند. به دلیل رشد خوبی که در این زمینه در کشور داشتیم سال گذشته در کنگره‌ها  برای اولین بار شعرهای برگزیده‌ را با زیرنویس فارسی پخش کردیم.

وی افزود: آنچه که از ما بر می‌آید این است که زمینه‌های حضور و پیشرفت در موضوع شعر دفاع مقدس را مهیا کنیم و حتی‌الامکان این تلاش را کرده‌ایم.

پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان با پخش نماآهنگی با عنوان "زیر سایه ی نخل" یاد زنده یاد استاد عبدالرضا قناد دزفولی را گرامی داشت. نمااهنگی که قطره های اشک را بر دیدگان بسیاری از شاعران جاری کرد.


همچنین با اهدای لوح تقدیر که تقدیم به همسر استاد قناد شد از این شاعر و منتقد خوزستانی تجلیل شد.

در ادامه سرکار خانم "محدثه الماسی" غزلی تقدیم به جانبازان شیمیایی کرد:" اندوه یک دل می شود بر گرده ام باشد/ بر گرده یک اندوه تاول خورده هم باشد"

و "محمد ایمانی" از آبادان از گم شدن کبوتری از عکس شناسنامه ی آبادان گفت و جان کندن یک شهر در باران:" همچون غزلی که خط خط می سوزد/ او شکوه نمی کند فقط می سوزد"


سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی کنگره سراسری شعر دفاع مقدس که پشت تریبون آرام گرفت، ندا داد:" رفتند مردانی که مرد آسمان بودند/ رفتند تا جایی که سر بر آسمان سودند"

"بهمن ساکی" شاعر کارکشته و همیشگی جشنواره ها و همایش های شعر و ادب این چنین خواند:" تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ تا انتهای حافظه ها باد رفته است/ فایده نداشت هر چه به سندان شب زدیم/ در گوش خاک پنبه ی پولاد رفته است"


"زهرا شعبانی" از هندیجان از پرستو گفت و آسمان:" می شود تا باد پرستو بود/ گرچه زخمی به پیکرت باشد/ می شود هفت آسمان یک عمر/ زیر آرامش پرت باشد" و "محمود طیب" از بهبهان از جنگ سرود و جنون:" کجاست که نگرفته نرفته دایی ات/ نبرده است جنون به کدام ناحیه ات" ولی "داود مالکی" از شوشتر خطاب به حاضران گفت:" جز چند عروسک چیزی در حافظه مان نماند/ آن هم در آغوش نکشیده ترکید"


وقتی "افرا عسکریان" از ایذه آمد و سرود:" می نویسم درد روح سنگ برمی خیزد از/ ناگهان از هر طرف آهنگ بر می خیزد از"؛ "اسمت موسوی" از آبادان پشت تریبون قرار گرفت و گفت:" گریه شروع تو بود/ نمی دانم کدام سیلی/ زمانه را به بازی گرفته/ که زیر موشک قایم می شوی"


"مرتضا پارسا" شاعر خوزستانی که مدت هاست در استانی دیگر زندگی می کند؛ بعد از "موسوی" آمد و ناله سر داد:" با پنجره ی سکوت درگیر شدیم/ از زندگی نکرده مان سیر شدیم/ فکر تو چه قدر باعث شادابی ست/ آن قدر جوان شدی تا پیر شدی" اما "هادی محمدزاده" از دزفول از خاک شهرش گفت و از شهیدان:" تقدیر بلند و روسپیدی دارد / هر شاخه به دست خود نویدی دارد/ کمیاب ترین خاک زمین دزفول است/ هر کوچه به نام خود شهیدی دارد"

"محمد‌ شریفی" شاعر اهوازی هم که برای شعرخوانی دعوت شده بود، گفت: وقتی به سال‌های بعد از انقلاب نگاه می‌کنم تلاش جوانان را می‌بینیم. ما دل تنگی داشتیم برای پرورش نسل جوان و این جنگ به ما تحمیل شد.


وی خاطرنشان کرد: واقعا این جوان‌ها شایسته بودند که ما در طول سال آن‌ها را ازیاد نبریم و بتوانیم به عناوین مختلف کنگره‌های مختلفی را برای این بزرگواران برگزار کنیم.

در ادامه، "علی پور: از دزفول از ظهر عاشورا گفت:" ظهر عاشورا که شرح شعله ی آغاز بود/ مرد کوچک سال عاشق، آخرین سرباز بود/ شرح هفتاد و دو زخمی را که بر تاریخ ماست/ از گلوی خون نثارش اولین آواز بود" "قاسم دیده بان" از شوشتر در پاسخ گفت:" ای بلندای زمان ای که ژرفایت عمیق/ سنگ و مرجانت گهر هر قطره ات هم چون عقیق"

پس از اجرای نماآهنگی دیگر با نام "خاک خوب" ، "داوودرضا کاظمی" به نمایندگی از هیات داوران این جشنواره که متشکل از داوودرضا کاظمی، علی‌رضا شکرریز و مرتضی حیدری‌آل‌کثیر بود، درباره شعرهای رسیده به دبیرخانه جشنواره گفت: شعر شگفت انگیزترین ارزانی پروردگار مهربان به انسان اندیشمند است. آن گاه که در ذهن نا آرام و جست‌وجوگر شاعر واژه‌ها به ترنم در می‌آیند و ناگاه حماسه‌ای بزرگ آغاز می‌شود.


او ادامه داد: شعر امروز استان خوزستان در برگیرنده جریان‌های متفاوت و بالنده ادبی است که با رعایت اعتدال و توجه به مخاطب در راه اعتلای فرهنگ و ادب این مرز و بوم عاشقانه و صبور گام بر می‌دارد.

وی تصریح کرد: هیات داوران جشنواره "ترنم باران" پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس استان خوزستان از شاعران اندیشمندی که به فراخوان شرکت در جشنواره پاسخ مثبت داده و 360 سروده ارزش‌مند را به دبیرخانه جشنواره ارسال کرده‌اند قدردانی می‌کند.

او اظهار داشت: فراوانی آثار رسیده و گوناگونی سبک و سیاق، انواع بیانی و زبان غالب در آن‌ها بی‌شک مستلزم صرف وقت، دقت نظر و لحاظ کردن معیارهای دقیق برای سنجش بود و بدیهی است گزینش هر یک از داوران بر اساس انطباق و یا عدم انطباق آثار با معیارهای طرح شده از سوی هر یک صورت گرفته و پس از ساعت‌ها بررسی آثار بر اساس معیارهای ذیل مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته است.

کاظمی افزود: مواردی از جمله جوهره شعری آثار و ظرفیت‌هایی چون اندیشه ارزش‌مند و منطق شاعرانه، تازگی و طراوت و وسعیت در تخیل برآمده از نگاهی شاعرانه و نازک‌بین، ساختار یکپارچه و پرداخت موقعیتی با اجرای ترتیب‌بندی‌های فرمی معنایی و ویژگی‌هایی هم‌چون موسیقی درونی اثر و تشخص زبانی و زبان‌ورزی، حس برانگیزی‌های شاعرانه و غنای عاطفی اثرگذار و پایدار، نوآوری و پرهیز از کلیشه‌های تجربه شده در حوزه‌های زبان، فرم، لحن، مضمون و برخورداری از هویت شخصی و مستقل در ارایه اثر معیارهای ارزیابی داوران قرار گرفت.

او یادآور شد: با توجه به این شناسه‌ها بسیاری از آثار رسیده به بخش داوری جشنواره ارزش هنری والایی داشته و قابل تقدیر هستند. اما در فرایند ناگزیر انتخاب بهترین‌ها و در مجموع هیات داوران سروده‌های 17 شاعر در چهار موضوع اصلی جشنواره را به عنوان برگزیده و آثار هفت شاعر دیگر را شایسته تقدیر معرفی کرده است.


در پایان این جشنواره برگزیده‌های هر بخش معرفی شدند که در بخش "دفاع مقدس" اکبر آزادپور از اندیمشک و محمود طیب از بهبهان به صورت مشترک اول، افرا عسکریان از ایذه و عصمت موسوی از آبادان به صورت مشترک دوم و مرتضی پارسا از اهواز، علی‌رضا زمانی از اندیمشک و داوود مالکی از شوشتر به صورت مشترک سوم شدند.

هیات داوران در این بخش ناصر ندیمی از آبادان و سید شهاب‌الدین طباطبایی از باغملک را شایسته تقدیر دانست.

در بخش "دفاع مقدس با بهره‌گیری از مفاهیم و مضامین عاشورایی" محدثه الماسی از اهواز رتبه اول را کسب کرد محمد ایمانی از آبادان دوم شد و فرهنگ دشتی از آبادان و مرتضی ذاکر از اهواز مشترکا سوم شدند.

ایمان عباس‌پی از اهواز، هادی محمدزاده از دزفول و محمد زبیدات‌اصل از سوسنگرد به رای داوران شایسته تقدیر این بخش شدند.

هم‌چنین در بخش "شعر مقاومت ملل با تاکید بر بیداری اسلامی" زهرا شعبانی از هندیجان اول، ‌عباس آتشی از اندیمشک دوم و رحیم جلیزی از شوش سوم شد.

در این بخش نیز حاجی‌مراد اسماعیل‌وندی از ایذه و اصغر رضایی‌گماری از گتوند شایسته تقدیر شدند.

هیات داوران در بخش "شعر کودک و نوجوان و دفاع مقدس" به ترتیب اردشیر زاهدی از اهواز، زهرا آراسته‌نیا از اهواز و غلام‌رضا کاج از دزفول را به عنوان برگزیده معرفی کردند.

در این جشنواره از بهمن ساکی، به عنوان پیشکسوت عرصه شعر دفاع مقدس، از قاسم آهنین‌جان، به پاس تلاش در عرصه شعر آیینی، از حمیدرضا اکبری (شروه)، به پاس تلاش در عرصه شعر دفاع مقدس، از علی‌رضا شکرریز، داوودرضا کاظمی و مرتضی حیدری‌آل کثیر، هیات داوران جشنواره، از وحید کیانی، دبیر علمی جشنواره و از سعید یوسف‌نیا، نماینده دبیر علمی کنگره سراسری شعر دفاع مقدس، تجلیل شد.

مانند سال گذشته دندان روی جگر می گذاریم و از نقاط ضعف این جشنواره چیزی نمی گوییم...

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٩/٢۱

علی(ع) دختر ندارد شیر دارد


همایش شعر سوگواری عاشورایی در دومین روز از ششمین دوره نمایشگاه کتاب استان خوزستان در سالن همایش های نمایشگاه بین المللی اهواز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، در این همایش که دکتر بهروز یاسمی شاعر و منتقد کشورمان به عنوان میهمان ویژه حضور داشت، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در سخنانی ضمن عرض تسلیت به مناسبت روزهای ماه محرم و  نیز درگذشت زنده یاد استاد عبدالرضا قناد دزفولی شاعر و منتقد پیشکسوت استان، در خصوص ادبیات دینی- آیینی و ایرانی- اسلامی به تفصیل سخن گفت و افزود: خوزستان در حوزه ی شعر و ادبیات، استان برخورداری است و تاریخ ایران و اسلام و اهل البیت نیز گواه این مطلب است.


حجت الاسلام و المسلمین سپهر سهم استان را در برخورداری از شاعران برجسته ی تشیع در مفاخر ادبیات دینی نسبت به دیگر استان ها بالاتر برشمرد و به تاثیر نقش رسانه های همگانی از جمله صدا و سیما در معرفی زنده یاد دکتر قیصر امین پور که امروزه در عرصه ی بین المللی نیز شناخته شده است، پرداخت و با اشاره به درگذشت زنده یاد قناد دزفولی خاطر نشان کرد: استاد قناد شاعر و منتقد زبر دستی در عرصه ی گفتار بود. مردی که در جلسات شعر و ادبیات توان راه رفتن نداشت اما شعرهایش را با انرژی زایدالوصفی قرایت می کرد. شعر او لبریز از غنای ادبی بود. خلا ایشان به این زودی پر نمی شود.

وی تاکید کرد: باید قدر شاعران استان را بدانیم و بستر لازم را برای عرضه ی توانمندی ها آنان به جوامع ادبی دینی - اسلامی فراهم کنیم.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در ادامه با اشاره به خیل شاعران اقوام مختلف استان و برگزاری همایش های شعر از جمله شعر "عاشورایی" و "غدیر و ولایت" به زبان عربی ،  "همدرنگ" با گویش لری و بختیاری، "گپ دل" با گویش بهبهانی و "ناله های فرات" به زبان فارسی افزود: خوزستان در وادی ادبیات دینی - آیینی و ایرانی- اسلامی حرف های بسیاری برای گفتن دارد. توانمندی های خوزستان در عرصه ی شعر امیدوارکننده است و شاعران جوانی که مشتاقانه به حوزه ی ادبیات می پیوندند، سرمایه های آینده ی این مرز و بوم هستند که امیدواریم با برنامه ریزی این استعدادهای خلاق را شکوفا کنیم.

در این همایش که مهندس ذراتی مشاور استاندار خوزستان در امور ایثارگران نیز حضور داشت،  "وحید کیانی" مجری مجرب، توانمند و همیشگی همایش ها غزلی از زنده یاد استاد "قیصر امین پور" قرایت کرد و در ادامه آیین شعر خوانی با سروده ای توسط "سروش" شاعر آبادان آغاز شد.


بعد از "سروش" که از حماسه ی جنگ گفت و عاشورا، "عبدالرسول سعادت" آمد و از زمینی که بی روی او سرد و مرده بود، خبر داد و گفت:" آن نخل به خون دمیده را می بوسید/ آن سرو خزان رسیده را می بوسید/ خورشید کنار علقمه خم شده بود/ دستان ز تن بریده را می بوسید"

اما "قاسم آهنین جان" شاعر سروده های آیینی از شعر که از زمان حافط و محتشم تا کنون شرف پیدا کرده است سخن گفت و افزود:" بنی هاشم ندارد ماه امشب/ که زخم است این فرات از دشنه هر شب"

"عیسی سجادی" آمد و شعری با یاد زنده یاد استاد قناد قرایت کرد:" عمری تلاش کرد که هنر بارور شود/ با شعر خویش اهل هنر مفتخر شود"

سرکار خانم "یوسفی" از امیدیه پشت تریبون که قرار گرفت از دست و علم و شک گفت و الفبای وفاداری و "اصغر رضایی گماری" از گتوند از دستان اش که هر لحظه بریده می شوند و نمی داند که یوسف خواهر دارد یا ندارد و نیز از ستارگان گم شده در محراب ناله سر داد و نوبت خود را به میهمان ویژه همایش داد.


دکتر"بهروز یاسمی" را پس از سال ها دیدم. هیچ فرقی با سال هایی که دانشجوی دانشگاه شهید چمران بود و در مجالس شعر نیز شرکت می کرد، نکرده بود. با تبسمی بر لب آمد و روبه روی شاعران و علاقه مندان ایستاد و چشم در چشم آنان دوخت و به آنان احترام گذاشت و گفت: اگر امروز زنده یاد قیصر امین پور در جمع ما نیست، اما بسیاری را در این جمع می بینم که در حد و اندازه ی امین پور هستند. او در پایتخت توانست صدایش را به گوش خیلی ها برساند ولی صدای شما کم تر شنیده می شود. امین پور به لحاظ اخلاق و منش جنوبی بودنش بود که در دل همه ی اهالی فرهنگ و ادب و هنر جای گرفت.

وی بر ضرورت سرمایه گذاری در زمینه ی فعالیت های ادبی تاکید و خاطر نشان کرد: در هیچ استانی به اندازه ی خوزستان بین شاعران کلاسیک کار، مدرن و آیینی اش- که در قالب ها و جریان های مختلف شعری کار می کنند- این همه توافق و همراهی و همدلی وجود ندارد. منتها این استان یک متولی نیاز دارد که همه ی اهل ادبیات را دریابد؛ چرا که اهالی فرهنگ و ادب دستشان به هیچ جا بند نیست.  

دکتر"بهروز یاسمی" تاکید کرد: امروزه اعتبار ما به نفت و پسته نیست که به هنر و ادبیات است. بسیاری از هنرمندان برجسته از این خطه ی زرخیز برخاسته اند.

این منتقد ادبیات در خصوص شعر آیینی سخنانی ایراد کرد و تبلور این نوع شعر را بعد از انقلاب و دفاع مقدس ذکر کرد و افزود: اعتبار و آبروی ما مسلمانان مرهون فرهنگ ظلم ستیزی و وجه حماسی واقعه عاشورا و ایثار بزرگانی است که جهان و جهانیان هنوز از آن یاد می کنند.

دکتر یاسمی در ادامه سه غزل قرایت کرد:" پلنگ سرکش و مغرور کوه دالاهو/ چرا نمی‌رمد از پیشت این رم آهو/ نه پای دره و دشت و نه شوق قله و کوه/ پلنگ خستة غمگین، چه رفته با تو بگو؟/ مگر نه پنجه کشیدی به روی صورت ماه/ مگر نه خیز گرفتی به گرده ی آهو/ پس آن غرور پلنگانه گذشته کجاست؟/ کجاست شور و شر آن دل مخاطره جو؟/ چه شد غریو بلندت میان دشت، چه شد؟/ کو آن شراره ی خشمت به وقت معرکه، کو؟/ قبول نیست پدر،‌ صخره‌ها نمی‌لرزند/ از ارتعاش صدایت ز گرمگاه گلو/ دوباره نعره برآور ز تنگ سینه ی خویش/ دوباره لرزه در افکن به کوه دالاهو"

پس از شعر خوانی دکتر "یاسمی"، "ناصر ندیمی" شاعر خوش اخلاق و با معرفت آبادانی از عاشورا گفت:" عاشورا روز بالیدن است نه نالیدن/ بساطش آموزه است برای فهمیدن نه موزه برای دیدن/ تمرین خوب نگریستن است نه گریستن... و چند دوبیتی قرایت کرد:"بیا گیسو بیفشان دختر شعر/ مرا در شعر بنشان دختر شعر/ به ذکر کربلا زینب(س) بفرما/ جهانی را برقصان دختر شعر/ اگر پابوسی ام تاخیر دارد/ دوبیتی های من تاثیر دارد/ به زینب(س) از دل مادر نوشتم/ علی(ع) دختر ندارد شیر دارد"


"ندیمی" جای خود را به سرکار خانم "ثریا عبدی" از هندیجان داد تا او به بهترین بانو سلام کند و شعرش را تسلیم چشمان اش کند و گوش جان بسپارد به الف لام میم چشمان اش ولی "کریم خسروی راد" که آمد از آسمان رنج گفت و سایه ها که خشونت دشنه برهنه می سازد.

شاعر بعدی سرکار خانم "نیلوفر شاطری" از شوشتر بود که ناله سر داد:" دیگر خبری زعشق و احساس نبود/ یکدست ملال و گل احساس نبود" که "فرهنگ دشتی" از آبادان فریاد برآورد:"گلویت قصه با شمشیر می گفت/ تنت از ماجرای تیر می گفت/ شهادت می دهم وقت نبردت/ زمین و آسمان تکبیر می گفت"


"حسین غلامی" از هندیجان به صحرای کربلا رفت و دعا کرد:" مبادا کودکان تشنه در خاک/ تن بی دست و بازو را ببینند" اما "محمد ایمانی" از آبادان با یک رباعی یاد ایام محرم را گرامی داشت:"انگار که قسمتت فقط غم شده است/ از وسعت آسمان تو کم شده است/ بانو تو شبیه کوه محکم هستی/ یا کوه تو را دیده و محکم شده است؟"

آخرین شاعر این همایش نیز سرکار خانم "رقیه شعبانیان" از هندیجان بود که از خاک گفت و نگاه و سروهایی خم و شمشیرهایی تیز از تبار بنی شیاطین و ..."

شایان گفتن است در این همایش نام شاعران دیگری از جمله عبدالکریم کاوسی از امیدیه، حمید رضی ایمانی و ابوذر پاکروان از اندیمشک، سمیه گتوندی، نیکو کرم زاده، همچنین احمد دریس و محمد جعفری از آبادان و داود مالکی و هوشنگ بهداروند از شوشتر برای قرایت شعر خوانده شد که در سالن همایش حضور نداشتند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٩/٢۱

پیکر شاعر، منتقد و "کارشناس بازنشسته ی استانداری

خوزستان" در اهواز تشییع و به خاک سپرده شد


پیکر پاک شاعر پیشکسوت خوزستانی، روز یک شنبه تشییع و در قطعه نام آوران بهشت آباد اهواز آرام گرفت.

پیکر زنده یاد استاد عبدالرضا قناددزفولی، با حضور جمع بسیاری از مسوولان، شاعران، نویسندگان و اهل قلم خوزستان در قطعه نام‌آوران بهشت‌آباد اهواز به خاک سپرده شد.


همچنین مراسم ترحیم این شاعر بعدازظهر یکشنبه در مسجد ارشاد اهواز برپا شد. در این مراسم جمع بسیاری از شاعران و نویسندگان استان و چند تن از همکاران زنده یاد استاد قناد در استانداری خوزستان حضور یافتند اما از استاندار و معاونان اش خبری نبود.

زنده یاد عبدالرضا قناددزفولی پس از چند سال ابتلا به سرطان سرانجام صبح روز جمعه (18آذر 90) در سن 74 سالگی در بیمارستان اروند اهواز دار فانی را وداع گفت.


عبدالرضا قناد دزفولی سال 1316 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره راهنمایی وارد حوزه علمیه شد و چند سال بعد تحصیل در دوره دبیرستان و مقاطع دانشگاهی را شروع کرد. در دوره کارشناسی جامعه‌شناسی خواند و تخصصش را در مدیریت برنامه‌ریزی گرفت.


از این شاعر پیشکسوت مجموعه شعرهای "زیر شاخه‌های زیتون" در دو جلد و در قالب شعر آزاد، "زیر شاخه‌های کاج" در دو جلد و شامل شعرهایی که نه غزل‌اند و نه آزاد مثل مثنوی و چارپاره و رباعیات و اشعاری که فضای غزل را دارند و "زیر شاخه‌های نخل" باز در دو جلد آماده چاپ است. همچنین مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" این هنرمند فقید در آیین زاد روزش منتشر و در دسترش شاعران و علاقه مندان قرار گرفت.

از او دست‌نوشته‌هایی در زمینه جامعه‌شناسی کاربردی عشایر، جامعه‌شناسی حقوق خانواده در ایران، بررسی شاهنامه فردوسی و پدیده‌شناسی به جا مانده است.


در تشییع پیکر شادروان قناد دزفولی حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و شاعرانی چون ناصر ندیمی، احمد دریس، و محمد جعفری از آبادان، ذوالفقار شریعت و گودرز عباسی از بندر امام خمینی(ره) ، هرمز علی‌پور، محمد شیدای دزفولی، عیسی سجادی، صدراله سرحدی، صادق کریمی، بهمن ساکی، محمود نایل، امید حلالی، حبیب پیام، علی یاری، رضا بختیاری اصل، محمد بقالان، داوودرضا کاظمی، ابراهیم سنایی، حبیب‌اله بهرامی، قاسم آهنین‌جان، شهنام پورمحمدی، احمد رضا کیماسی، فردین کوراوند، علیرضا شکرریز، مهدی مرادی، محمد شریفی، رضا حامی پور، کامران عالیان، حسین ذوالقدر، کریم خسروی راد، مصطفی اسماعیلی، رضا حسن پور، وحید کیانی، لهراسب زنگنه، عبدالرحمن نیک سرشت، سیامک میرزاده، احسان و سعید اسکندری، ایمان عباس پی، محسن خلخالی، افسانه نجومی، فرج اله مهمد موسایی، عبدالرسول سعادت، علیرضا آبروشن، رضا کایدی، رضا امیری، ریخته گر، قل رومزی و خورشیدی از اهواز و نیز نعمت نعمتی و سیاوش محمودی بختیاری از داستان نویسان و نویسندگان خوزستانی حضور داشتند.


با توجه به این که زنده یاد استاد قناد بازنشسته استانداری خوزستان بود و بیش از 30 سال از عمر خود را در این دستگاه گذرانده بود، انتظار می رفت که استاندار خوزستان یا معاونان ایشان برای لحظاتی هم که شده در مراسم تشییع، خاکسپاری و ترحیم این استاد فرزانه و پیشکسوت هنر و ادبیات این مرز و بوم شرکت می کردند و این قدر وقت خود را- که در حقیقت وقت مردم استان است- در جلساتی که سال های سال تشکیل می شود، صرف نکنند.

این جلسات تمام نشدنی هستند و هر وقت که جناب استاندار اراده کند می تواند نسبت به تشکیل آن ها اقدام کند؛ اما شرکت در آیین های عزاداری عزیزان همکارمان همیشگی نیست و احترام به کسانی است که هز از چند گاهی در شعارهای مان از آن ها دم می زنیم...

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٩/۱۸

استاد قناد دزفولی شاعر پیشکسوت و منتقد خوزستانی آسمانی شد


استادعبدالرضا قناد دزفولی شاعر پیشکسوت و منتقد خوزستانی با جهان خاکی وداع کرد.

 این شاعر و منتقد خوزستانی از پیشکسوتان عرصه شعر و قصه استان خوزستان بود. وی پس از اتمام دوره ابتدایی شروع به خواندن دروس حوزوی کرد. پس از آن به کار در بازار مشغول گشت؛ اما به دلیل علاقه بسیار به علم و دانش و با دارا بودن سه فرزند، به صورت شبانه به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1348 وارد دانشگاه شد و مدرک لیسانس علوم اجتماعی و سپس فوق لیسانس مدیریت و برنامه ریزی را در یافت کرد.
علاقه به شعر و ادبیات داستانی، وی را به جرگه شاعران کشاند.

زنده یاد قناد دزفولی متولد آذرماه 1316 بود و عقیده داشت شعر در 13 سالگی از درونش جوشید و آن چنان او را به خود مجذوب کرد که زبان شعر زبان دلش شد و او را مونس محافل ادبی کرد...

با نگرشی آشکار از جامعه شناسی ادبیات و نیز با نگاهی دیگر از روانشناسی ادبیات به عنوان دو زوایه دید درخور اهمیت، به شعر و ادبیات داستانی نیز پرداخت.

استعداد وی در هنر شاعری با چاپ مجموعه های شعر( زیر شاخه های زیتون) ، (زیر شاخه های کاج)، ( زیر شاخه های نخل) به اوج خود رسید. همچنین دست نوشته هایی شامل :"جامعه شناسی کاربردی عشایر" " جامعه شناسی حقوق خانواده در ایران" ، " بررسی شاهنامه فردوسی" ، " پدیده شناسی" و نیز مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" را در سال جاری ارایه کرد.
وی از اعضای اصلی انجمن های مختلف ادبی شهر اهواز به حساب می آمد و جلسات ادبی با حضور او رونق محسوسی می یافت.

همچنین به مناسبت هفتاد و چهارمین زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" و به پاس بیش از نیم قرن حضور فعال ایشان در عرصه‌ی ادبیات، آیین نکوداشتی به همت انجمن شعر اهواز و با حضور مسعود وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و جمعی از شاعران و نویسندگان خوزستانی برگزار شد، که با شعر خوانی و مداحی جمعی از شاعران در زیر باران پاییزی خاطره شد.


استادعبدالرضا قناد دزفولی سرانجام پس از مبارزه با بیماری سرطان در سن 74 سالگی بدرود زندگی گفت.

این ضایعه ی بزرگ را به خانواده ی ایشان و اهالی ادب و هنر استان خوزستان و کشور تسلیت می گوییم.

درس تشنگی

"بانوی هزار آیینه"

کلام آخرین ات بود

و آب

در گلوی کربلایی ات

درس شیون می داد.

و ما که هنوز

در کلاس آیینه

درس تشنگی را

نیاموخته ایم.

حبیب اله بهرامی"شهنی"

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٩/۱۱

گردهم آیی شاعران انجمن های شعر اهواز

و ادبی اندیشه شوشتر؛

از کعبه صدای شیونی می آید...


انجمن شعر اهواز این روزها حال و هوای دیگری پیدا کرده و فعالیت های ادبی اش گسترده تر و بیش از پیش شده است. حمایت های مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و نیز رییس اداره اهواز از این انجمن در اجرای برنامه های ادبی، آن هم به مناسبت های مختلف و تجلیل از پیشکسوتان خوزستانی، تا کنون در سطح استان سابقه نداشته و این نشانگر مدیریت شایسته ی فرهیختگانی چون "حجت الاسلام والمسلمین سپهر" و "مسعود وصلتی" و همکاران تلاشگرشان است.


هیات مدیره انجمن شعر اهواز، دومین اردوی ادبی خود را با همکاری انجمن ادبی اندیشه در شهرستان شوشتر برپا کرد. شهر بزرگانی چون "شیخ شوشتری"، و وادی شاعران فرهیخته ای همچون "محب" و ... شهری که شاعران، نویسندگان و هنرمندان با استعداد و خلاقی دارد.


این اردوی ادبی همزمان بود با پنجمین روز از بزرگداشت هفته ی بسیج و برای شاعران شرکت کننده در این روز بسیار خاطره انگیز و به یاد ماندنی بود. در این جا جای دارد از زحمت های آقای حیدری راننده مینی بوس که مسوولیت جابه جایی شاعران اهوازی را در طول این سفر بر عهده داشت، تشکر کنیم. 


استقبال گرم و صمیمانه ی عزیزانی چون"علی بهرامی" شاعر با ذوق و دوست داشتنی خوزستانی ساکن شوشتر و دیگر شاعران و استادان این دیار کهن از جمله استاد "محب" از شاعران اهوازی و نیز پذیرایی دوستانه و بدرقه ی صمیمی شاعران میزبان، همیشه در یاد و خاطره شاعران عضو انجمن شعر اهواز خواهد ماند.


"حمیدی" قاری نوجوان شوشتری نخستین هنرمندی بود که توسط "علی بهرامی" مجری صمیمی برنامه پشت تریبون قرار گرفت. او وقتی فضای نشست ادبی را با تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید عطر آگین کرد؛"وحید کیانی" جوان فعال عرصه های ادبی از فرصت استفاده کرد و ضمن معرفی کتاب شعری که به زبان ژاپنی نوشته شده بود، از چهره ی مرگ گفت و آغوش مادرانه اش و این چنین سرود:"چون گلی/ از دهان سنگ/ سر بر می آورم/ قبرستان/ بی بهار نمی ماند." و ادامه داد: "ریشه در دوردست دارم/ به هوای بلوط نزدیکم"


کیانی تریبون را به "رسول لشکری" واگذار کرد تا او از معلم ها بگوید و پلیس ها و هواپیماهایی که از چراغ قرمز عبور می کنند و نیز از رود کارون که این روزها سوژه ی رسانه ها شده است:"کارون!/ داری آب می شوی/ پای سدهایی که/ برای خوزستان/ نان نمی شود"

لشکری همچنین خودکاری را بی رگ دانست که قرمز نمی نویسد!


هنوز این شاعر شوشتری روی صندلی جاگیر نشده بود که "عبدالرسول سعادت" تمام احساس خود را در جلوی چشمان شاعران شرکت کننده مجسم کرد:"مرا به لحظه ای از یک نگاه مهمان کن/ بده تسلی دل و گاه گاه مهمان کن/ شنیده ام که تو راز دل به چاه گفتی/ مرا به جامی از آن آب چاه مهمان کن" و "بهزاد جمالی" از جنگ گفت و بهار:"بهار را در یخچال/ زندانی کردم/ سرم را که از پنجره بیرون بردم/ زمستان برایم دست تکان داد"


بعد از این که "هادی سلیمانی" متخلص به" سیا" از تجربه پرواز اعتماد با یکدیگر گفت و افزود:"آگهی می دهم/ بی وقت و هر وقت/ تا خنده ات/ استخدام دندان های من شود/ تا بنویسم/ تا تو را از دست نداده باشم"؛ "باقی محمد نژاد" فریاد یر آورد:"سیگاری روشن دارم/ رو به تمام آنتن ها و دیش هایی که صورت شان / مسجد را نشانه رفته برای نماز و ..."

ولی "داود مالکی" از گم شدن خبرهای تکان دهنده سخن گفت:" فردا/ تکان دهنده ترین خبرها را/ باد/ در دهان دره ها / گم می کند/ و ما مجبور به/ بطالت شناسنامه های مان می شویم."


وقتی "کورش شباب" پشت تریبون رفت و از قفس گفت و نقشه ای که برایش کشیده اند و اظهار داشت: می خواستم پرنده بمانم؛ "علیرضا آبروشن" در پاسخ گفت:" وقتی که به دست خویش، خودش را سپرده بود/ سرما به انزوای تنش دست برده بود" ولی "حسین مهدی پور" آب پاکی روی دست هر دو ریخت و گفت:" وقتی دلش برای کسی تنگ می شود/ یک آن کمیت زندگی اش لنگ می شود"


نوبت رسید به شاعری مجرب با غزل های نغز و آن کسی نیست جز"کامران عالیان" که از غنچه‌ی باغ ستاره‌ها گفت و صدایش این گونه در فضای جلسه پیچید:"یک روز اگر نگاه کسی باورت شود/ آماده باش قلب تو پیغمبرت شود/ کم ‌کم صدای نازک بال فرشته‌ای/ الهام‌بخش سوره‌ای از دفترت شود/ ایمان بیاوری که زمین، گرد و کوچک است/ تا آسمان بچرخد و انگشترت شود/ باران فروفرستی و کشتی‌شکسته‌ی/ دنیا، غریق ساحل چشم ترت شود/ دل خوش کنی به غنچه‌ی باغ ستاره‌ها/ خورشید اگر نخواست که نیلوفرت شود/ وقتی پرنده باشی و بر شاخه‌ی نسیم/ پروانه‌ی هوای کسی، خواهرت شود/ پرواز کن که هم‌نفس باد باشی و/ آغوش آسمان، غزل آخرت شود"


بعد از غزل خوانی عالیان، "احسان مرادی" آمد و خبر داد:" خبر از سرزمین دور و وادی نور دارد و اگر گم کردی راهت رو/ هنوز هم رد پا داره" اما "شهنام پورمحمدی" شاعر مودب و اندیشمند انجمن به سراغ عصایی رفت که اژدها شود اما با نگرانی سرود:" عصا در دست هایم هست اما اژدهایی نیست/ مرا از چهارچوب خویش امید رهایی نیست" که ناگهان "حسین ذوالقدر" شاعر و هنرمند همیشه شاد و خندان اهوازی جای خود را پشت تریبون محکم کرد و یادی از جدول حساب لیلی کرد و نیز از تصویرش گفت که در آینه به تصویر در نمی آید:" سال هاست که در آینه/ به دنبال تصویر گم شده ام می گردم/ شکل من عوض شد/ شکل آینه هرگز"


ذوالقدر جای خود را به "سبزعلی قاسمی" دیگر شاعر شوشتری داد تا او این چنین از مهتاب و مجنون بسراید:" نگاهت ریشه از مهتاب دارد/ مگر مجنون تو شب حواب دارد/ هوای چشم من ابری است پیش ات/ که یا طوفان و یا سیلاب دارد"

شعر خوانی شاعران انجمن های شعر اهواز و اندیشه ی شوشتر با دعوت از فرزند استاد محب ادامه یافت و "مسعود محب" این چنین از عشق سخن گفت:"هر کسی گردد اسیر دام عشق/ بر لبش پیوسته ماند نام عشق" اما "علیرضا ترابی" عقیده ی دیگری داشت:" ای چشم و ابروی تو خلاق المعانی/ پیچیده در گیسوی تو سبع المثانی/ ذوق غزل پیچیده در تر دامنی هات/ ای کیمیا در نوع و در هر بی نشانی/ تکرار نو در نو شدن آیینه در من/ ای بی نهایت چشمهایت آسمانی/ تصویری از تکرار تو در من درخشید/ هستی شد از چشمان من رنگین کمانی "


وقتی "مهرداد ناصری" شعری با گویش بختیاری سرود، "امیر امیرنیا" آمد و شعری شوشتری خواند ولی "مجتبی الیاسی" شاعر و خواننده ی برجسته ی خوزستانی که علی رغم صدای زیبایی که دارد اما تا کنون از سوی صدا و سیمای مرکز خوزستان مورد بی مهری قرار گرفته است؛ از بی باوری ها گفت و از پرواز:"این جا کسی پرواز را باور ندارد/ شوق کبوتر باز را باور ندارد" و "محمد شریفی" شاعر سپید موی و سپید گوی اهوازی در سخنانی بر ضرورت شعر سالم و بی غل و غش و به دور از پرخاشگری و استفاده از مضامین نو تاکید کرد و گفت:"مرگ هیبت کلامی است در دهان/ آن کس که فریاد نمی زند/ کوه است"


بعد از شریفی، "داود رضا کاظمی" از اعضای هیات مدیره انجمن شعر اهواز پشت تریبون که آرام گرفت، سلام کرد:"سلام ابر مسافر سلام مرد غریب/ کبود واره ی  تلخینه کام، مرد غریب!/ ژن شکست در آیینه ، جُلجتای صدا !/ مسیح ِقرنِ یهودا مرام ، مرد غریب!/ تو رازیانه سرشتی ، تو عطر عاطفه ای/ وزیده در برهوت کلام، مرد غریب؟/ بهوش باش ! که حتا غرور میلرزد/ میان برزخی از نان ونام ، مرد غریب!/ دلم گواهی بد می دهد ، چه خواهد شد ؟/ در این جهان پر از دیو و دام ، مرد غریب!/ بجز به حادثه ی عشق جان سپردن کو؟/ طلوع صبحدمی نقره فام، مرد غریب!/ هوای کوچ دلی کوچه گرد می خواهد !/ سلام ابر مسافر، سلام مرد غریب!"


استاد "محمد باقر محب" شاعرو طنز پرداز شوشتری با قرایت اشعار جد و طنز فضای نیمه خنک جلسه را گرم و آتشین کرد، به گونه ای که صدای تشویق ها و احسنت و آفرین های شاعران شرکت کننده در نشست را درآورد:"شبی بود تاریک و سرد و سیاه/ شبی در پس ابرها قرص ماه/ شبی بی ستاره شبی بی فروغ/ شبی غرق در منجلاب دروغ"


استاد محب همچنین در سخنانی بر ضرورت شعر هدفمند و نیز انتقادی تاکید کرد و گفت: "با لباس طنز بهتر می توان مشکلات جدی جامعه را بازگو کرد."


"علیرضا شکرریز" دیگر عضو هیات مدیره انجمن شعر اهواز بود که از گریه کردن باران به تنهایی گفت و سکه های ریخته بر زمین و آنگاه به وادی کربلا رفت:" دست های بریده را، بوسید و/ به آسمان داد، شب/ از شیهه ی اسب تو/ از سجده ی اسب تو.../ پروانه ها، شما اینجا چه می کنید؟!/ ذالجناح، بالا رفت بالا/ بریده ها را، دست خدا داد/ حالا هی شب ها میخانه می زنم بالا/ گاهی به خیابان/ به رگ های خشکیده ی آب می زنم،/ سایه ی درختی ام را آتش/ هر چند پرنده های کوچک اینجا آزمایش می شوند/ در پیراهنِ اشکی که کوثر،/ چادر به سر کرد، گفت:/ پیاله های پنجه ی عباس ام کو؟/ صحرا که سوخت از داغ لبانش،/ مادر/هی پیاله می زنم بالا هی اشک/ حالا که حالم را، هوا را/ پروانه ها، می سوزند/ ای وقتِ گرفتاری/ ای گوشه ی تنهایی ..."


بعد از شعر خوانی حبیب اله بهرامی "شهنی" که از کربلا گفت و از عطش آب:" خورشید به شهر ارغوان آمده است/ از مشهد سرخ آسمان آمده است/ وقت است که در طریق خون گام زنیم/ برخیز ! حسین عاشقان آمده است"؛ "استاد آذریان" آمد و فضای نشست ادبی را که حال و هوای عاشورایی داست، توسعه داد:" می شنیدم در شبی با پیچ و تاب/ عقل می گفت این چنین با عشق ناب/ .../ عاشقان را افکنی در تاب و تب/ می کشی یا جانشان آری به لب"


"بهمن ساکی" آخرین شاعری بود که به دعوت "علی بهرامی" پشت تریبون قرار گرفت و گفت: "شعر خوب بلندگوی خود است و نیاز به تعریف ندارد. حتا اگر آن را زیر خاک دفن کنید، باز جوانه خواهد زد و به راهی خواهد رفت که باید برود..."


با قرایت یک رباعی عاشورایی از سوی بهمن ساکی این شاعر حامی هنرمندان، نشست ادبی اندیشه به کار خود پایان داد:"از کعبه صدای شیونی می آید/ دستی به هوای چیدنی می آید/ احرام ز کفر محض بر تن دارد/ تیغی به طواف گردنی می آید"

به جای آوردن فریضه ی نماز و صرف ناهار در فضای سبز کنار مرقد مطهر امام زاده عبدا... و قرایت شعر و در نهایت خداحافظی هایی که بیش تر از زمان معمول طول می کشد و نیز صفا و صمیمیت و روح میهمان نوازی شاعران شهرستان شوشترنشانگر این بود که آیین نشست ادبی شاعران اهوازی و شوشتری به خط پایان رسیده و باید این دیار کهن و باستانی را ترک کنیم.  

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۸/٢٤

برگزاری جشن زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی"

شاعر و منتقد معاصر کشور


زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" شاعر و منتقد معاصر کشورمان همزمان با روز عید سعید غدیر خم در محل زندگی اش گرامی داشته شد.

به گزارش خبرنگار ما، به مناسبت هفتاد و چهارمین زاد روز استاد "عبدالرضا قناد دزفولی" و به پاس بیش از نیم قرن حضور فعال ایشان در عرصه‌ی ادبیات، آیین نکوداشتی به همت انجمن شعر اهواز و با حضور مسعود وصلتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز و جمعی از شاعران و نویسندگان خوزستانی برگزار شد، که با شعر خوانی و مداحی جمعی از شاعران در زیر باران پاییزی خاطره شد.


در ابتدای این آیین با شکوه، "داود رضا کاظمی" که به عنوان مجری انجام وظیفه می کرد، از استاد "محمد شیدا" برای شعر خوانی دعوت کرد.

"شیدا" که آمد از شیرین گفت و عشق بی فرهاد و باغ دل و این که حقیقت نا کجا آباد نیست. وی همچنین شعری در وصف استاد قناد قرایت کرد.


بعد از شعرخوانی استاد شیدا، استاد "مصطفی اسماعیلی" پشت تریبون قرار گرفت و چنین سرود:" ... حاجت به آستان تو آورده ام/ که تو صاحب کرامتی و سراپا بدایتی/ رنجی غریب گشته نهادینه در دلم/ رنجی که نیست عاقبت اش نهایتی"


"محمد شریعتی" برای شعر خوانی پشت تریبون فرا خوانده شد، اما هنگامی که می خواست سخن آغاز کند، استاد قناد دزفولی با ویلچر از داخل پارکینگ به صحن حیاط و محل برگزاری نکوداشت خود آمد و با کمک شاعران بر روی مبلی که برایش درنظر گرفته بودند نشست و آنگاه این شاعران و نویسندگان بودند که با دسته های گل به استقبال استاد آمدند و بر چهره و دستانش بوسه زدند و در کل این دوربین های تصویر برداری و عکاسی و تلفن های همره بودند که مدام صحنه های دوستانه و صمیمانه ی شاعران در عرض ارادت به استاد خود را ثبت می کردند. صحنه هایی که اشک های استاد را هم درآورد...


در نهایت، شاعران که بر صندلی های خود مستقر شدند، "محمد شریفی" در شعری قلم را یاس سپیدی دانست در دست استاد و شعری که عروس ذهن او می شود و ادامه داد:" هنوز هم واژگانی هستند/ که در شعر تو بنشینند/ این را شاعران می دانند/ بال های پرنده/ روی بام تو قیچی است"


در ادامه استاد قناد شعری خواند که وصف حال خود بود و آنگاه از نخستین کتاب شعرش با نام  "بانوی هزار آیینه " رونمایی شد و برخی از شاعران از فرصت استفاده کردند و این مجموعه شعر را نزد استاد قناد بردند تا با امضایش مجموعه شعر را برای شاعران خاطره انگیز کند...

بریدن کیک تولد استاد با همراهی همسرش که خود نیز از شاعران معاصر است، محفل و جشن زاد روز را شیرین تر کرد.


آیین نکو داشت و جشن زاد روز استاد قناد با مداحی و غدیریه در منقبت مولاى متقیان علی (ع) توسط استاد "خورشیدی" ادامه یافت که با بارش شدید باران مراسم در داخل پارکینگ ادامه یافت و این اقیانوس شادی و نشاط بود که جمع صمیمی شاعران خوزستانی را نورانی تر کرد...


شاعران همچنین با خواندن دعای "امن یجیب" و فرستادن "صلوات" شفای عاجل استاد قناد دزفولی را از خداوند منان آرزو کردند...

*****

گزارش دیگری حاکی است: 20 روز پیش از برگزاری جشن زاد روز، استاد عبدالرضا قناد دزفولی سکته خفیفی را رد کرد وبعد از آن از بیمارستان مرخص شد.


این شاعر پیشکسوت خوزستانی در گفت‌وگو با ایسنا خوزستان، گفت: من به خدا پناهنده هستم. مرگ هم از نعمت‌های پروردگار است. اگر انسان از مردن نترسد، بیماری مشکلی ندارد.

قناد دزفولی افزود: پزشکان بحثی در خصوص شیمی‌درمانی مجدد داشته‌اند. من قبلا شیمی‌درمانی کرده‌ام و این‌ها عوارض همان شیمی‌درمانی هستند. بدن من تحمل آن شیمی‌درمانی را نداشت و از اول هم احتمال بروز مشکلات پیش‌بینی می‌شد.

او گفت: بعد از آن شیمی‌درمانی، غده لنفاوی دیگری زیر پوستم رشد کرده است و اکنون که پزشکان شیمی‌درمانی را تجویز کرده‌اند، باز هم به آن امیدوار نیستند. این غدد نیازمند جراحی هستند؛ ولی به دلیل رشدی که کرده‌اند، قابل جراحی نیستند.

قناد دزفولی افزود: امید من به خداوند است. مرگ را از نعمت‌های خداوند می‌دانم و به بخشایش خداوند هم معتقدم.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۸/٢٤

یا علی(ع) دل را ببر تا مقصد قرآنی ات


مدت ها بود که به علت مشغله های زیاد، پای در انجمن های شعر اهواز نگذاشته بودم تا این که "کامران عالیان" یکی از شاعران صمیمی اهوازی تماس می گیرد و از برگزاری آیین شعرخوانی به مناسبت دهه ولایت در شهرستان رامهرمز خبر می دهد.

 ساعت هفت و سی دقیقه صبح جمعه فلکه چهارشیر می روم و منتظر می مانم تا همراه دیگر شاعران به سوی رامهرمز برویم.

ساعت هشت، "بهمن ساکی" شاعر اهوازی می رسد. هنوز سلام و علیک مان تمام نشده است که مینی بوس می ایستد و سوار می شویم. اما هنوز دو شاعر دیگر باقی مانده اند تا به سوی رامهرمز حرکت کنیم.

بعد از گذشت 5 دقیقه که "صدراله سرحدی" و "فردین کوراوند" هم از راه می رسند، "حیدری" که فرمان مینی بوس در دستانش مثل موم پیچ و تاب می خورد، به سوی رامهرمز حرکت می کند...

سکوت در مینی بوس بی معنا است و شاعران شروع می کنند به صحبت و بحث و بررسی پیرامون مسایل مختلف از جمله انگشت نما شدن دو تن از بازیکنان تیم فوتبال پیروزی...

یکی از اعضای هیات مدیره از برگزار نشدن آیین شعر خوانی در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و برگزاری آن در یکی از باغ های رامهرمز می گوید و از بد قولی رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان آن هم چند ساعت قبل از برگزاری آیین شعر خوانی!

مینی بوس در جاده ی اهواز- رامهرمز همچنان می تازد و بچه ها هنوز گرم صحبت اند و گل حرف های شان پژمرده نشده است...

وقتی مینی بوس جلوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می ایستد، "پدرام اسدی" رییس انجمن شعر رامهرمز و دعوت کننده شاعران خوزستانی به استقبال می آید و آیین سلام و علیک و آشنایی و خوش بش شروع می شود و بعد از دقایقی سوار مینی بوس می شویم و به سوی "باغ شهریار" که برای صرف ناهار بعد از شعرخوانی در سالن ارشاد در نظر گرفته شده است، حرکت می کنیم...

وقتی از سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می پرسم و این که چرا آیین شعر خوانی در سالن ارشاد برگزار نمی شود؟ "اسدی" از مخالفت رییس این اداره برای برگزاری آیین شعر خوانی در سالن خبر می دهد. آن هم شب قبل از برگزاری مراسم. بدون این که دلیلی برای در اختیار ندادن سالن به شاعران اهوازی و رامهرمزی بیاورد!

هر چه به مغزم فشار می آورم سالنی که امروز هیچ مراسمی را پذیرا نیست، چرا در ختیار شاعران خوزستانی قرار نمی گیرد؟! مگر شعر خوانی شاعران آن هم در دهه ی ولایت و در آستانه ی عید سعید غدیر خم، چیزی از ارزش سالن یا متولی آن کم می کند یا اینان با شعر و شاعری مخالف اند؟!

وقتی مقام معظم رهبری برای شعر و شاعران کشور ارزش قایل می شود و به مناسبت های مختلف در جمع شاعران حضور می یابد تا شعرهای شاعران را بشنود و شاعران نیز از نزدیک با رهنمودهای ولی امر مسلمین آگاه می شوند، چرا رییس یک اداره در سالن را به روی شاعران شهر خود و نیز شاعران اهوازی که اینک میهمان عزیزان رامهرمزی هستند، می بندد و آن ها را به حال خود رها می کند؟!

آیا واقعن رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامهرمز هیچ گونه مسوولیتی در قبال شاعران رامهرمزی و اهوازی آن هم در دهه ی ولایت و در آستانه ی عید سعید غدیر خم ندارد، جز این که در سالن را بر روی آن ها ببندد تا شاعران میزبان و میهمان به باغی در روستای ابوذر پناه ببرند و شعرهای شان را دور از چشم علاقه مندان به شعر و شاعری برای هم بخوانند؟!

انتظار داریم مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان که به حق نسبت به هنرمندان و شاعران احساس مسوولیت می کند و تا حال نشان داده که مدیری مدبر، دلسوز و متعهد است، از بی اعتنایی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامهرمز نسبت به شاعران رامهرمزی و اهوازی از جمله شاعران انجمن های شعر اهواز و شیدا که برای گرامی داشت دهه ی ولایت در رامهرمز جمع شده بودند، به سادگی نگذرد تا ان شاا... چنین بی توجهی ها و وقایع دلسردکننده نه تنها در رامهرمز که در هیچ کدام از شهرستان های استان رخ ندهد...

***

* تجمع شاعران در باغ شهریار

"باغ شهریار" جای دنج و با صفایی است و محیطی سنتی را تداعی می کند.

چند تن از شاعران تخت های پراکنده در فضای باغ را نزدیک هم می آورند تا جمع شاعران صمیمی تر شود. فضا بسیار دوستانه است. هر چند که نه میکروفونی است و نه بلندگو و تریبونی؛ اما صدای شاعران به گوش هم می رسد. البته هر از چندی کامیون هایی که از نزدیک باغ عبور می کنند، باعث اختلال در شنیدن صدای شعر خوانان می شود، اما کسی به روی خود نمی آورد و تنها این مظلومیت شاعران است که در این شهرستان بدون حضور حتا یک مسوول و علاقه مند به شعر، حرف نخست را می زند!

نخستین شاعر میهمان که سخن آغاز می کند، استاد "محمد شیدای دزفولی" و رییس انجمن ادبی شعر شیدا است که چنین می خواند:"تنها نه در نهادن دل نامرددیم/ در سر سپار بودن آن هم موکدیم/ بی برگهای مثنوی خواهش نگاه/ در خواندن همیشه تو صد مجلدیم"

بعد از شعر خوانی استاد شیدا، "محمدرضا داودی مهر" شاعر رامهرمزی دو قطعه از شعرهایش را که کپی گرفته است بین شاعران تقسیم می کند و از جوانه می گوید و از سفره و هفت سین:"به میزبانی شب/ سوسو/ چراعانی ستاره هاست/دخترک ماه نشان/ خوشه پروین/از طره بیاویز/ بنگر/ زفاف آینه ها را/میان کوچه های سپیده..."

بعد از شعرخوانی هر شاعر میزبان، چند تن از شاعران اهوازی به نقد و بررسی شعرها می پردازند...

"عبدالرسول سعادت" دومین شاعر میهمان است که از امام علی (ع) می گوید:"سخت است برای مان ولی می آید/ این واقعه بی معطلی می آید/ خورشید غروب کرده بر نخلستان/ از چاه صدای یا علی می آید"

و "خانم کردزنگنه" از زن می سراید:" زن بود مثل آب و آتش غرق در غم بود/ انگار این تهمت برایش مثل یک سم بود"

بعد از این که "صدراله سرحدی" از اهواز شعری به لهجه ی بهبهانی می خواند و خروش خوان، چشم به راه وزش رایحه ای خوش می نشیند؛ "امیری" از رامهرمز برمی خیزد و ندا سر می دهد:" من ایرانی ام و از نسل شاهان کیانی/ کجا رفت آن جهانگیر و کجا رفت آن کمانگیر؟"

که"محمد شریفی" از اهواز آرام پاسخ می دهد:" وقتی می توانی بغض کنی/ یعنی هنوز چراغ دل نمرده است/ آنچه از دریچه ی دل بگذرد/ ایمان و سادگی است"

ولی خانم "فتحی نژاد" از رامهرمزعقیده ی دیگری دارد و می گوید:" از آینه احساس شکستن دارد/ این پنجره تا همیشه دیدن دارد/ روزی که تمام دست ها رو بشود/ مردی که مجرد است هم زن دارد"

"حبیب اله بهرامی (شهنی) که فرصت را مناسب می بیند، از امام "علی" (ع) می سراید:"... از غدیر روی تو دل های ما نورانی است/ خطبه ی آدینه می بارد از آن پیشانی ات/ چشمه ی جان ها که از چشم شما جوشیده شد/ یا علی(ع) دل را ببر تا مقصد قرآنی ات"

نوبت به "محمدی" از رامهرمز که می رسد از غروب می گوید و از بهار:" غروب است و من/ پشت آخرین چین های زمستان/ دستانم را فوت می کنم/ شاید در جالیز بهار قدم بردارد و ..."

" بهمن ساکی" که چهار زانو روی تخت نشسته است و آدم را یاد نشستن در سنگرهای جبهه می اندازد از شب های زیبای اهواز می سراید و از تلخی مردن و زیستنی ایثار گرانه:" شب شد، خیال آمدنت را به من بده/ حس عزیز در زدنت را به من بده/ امشب شبیه عشق رها شو درون من/ روح شگرف بی بدنت را به من بده"

پس از شعرخوانی "بهمن ساکی"، خانم "مرادی" از رامهرمز از مادر آیینه ها می خواهد که مادری کند و روشنای دل ویرانه شود. ولی "حبیب پیام" از دلی می گوید که بزرگ تر از جهان کوچک است:" از روز خاموش شدن چشمان تو/ تنها/ زخم عمیق مانده بر تنم/ آسوده سر می کند/ و این شبی که در چهره ام دست می برد/ تصویرم در آینه/ یک قرن پیرتر از من است..."

"محسن موسوی" از رامهرمز از جای خود بر می خیزد و ترجیح می دهد که ایستاده در برکه ی مهتاب شنا کند:" ما باز به استخاره ی نسل قدیم/ تن را به دل برکه ی مهتاب زدیم/ دیگر چه نیاز است به آداب شما/ وقتی هنر غرق شدن را بلدیم"

دیگر شاعر اهوازی که با حضورش، جمع شاعران صمیمی تر و شادتر به نظر می رسد، کسی نیست جز "علیرضا شکرریز" که دنیا را از سر مخاطب اش بیرون می کشد و با میخ عکس اش را بر سینه می کوبد و می گوید:" این منم! عقاب هایی که بر شانه هایت شکستند و کم نیستند..."

نوبت به "پویا اقرایی" از رامهرمز که می رسد، می گوید:" دردم را خوب میدانی/ و سکوت/ بیراهه ای ست رو به پاهات..." اما "داودرضا کاظمی" از اهواز می گوید: کهن واژه ای با چند حرف بی صدا و شهر شرجی و گرما و پل هایی برای عبور ماهی ها...؛ و "سید رحیم میرسالاری" از بچگی هایش که از صندلی بدش می آمد و دوست داشت روی چمن بنشیند و از پشت سرش که کوه های عقده صف کشیده بودند..."

نوبت به "علیرضا ترابی" که می رسد از آیینه ای می سراید که در شب چشمان مخاطب اش پیداست و از درون آن شیطان بیرون می آید و "شهریار عسکری" از محزون سرایی هوری دلخسته از فردوس که ناگهان "کامران عالیان" اعتراف می کند و می گوید:" شیطان منم .../ پایین بیا از شانه هایم رد پایت را/ او می خواهد که روح اش را رمین بگذارند..."

"احمد حیدری" از رامهرمز شعر و ترانه ای می خواند و می گوید:"با این که از زندگی دلگیر است ولی از مرگ می ترسد و از خدا می خواهد بخت بسته اش روزی باز شود..."

"فردین کوراوند" از اهواز در باران می گوید و از کوچه ی شهید علی پور:" شب هوای دیگری دارد، کوچه ی شهید علی پور/ از ستاره بستری دارد، کوچه ی شهید علی پور..." و "خندانی" از رامهرمز از تلمذ در مکتب امام علی(ع) می سراید و تلاش برای جان گرفتن شعرهایش... ولی "حسن پور" از اهواز، شهر کاکتوس ها می گوید که تا زخم نخورد سبز نمی شود! و "رضا خالدی" از قلب اش می نالد که دروغ می گوید و از سلول هایش سخن ساز می کند:" سلول هایم یک به یک آدم اند محکوم به هبوط در تو/ آیا همان گناه نخستین بس نبود؟!"

بعد از شعرخوانی "حسن پور"، "آبروشن" به سراغ مرگ می رود و می گوید:" می بندی و تا دوباره بگشایی/ زنده خواهم ماند/ مرگ شبیه چشمان توست." اما "خورشیدی" از رامهرمز عقیده ی دیگری دارد:" لب گشودی و غزل از سخن ات می ریزد/ طعم خرمای جنوب از دهن ات می ریزد/

آخرین شاعری که شعر می خواند کسی نیست جز "پدرام اسدی" رییس انجمن شعر رامهرمز. شاعر همیشه متبسم و مرد دوست داشتنی و صمیمی جمع شاعران که چنین می خواند:" امــــــــروز که تلخـــم بروید از پیشم/ من بغض عمل نکرده ای در خویشم/ امــــــــروز که با تمـــــــام دنیا قهرم/ در کنج اتاقـــــــم به تو می اندیشم"

***

پس از اقامه نماز و صرف ناهار، خواهران شاعر محفل شاعرانه را ترک می کنند، اما شعر خوانی برادران با سر کشیدن فنجان های چای که به طور مرتب نگاه شاعران را به خود جلب می کند، ادامه می یابد و یک نوبت دیگر شاعران شرکت کننده شروع به خوانش شعرهای تازه ترشان می کنند...

هنوز آفتاب در آسمان خودنمایی می کند که شاعران با هم عکس یادگاری می گیرند و آنگاه که زنگ خداحافظی نواخته می شود، جمع یک دست شاعران به دو نیم می شود و اهوازی با رامهرمزی ها خداحافظی می کنند تا دیداری دیگر؛ اما این بار نه در "باغ شهریار" که در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و در جمع اهالی فرهیخته، ادیب، هنرمند و هنر دوست رامهرمز. ان شاا...

  

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/۸/۱۳

ادبیات می‌خواهد اصول و فروع دین را یادآوری کند


یک شاعر و روزنامه‌نگار گفت: دغدغه‌های ادبیات یا به عبارت بهتر دغدغه‌های آدم‌ها، رسیدن به قله‌های رفیع انسانیت است؛ قله‌هایی که با عشق و منش انسان‌های مخلص به بلوغ می‌رسند و جهان را منور می‌کنند تا تن آدمی، هم‌چنان شریف به جان آدمیت باشد و تنها لباس زیبا نتواند نشان آدمیت را بر پیشانی‌اش رنگ کند.

حبیب‌الله بهرامی (شهنی) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: ادبیات می‌خواهد به مخاطبان و جامعه، اصول و فروع دین را یادآوری کند. اما از آن‌ جا که همه ما خود را علامه دهر می‌دانیم وارد این وادی نمی‌شویم و خود را به کوچه علی چپ می‌زنیم و نمی‌خواهیم آن گونه که خداوند توسط پیامبرانش از جمله حضرت خاتم‌الانبیا راه و روش زندگی و عزت انسان‌ها را تعیین کرده است، باشیم و اغلب هم به راهی می‌رویم که اگر ترکستان نباشد به مقصد معبود نخواهد رسید.

وی اظهار داشت: ادبیات می‌خواهد به انسان‌ها بگوید با یکدیگر مهربان باشید. دست در دست هم بگذارید به مهر و برای ساختن میهنی آباد و آزاد تلاش کنید و تنها به فکر کشیدن گلیم خود از آب نباشید. صادق و درستکار و آزاده باشید و قدر یکدیگر را بدانید و پرندگان عشق را در فضای دوستی‌ها پرواز دهید.

بهرامی، در پاسخ به این سوال که آیا ادبیات توانسته گفته‌‌ها و باورها را به مخاطبان منتقل کند، گفت: ادبیات راه خود را می‌رود و کار خود را می‌کند. این ما آدم‌ها یا به عبارت پسندیده‌تر انسان‌ها هستیم که باید با استفاده از ابزار و مطالب و رهنمودهای ادبیات به راه خیر و صلاحی که جامعه و فرهنگ و ادب را تجلی می‌بخشد، برویم. راهی که نه تنها در وادی ادب متجلی می‌شود که سر آغاز و منشا همه اعمال حسنه در دنیا و آخرت خواهد بود و در شکوفایی بخش‌های اجتماعی و اقتصادی و... نیز مثمر ثمر می‌باشد.

او تاکید کرد: متاسفانه هنوز از ابر پر باران ادبیات استفاده‌های بهینه نکرده‌ایم و تنها قطره‌هایی از این زلال منور را بر فضای ابری‌مان - که منور نیست- منتشر کرده‌ایم و برای همین است که مخاطبان ادبیات هنوز تشنه‌اند و شاید برای رفع تشنگی خود دست به اقدام دیگری بزنند چراکه ما نتوانسته‌ایم یا این که تلاش لازم را برای سیراب کردن مخاطبان تشنه لب نکرده‌ایم. البته، نداشتن احساس مسؤولیت، دادن شعار و وعده به جای عمل، درک نکردن قشرهای نوجوان و جوان و استفاده از اهرم‌های قهری و دافعه به جای دعوت و ایجاد جاذبه نیز مزید بر ناتوانایی‌ها بوده است.

این شاعر و روزنامه‌نگار یادآور شد: امروزه، اگرچه دیو ناامیدی بر سرمان سایه انداخته، اما به مصداق ضرب‌المثل "در نومیدی بسی امید است / پایان شب سیه، سپید است" در حال کار و تلاش و درآمدن از زیر سایه ناامیدی و رفتن به وادی رجا و امیدواری هستیم چراکه می‌خواهیم رستگار شویم.

مطالب قدیمی تر »
حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


کد اپلود عکس