- اهواز (۳)
- خوزستان (۳)
- گرد و غبار (٢)
- روز خبرنگار (٢)
- 17 مرداد (۱)
- خاطره نویسی (۱)
- کلان شهر (۱)
- هفته بسیج (۱)
- جشنواره های ادبی (۱)
- هشتمین (۱)
- حبیب اله بهرامی (۱)
- گرد و خاک (۱)
- جشنواره (۱)
- تعطیلی مدارس (۱)
- پایتخت پنجره ها (۱)
- سران طوایف (۱)
- کیان پارس (۱)
- فروشگاه هدیه (۱)
- ادبیات امروز (۱)
- و بیانات استاندار خوزستان (۱)
- روز ملی ارتباطات و روابط عمومی (۱)
- جشنواره شعر و داستان خوزستان (۱)
- چهارمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان (۱)
- (خاکریز ماه) (۱)
- تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد (۱)
- برگزیدگان ششمین جشنواره (۱)
- ادبیات داستانی بسیج (۱)
- نخستین جشنواره (۱)
- وزیر شاکی بهداشت (۱)
- خسرو پی آفرین (۱)
- نکوداشت زنده یادان علی مقیمی (۱)
- و سیروس راد منش (۱)
- جشنواره شهر و رسانه (۱)
- ندای جنوب (۱)
- کیمیای ایران (۱)
- حبیب اله یهرامی شهنی (۱)
- اصول و فروع دین (۱)
- احساس مسؤولیت (۱)
- آیین شعرخوانی شاعران اهوازی و رامهرمزی (۱)
- باغ شهریار رامهرمز (۱)
- جشن زاد روز (۱)
- شاعر و منتقد معاصر کشور (۱)
- انجمن شعر اهواز (۱)
- استاد عبدالرضا قناد دزفولی (۱)
- انجمن ادبی اندیشه شوشتر (۱)
- آیین شعر خوانی (۱)
- زنده یاد عبدالرضا قناد دزفولی (۱)
- تشییع و خاکسپاری (۱)
- زنده یاد استاد قناد دزفولی (۱)
- همایش شعر سوگواری عاشورایی (۱)
- دکتر بهروز یاسمی (۱)
- پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان (۱)
- "صاف صادق اهوازی" (۱)
- هجدهمین (۱)
- خبرگزاریها (۱)
- ادارات و بانک ها (۱)
- شهنی (۱)
- منصور واحدی (۱)
- هنرمندان خوزستانی (۱)
- روز جهانی تاتر (۱)
- پنجمین جشنواره (۱)
- دینی و آیینی (۱)
- جشنواره سراسری (۱)
- درود (۱)
- دفاع مقدس (۱)
- خلیج فارس (۱)
- نوروزی (۱)
- ادبیات داستانی (۱)
- شعر دوست (۱)
- بختیاری (۱)
- فرماندهان (۱)
- سپاه (۱)
- برترین ها (۱)
- جشنواره (۱)
- همایش (۱)
- داستان (۱)
- شهادت (۱)
- ادبیات (۱)
- مطبوعات (۱)
- نخستین (۱)
- سال نو (۱)
- محسن رضایی (۱)
- فرودگاه (۱)
- عناوین مطالب
- اردیبهشت ٩۱
- فروردین ٩۱
- اسفند ٩٠
- بهمن ٩٠
- دی ٩٠
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- امرداد ٩٠
- تیر ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- مهر ۸٩
- شهریور ۸٩
- امرداد ۸٩
- تیر ۸٩
- خرداد ۸٩
- اردیبهشت ۸٩
- فروردین ۸٩
- اسفند ۸۸
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- تیر ۸۸
- خرداد ۸۸
- اردیبهشت ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- بهمن ۸٧
- دی ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- اسفند ۸٦
- بهمن ۸٦
- دی ۸٦
- آذر ۸٦
- آبان ۸٦
- مهر ۸٦
- شهریور ۸٦
- امرداد ۸٦
- تیر ۸٦
- خرداد ۸٦
- اردیبهشت ۸٦
- فروردین ۸٦
- اسفند ۸٥
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- آذر ۸٥
- آبان ۸٥
- مهر ۸٥
- شهریور ۸٥
- امرداد ۸٥
- تیر ۸٥
- خرداد ۸٥
- اردیبهشت ۸٥
- فروردین ۸٥
- اسفند ۸٤
- بهمن ۸٤
- دی ۸٤
- آذر ۸٤
- آبان ۸٤
- مهر ۸٤
- شهریور ۸٤
- امرداد ۸٤
- تیر ۸٤
- فروردین ۸٤
- اسفند ۸۳
- بهمن ۸۳
- دی ۸۳
- آذر ۸۳
- آبان ۸۳
- مهر ۸۳
- شهریور ۸۳
- امرداد ۸۳
آب گیری سد سیوند بلاتکلیف است.
( هاشمی رفسنجانی : در صورت تاثیر رطوبت بر آرامگاه کورش ، دریاچه سد سیوند را خشک می کنیم.)
جراید ۲۷ فروردین
احمدی نژاد شخصا سیوند را آب گیری می کند.
( با وجود اعتراضات گسترده مدافعان آثار باستانی و هشدار کارشناسان ، محمود احمدی نژاد رییس جمهوری قصد دارد در جریان سفر جاری خود به استان فارس آب گیری سد سیوند را آغاز کند.)
جراید ۲۹ فروردین
بچه نفتون : ماشاا... هزار ماشاا... چه قدر هماهنگی و همکاری و تعامل و یکپارچگی و اتحاد و انسجام و وحدت رویه بین مقام های کشوری برقرار است؟!! آدم حسودی اش می شود و نمی داند از خوش حالی چه گونه سرش را بکوبد به سد سیوند که دیوارش ترک برندارد و یک مرتبه کورش عزیز که باید خواب باشد بیدار شود!!
شاید هم کورش بیش از حد خوابیده و باید بیدار شود و مثل ما خانه به دوشی را تجربه کند که از قديم هم گفته اند : (بسيار سفر بايد تا پخته شود خامی!! ) به گمانم این بار ما بايد بخوابیم!! کی به کیه!
روز پنجشنبه به مدت نیم ساعت باران زد . بنده برای گذشتن از خیابان ، به ناچارتا زانو سه بار توی آب رفتم ! همه با هم بگویید :
چشم شهردار اصفهان ، ببخشید ، اهواز روشن و سبز!!
البته آب که چه عرض کنم ! شما بگویید فاضلآب ! همش یک واژه ی فاضل اضافه دارد ! فاضل هم که می دانید چه معنایی دارد.
حالا چه طور با آب که همراه می شود ، یک معنای دیگری می دهد، من نمی دانم.
باران هم داشت نم نم می بارید . شده بودم مثل موش آب کشیده ! شما فرض کنید برنج آب کشیده یا چلوکش !
جناب شهردار و مسوولان محترم شورای شهر هم نیستند که چلو ملویی تعارفشان کنم که دلی از چند نقطه به در آورند!
وقتی به منزل رسیدم ، همان دم درـ که کفش های پرآب و چلپ چلپی خود را در آوردم ـ دو تا پلاستیک بزرگ آوردند و دادند دستم.
من هم پلاستیک ها را به پا کردم و یک راست رفتم توی حمام و فاضل را از آب ! جدا کردم تا پاکیزه بشم و شدم !
راستی ! جناب شهردار و مسوولان شورای شهر تا حال از توی آب های آلوده ی جاری در خیابان ها عبور کرده اند؟!
انگاری یک صدایی می شنوم که می گوید: ای آقا ! این ها هزاران بار از توی خیابان های پر آب و پر گرد و غبار عبور کرده اند.
اما با خودروهای اداری که بغل آن ننوشته استفاده ی شخصی ممنوع !! کی به کیه !
چه کیفی دارد وقتی که کنار خیابان باشی و جناب شهردار با خودرو بیاید از کنار شما رد شود و مقداری گرد و خاک خوشگل و یا فاضل همراه آب (!) به سر تا پایت تقدیم کند!!
همیشه درد از
نداری نیست
نداری
خود دردی ست
که درمانش...
... لطفن ادامه اش را خودتان بنویسید!
یا این که از دولتمداران دارا بپرسید.
کی به کیه!
میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت
محمد مصطفی (ص)
و تولد امام جعفر صادق (ع)
مبارک باد
در سیزدهمین روز بهار
نگاه تان سبز
دل تان خوش
جان تان بهاری.
فرارسیدن سالروز تاسیس جمهوری اسلامی را
به شما عزیزان
تبریک و شادباش می گویم
عقلی که پاره آجر بر می دارد!
سر را نیز می شکند
سری که دستمال بسته است
سری که درد نمی کند!
درد
درد
درد بی درمان!
آسمان خراش دل تو را
باید گل بگیرند!
بی آن که کاهی در میان باشد!
این کوخ ها و این دره ها
آن کاخ ها و آن بره ها!
و ما که نگاهمان
در شطرنج اعتماد
کیش می شود.
رفته بودم مغازه ی نزدیک منزلمان. در حال خرید بودم که آقا مجید را دیدم. آقا مجید آرایشگر را می گویم. مغازه ی آرایشگری مجید در زیتون کارمندی اهواز معروف است. نه این که فکر کنید دارم برایش تبلیغ می کنم! همین جوری عرض کردم که یک مرتبه نگویید: این آقا مجید کیه که پروندی توی مطالبت؟
آقا مجید شروع کرد به گپ و گفت در باره ی گرانی و معرفی من به عنوان خبرنگار.
مغازه دارکه از قبل منو می شناخت فقط لبخند می زد.
آقا مجید گفت: دو ماه پیش لوبیا چیتی خریدم 670 تومان اما حالا می گویند 1000 تومان!
چرا چیزی در این باره نمی گویی و نمی نویسی؟!
من نگاهی به چشمان مشتاقش کردم و با تبسمی گفتم : بگو مرگ بر آمریکا!
آقا مجید گفت: با این جمله ، مساله گرانی حل می شود؟!
گفتم: البته که حل می شود!! تازه ، اگه این جا لوبیا گرونه ، می تونی تشریف ببری نزدیک خونه ی ریاست محترم جمهوری ، و گوجه و لوبیا بخری .
آقا مجید گفت: چرا اون جا؟!
گفتم: خودش گفته که نزدیک خونه ی ما گوجه ارزونه. حتمن لوبیا هم اروزنه دیگه.
آقا مجید نگاهی چپکی به من انداخت و راهش را گرفت و رفت.
به گمانم خود آقا مجید دلش نمی خواهد که چیز های ارزان قیمت گیرش بیاید!
وقتی که در جایی ، اجناس ارزان قیمت باشد ، باید آدم تشریف ببرد و بخرد ! حتا اگر در عراق ، ببخشید ، در هندوستان باشد!!
پنجشنبه شب از خونه زدم بیرون تا برم سر فلکه چیتا و گپ و گپی با بچه های هم سن و سال حودمون بزنم. تا پایم را توی خیابان گذاشتم یک ترقه جلویم ترکید و صدایش حالم رو گرفت. بی اختیار یک عدد! کلام آتشین و آبدار تحویل پدر و مادر ترقه انداز کردم که باید عشق کرده باشد!!
وقتی که گرم صحبت با بچه ها سر فلکه بودیم ناگهان یک ترقه ی دیگه به صدا در آمد که شبیه بمب صوتی بود. از همان بمب هایی که جنایت کاران در سال گذشته شهروندان اهوازی را به خاک و خون کشاندند.
به راستی تفاوت این ترقه انداز که ترقه اش بی شباهت به بمب نبود و خیلی ها را ترساند ، با آن افرادی که به خاطر رعب و ترس و وحشت به کشت و کشتار مردم دست می زدند چیست؟!
خوشم می آید که همه جیزمان چیز است! من زور، ببخشید، منظورم این است که همه چیز سرجایش است و یا در امن و امان است!! شما اصلن و ابدن خودتان را ناراحت نکنید و خم به ابرو نیاورید! در مملکت گل و بلبلی ما آدم و حتا انسان! عشق می کند که زندگی کند و نیز بخواهد نفس بکشد!
اصولن نفس کشیدن باعث می شود که آدم احساس ارامش و راحتی و عشق کند. مثل هم اکنون من که دارم عشق می کنم و حتا از عشق زیادی نمی دانم چه کنم!!
به قول صمد یا صمدآقا! آی عشق می کنم آی عشق می کنم!! آقا یکی چرا پیدا نمی شود و بیاید جلوی عشق کردن ما را بگیرد!! یا این که ما را کباب کند تا این قدر هوس خوردن کباب نکنیم!
ماشاا... هزار ماشاا... ما که در این وسعت گل و بلبلی سد معبر زیاد داریم!
بگذریم. انگاری، این نوشتار سرخ ما از سر سبزمان دل خوشی ندارد و می خواهد یک جوری از دستش خلاص شود!
اصلن چه طور است خودمان را بزنیم به کوچه ی علی چپ و چیز میز دیدی ندیدی بکنیم ها؟!
اما مگر می شود چیز به این بزرگی را ندید! همانی که می گویند در خواب چیز دانه می بیند و در خوردن چی پف آن هم دانه دانه مهارت دارد. البته گاهی!!
ساعت 10 سه شنبه شب – که صبحش سال تحویل می شد - " شاهین" را برداشتم و بردم بیمارستان ابوذر اهواز. چون در این وقت شب، دیگر پزشک عمومی و متخصص پیدا نمی شد. حتمن، هر کدام رفته بودند که در کنار خانواده سال کهنه را تحویل بدهند و سال نو را تحویل بگیرند!
بخش اورژانس اطفال خیلی شلوغ بود. از کودک تا جوان و نیمه جوان و بزرگ سال در بخش اطفال دیده می شدند! نزد کسی که پشت یک میز کوچک نشسته بود و می شد به او نام منشی داد ، رفتم. او داشت اسم نفر قبل از من را یاداشت می کرد. بعد از نوشتن تاریخ در دفترچه ی درمانی همراهش گفت: درب بغل.
من که شاهین را از منزل پدر بزرگش آورده بودم و دفترچه اش همراهم نبود ، گفتم ویزیت با دفترچه و بدون دفترچه چه قدر است؟ وقتی که پاسخم را گرفتم و دریافتم که بروم دفترچه را بیاورم بهتر است، با شاهین آمدم بیرون بخش . با گرفتن یک تاکسی به صورت رفت و برگشت – در حالی که 10 دقیقه بیش تر طول نکشید – دفترچه را از توی خانه برداشتم و دوباره نزد منشی بخش اطفال برگشتم.
لطفن به همش من تبریک بگویید که یادم رفت به جناب منشی بگویم که تا من می روم دفترچه بیاورم شما نوبتم را محفوظ بدار!
از آن جا که تا خانه زیاد راه نبود کرایه ام فقط هزار تومان شد. دفترچه را جلوی منشی گذاشتم و گفتم بفرما . اما شما نوبت مرا داشته باش. منشی نیمچه تبسمی کرد و منظورش را رساند که بی خیال شوم.
بعد از دقایقی ، منشی بلند شد و رفت. مرتب عده ای می آمدند و عده ای می رفتند. بعضی ها بچه هایشان را که می آوردند دیگر نمی بردند . چرا که بستری می شدند. یک پزشک مرد اینترن و یک پزشک زن یا دختر رزیدنت در مطب بودند که دقایق زیادی را برای بچه های بستر ی صرف می کردند.
دو خانم دیگر هم در اتاق آمپول یا سوزن زنی یا به قول امروزی ها بحش تزریقات حضور داشتند که بیشتر به بچه هایی که می خواستند بستری شوند می رسیدند. یک آقایی هم در سالن به کار رسیدگی به بچه ها مشغول بود.
دور میز منشی شلوغ شده بود. عده ای منتظربودند که نوبت بگیرند. در همین حال یکی از نیروهای خدماتی -که کارش نظافت بخش و یا کلن بیمارستان است و علامت شرکت خدماتی فلان پشت کاپشنش معرف او بود- پشت میز منشی نشست و شروع کرد به گرفتن دفترچه های بیماران و انجام مراحل همیشگی! آن هایی هم که دفترچه نداشتند ، یک کاغذ سه در چهار سانت از زیر میز در می آورد و روی آن چیزی می نوشت و می داد دست همراه بیمار و می گفت درب بغل .
یعنی این که بفرما برو صندوق و مبلغ 650 تومان بریز به حساب و صورت حساب را هم بیاور تا بذارمت توی نوبت.
بابا ای ول! ببخشد، منظورم همان ای وا... است! به این حس همکاری باید مرحبا و هزار و سیصدآفرین و حبذا و احسنت گفت!!
آخر این هم یک نوع خدماتی است که در این بخش به بیماران و همراه آن ها ارایه می شود!!
حتمن که نباید یک منشی اخمو و یا خوش تیپ با هزار نوع رنگ و روغن پشت میز بنشیند و به رفع و رجوع کار مردم بپردازد!! مگر یک نیروی خدماتی نمی تواند منشی گری کند؟!
البته بعد از مدت 10 دقیقه خود جناب منشی آمد و بر جای خود تکیه زد . به گمانم باید بزرگ باشد . چرا که شنیده ام که می گویند : " تکیه بر جای بزرگان نتوان زد و از این جور حرف ها! "
بیش از یک ساعت سر پا ایستادم تا نوبتم شد . پیش جناب پزشک اینترن رفتم. شاهین را معاینه کرد و تمام دفترچه اش رانوشت. رفتم و داروها را گرفتم. شاهین خدا خدا می کرد که آمپول توی داروها نباشد. اما از بخت ناخوش او یک عدد آمپول 6.3.3 در پلاستیک داروها به شاهین دهن کجی می کرد!
دارو ها را به بخش تزریقات آوردم و 10 دقیقه ای منتظر ماندم تادستان شفا بخش دو خانمی که مشغول رسیدگی به دو بچه بودند آزاد شود.
به یکی از آن ها که کارش تمام شد دارو را دادم و او بلافاصله گفت: یک قبض از صندوق بگیر. داشتم می رفتم که قبض بگیرم که گفت بعد از تزریق آمپول هم می توانی. از اعتمادی که به من کرد ، دریافتم از چهره ی پر ابهتم !! اشک اعتماد می بارد!
شاهین را روی تخت گذاشتم و آماده ی آمپول زدن. جند لحظه نگذشته بود که دیدم و شنیدم که جیغ قرمزش در آمد و شروع به گریه کرد. دلم برایش کباب شد. او تا حالا آمپول های زیادی زده بود اما ندیدمش که این گونه جیغ بزند و گریه سر دهد.البته از حرکات دست و عجله ای که آمپول زن از خود نشان داد ، من هم جای شاهین بودم جیغ می زدم!آمپول زن، وقتی که آمپول را زد ، رفت. از زیر پنبه، خون زده بود بیرون. پنبه را روی محل آمپول فشار دادم و بعد چند ثانیه شاهین را از روی تخت بلند کردم و گذاشتم پایین.
او را که نمی توانست راه برود ، روی صندلی نشاندم، و رفتم صندوق و قبض 450 تومانی بابت تزریق آمپول را آوردم و تحویل دادم و از بخش اطفال زدیم بیرون . در حالی که پس8 ساله ام را بغل کرده بودم یک تاکسی دربست گرفتم و او را خانه ی پدر بزرگش بردم. بعد از گذشت 3 روز هنوز می گوید :جای آمپول درد می کند! وقتی به یاد جیغش می افتم دلم کباب می شود! پس بگو برای همین از هرچه کباب برگ و کوبیده و چند نقطه بدم می آید!
- با حضور آیت ا... شفیعی نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری؛
- پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان برگزیدگان اش را شناخت؛
- دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در آیین گرامی داشت زنده یاد قناد دزفولی:
- دکتر محسن رضایی در جمع عده ای از هنرمندان خوزستانی در منزل مرحوم منصور واحدی:
- در همایش نوروزی ایل بختیاری؛
- سال نو بر شما عزیزان خجسته باد
- مدارس و ادارات اهواز بعد از شروع فعالیت تعطیل شدند؛
- در هجدهمین جشنوارهی مطبوعات و خبرگزاریهای کشور؛
- برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود معرفی شدند
- دهه فجر خجسته باد؛
- "صاف صادق اهوازی" در بازگشت پیروزمندانه از "موسیه" در فرودگا
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد؛
- گزارشی از پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان؛
- گزارشی از همایش شعر سوگواری عاشورایی در اهواز؛
- در آیینی با حضور اهالی ادب و هنر و بدون حضور مسوولان استانداری خوزستان؛
- استاد عبدالرضا قناد دزفولی درگذشت؛
- در پنجمین روز از بزرگداشت هفته بسیج برگزار شد؛
- به همت انجمن شعر اهواز صورت گرفت؛
- گزارشی از آیین شعرخوانی شاعران اهوازی و رامهرمزی در باع شهریار؛
- حبیباله بهرامی(شهنی):
- در دومین جشنواره شهر و رسانه؛
- داستان؛
- رباعیات و دو بیتی های ایثار
- یاد شهیدان همیشه در دل ها سبز و معطر باد؛
- دکتر خواجات در آیین نکوداشت "علی مقیمی" و "سیروس راد منش"؛
- حبیبالله بهرامی:
- به بهانه 17 مرداد روز خبرنگار؛
- به یاد شهید مظلوم دکتر بهشتی و یاران با وفایش؛
- حبیبالله بهرامی:
- از سری حکایت های بچه نفتون؛
- ایران - خوزستان - مسجدسلیمان
- هوشنگ چالنگی
- مسجدسلیمان شهرمن
- خبرگزاری توسعه بختیاری
- بهمن ساکی
- خیس در سکانس صفر
- شهر من پارسوماش
- مسجدسلیمان
- الفبا
- شاهزاده ی بختیاری
- صاف صادق اهوازی
- خوزستان سلام
- مهدی مکارمی
- مکتوب
- مجله خانواده سبز
- دانشگاه آزاد درود
- وب نوشت ابطحی
- اصالت بختیاری
- تی به رهت ایمنم
- welcome to my blog
- ممد اهوازی
- آتی بان
- فرشته ای از جنس آفتاب
- سایت شخصی سعید آژده
- انجمن صنفی روزنامه نگاران
- خبر گزاری های ایران
- سوتيام
- متولد ماه مهر
- عمو لره
- لر آپ نیوز
- قلم جنوب
- تی به رهت ایمهنم
- تاریخ وفرهنگ بختیاری
- بختیاری ها
- قوم بختياري
- مولانا (مولوي)
- تاريخ ادبيات ايران
- ادبيات داستانی
- متولد 01/01/عشق
- از هر دری سخنی
- ادبی - سياسی و ...
- جدید نیوز
- مندیر بهارون
- کلاغ
- آب به چاله ريز
- خانه داستان
- هفتان
- پندار
- خوابگرد
- یک لربلاگ
- زنده رود
- پارسوماش
- بچه m.i.s
- انجمن فرهنگی هنری سایه
- دوستداران زاگرس
- خبرگزاری فارس
- تعاونگران
- گروه تیاتر زهور
- پرت و بلا
- نسیم هزار آرزوی فریبا
- خانه ی بختیاری
- سید علی صالحی
- روزنامه شرق
- بختياري هيجار
- تیام
- اهواز- مسجدسلیمان
- روزنامه های ایران
- کامپیوتر
- نصب عکس و فیلم و موسیقی
- سرود بختیاری
- خبر گزاری ایسنا
- دنیای کامپیوتر و ماهواره
- سنگچین
- بچه mis
- dahio - web dirctory
- پژواک خاموش
- شب غزل
- ادبی - سياسی - اجتماعی
- سايت رسمی احمد شاملو
- سايت فروغ فرخزاد
- سايت تبيان
- عشق عليه السلام
- سال های تا کنون
- تا ماه راهی نیست
- ابوالفضول الشعرا
- سی دل تو
- انامک
- بن آسياب
- gelayeh
- صلح و دوستی
- شاعرانه
- سيد مهدی شجاعی
- پرویز بیگی
- هفتکل
- خماردونی
- نيايش
- داستان سرا
- شعر و موسیقی
- برد شیر
- من دانای کل هستم
- هوش های چندگانه
- اداره کل تعاون خوزستان
- کمی تا قسمتی جدی
- دلشوره
- شیهه ی زخم
- خاطرات من ساده دل
- ثبت نام متقاضیان فاقد مسکن
- ثبت نام متقاضیان کسب و کار
- بهزاد خواجات
- لیست وبلاگ های به روز شده
- علم امروز
- ميراث فرهنگی خوزستان
- سوته دلان
- تلاوت قرآن با صدای عبدالباسط
- ارتباطات
- سايت مرجع متخصصين ايران
- فرزاد نامی و فرهاد نامی
- با تو هستم غريبه
- ورود با ... ممنوع
- هالو زال
- شعر ملایر
- شیهه ی آفاق
- عرفان، آزادی، برابری
- لرياتی
- خوربه
- خارج از محدوده
- مسیح
- ارتباطات
- کرانه گمنام
- سلام حقگو
- حقگو
- درود بر دختران و پسران امیدیه
- جایی شبیه قلب من
- شعر بختياری
- عطش عشق
- زود باش بیا تو
- پایگاه خبری شوشان
- تعاونگران
- كتابچه كارتون آيناز
- یادداشت های یک دانشجو
- موبايل و بازی
- باغ باران
- مهربانی نگاهت را دوست دارم
- جديد نيوز
- آخرين پیاده جهان
- شعر و دل نوشته ها
- لرياتی
- نخستین فصل کتاب عشق
- مسجدسليمان
- زهرآب
- گشت و گذار
- همتبار
- فهرست وب سایت های ایرانی
- کارون
- جنبش ادبیات مجازی ایران
- photodidar sport
- مانی بختیاری
- عباس قنبرى عديوى - سلام هم تبار
- گنجینه خاطرات
- انجمن شاعران ایران
- مثل باران مثل بودن
- حقيقتِ ساده
- دلفین هایی که با من شنا کرده اند
- قصری پر از عکس
- tinypic.com
- یزدان سلحشور
- وب شخصی حسین چراغی
- سلام خورزمار
- شعری که زندگیست
- ما روزنامه نگاریم
- ابتکار سبز
- لینک بازی
- به سایت خوتون خوش ویدین
- فرزندان زاگرس
- پژوهشکده تاریخ-فرهنگ وادبیات قوم بختیاری
- بانک فراخوان
- مسجد سلیمان شهر ما خانه ما
- وب نوشته های غلامرضا فروغی نیا
- محله ی ما
- همشهری
- حکایت های بچه نفتون
- میهمانی بی پایان
- پرسه های اندیشه
- بانوی مکتب عریان
- دلپرسه (پرسه در پرسه ها)
- برون
- برون نیوز
- منوچهر برون
- کانون هواداران باشگاه نفت مسجدسلیمان
- همکلاسی ها
- باران شـــعر خــزان
- مجله اینترنتی ناونیا | وبلاگ میلاد اشرفی
- ادب و هنر ایذه ، شعر
- بهبهان نگاشت؛ دیروز و امروز و فردا
- جايزه ادبي ايران
- مثل باران، مثل بودن(ادبیات و هنر)
- خط های خاطره
- سازه نیوز
- ایبنا نیوز
- کُلول
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
