بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/٢۱

کشور های خارجکی منتظر باشند!!

وقتی که می فهمم در کشور های توسعه یافته و نیافته وضعیت امنیت و آرامش و آسایش قراشمیش است و تا حدودی هر کی به هرکی ! حالم گرفته می شود!!

چه طور نمی شود ما که اوضاع و احوالمان بر وفق مراد و توپ است برای آن ها کاری بکنیم؟!

چه طور این همه چیز میز های جورواجور و رنگارنگ و چند نقطه از برق و آب گرفته تا گاز و ناز و نفت و مفت و تفت و بنزین قاچاق یا ماچاق و چند نقطه به کشورهای نیازمند و غنی و منی صادر و مادر می کنیم ، اما نمی توانیم در برقراری امنیت آن ها موثر باشیم؟!!

دوستی که در چند روز گذشته ازکلان دهات ، ببخشید ، از کلان شهر یک کشور خارجکی به سلامت بازگشته ، می گوید: در کلان شهر" مهواز" که با اهواز خودمان هم قافیه است ( البته ، هیچ ارتباطی با اهواز ندارد و کسی شاکی نشود! ) اوضاع امنیت و احساس امنیت کمی تا قسمتی ابری شده بود!

در خیابان مانیال مورش این کلان شهر، آقایی با کیف سامسونت پر پول از بانک فسکن بیرون زد که ناگهان توسط سرنشین یک موتوری با چاقو زخمی شد. تا کیف از دست مرد رها شد ، شخصی که نزدیک مرد کیف به دست حرکت می کرد ، با سرعت صوت ، کیف را برداشت و ترک موتور سوار شد و رفتم که رفتم بی وفا رفتم که رفتم! ببخشید ، سارقان رفتند ، من که سر جای خودم ایستاده ام!

همچنین درپمپ بنزین ملهایی نامی ، یک سارق مسلح با گرفتن اسلحه به سوی کسانی که در حال زدن بنزین بودند ، کارت های بنزین آن ها را گرفت و رفت پی کارش!

در یک نقطه ی دیگر این کلان شهر نیز یک آقایی کارتش را توی دستگاه گذاشت که بنزین بزند ، اما در یک چشم به هم زدن یک جوانکی کارت را کش رفت و فرار را برقرار ترجیح داد!

البته اگر بخواهم ادامه بدهم واین امر های میمون را شمارش کنم ، نیاز به هفتاد من کاغذ خواهم داشت تا یک مثنوی چند نقطه ای برایتان بنویسم!

همین بس که در کلان شهر مهواز هر روز 80 نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهند.

البته مسولیت این جان باختگان هم به وضعیت جاده ها و هم به دستگاه های ذیربط و بی ربط هیچ ارتباطی ندارد که ندارد!

خب ، حالا که به ضرب المثل " مشت نمونه خروار " اشاره کردم ، بهتراست یک برنامه ریزی کلان و کاری برای اوضاع و احوال ناامنی در کشورهای خارجکی از جمله همین کلان شهر " مهواز " که مورد بازدید دوستمان قرار گرفت ، بکنیم ، تا خارجکی ها بفهمند که ما همانی هستیم که رستم بود پهلوان!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/٢۱

7 ماه تاخیر در توزیع نامه های مردمی !

عده ای از مردم حاشیه یکی از مناطق اهواز که به ریاست جمهوری نامه نوشته بودند ، در چند روز گذشته دعوت نامه هایی از سوی ستاد رسیدگی به نامه های ریاست جمهوری به دستشان رسید که از آن ها خواسته شده بود در ماه های مرداد و شهریور و مهر و در روزهای معین به دفتر این ستاد در اداره کل تعاون خوزستان مراجعه کنند .

وقتی از این عده سوال شد : چرا در تاریخ های مقرر به ستادی که فعال بود مراجعه نکردید ، پاسخ دادند :" دعوت نامه ها توسط یکی از نمایندگی های پستی در دو سه روز گذشته به دستمان رسیده است !"

برای اطلاع از این اقدام خداپسندانه و متعهدانه ی (!) مسولان به اداره پست اهواز مراجعه کردم .

در اتاقک نگهبانی سراغ مدیر کل و معاون را گرفتم . گفتند : مدیر کل نیست و مرا به طرف دفتر آقای گله داری راهنمایی کردند ، اما ایشان حضور نداشت . گویا مسوول ارسال و مراسلات باشد .

به طرف دفتر مدیر کل رفتم . با رییس دفتر جناب مدیرکل ، ماجرا را در میان گذاشتم . گفت :" به آقای گله داری مراجعه کن ." گفتم : حضور ندارد . گفت : "من با او صحبت می کنم ."

به روابط عمومی مراجعه کردم و از تاخیر 7 ماهه در رساندن نامه های مردمی تقدیمی به رییس جمهوری گفتم .

مسوول روابط عمومی که انسانی خوش برخوردی بود چند دقیقه مرا تنها گذاشت تا برود و پیگیری کند . بعد از گذشت دقایقی آمد و گفت :" با آقای گله داری تماس گرفتم و موضوع را جویا شدم . صحبت هایی کرد که قانع نشدم . شما به  مسوول اداره پست اهواز مراجعه کنید ."

دفتر ایشان رفتم ، حضور نداشت . اما خانمی که پا روی پا انداخته بود و جواب سلام ما را هم نداد ،داشت با تلفن صحبت می کرد . بعد از اتمام حرف هایش سراغ آقای شرفی یا شریفی را گرفتم که طلبکارانه گفت اطلاعی ندارد. از اتاق بغلی سراغ او را گرفتم که بی خبر بود . سراغ معاون آقای شرفی را گرفتم ، مرا به فلان اتاق راهنمایی کرد .

وقتی به اتاق معاون رفتم آفای شرفی را دیدم . او را نشناختم ، اما شنیدم که معاونش ، اسمش را صدا زد. آقای شرفی که از اتاق معاونش زد بیرون ، دنبالش راه افتادم و خودم را معرفی کردم .

پشت پیشخوان عده ی زیادی صف گرفته بودند تا از وضعیت کارت سوختشان مطلع شوند. بی گمان هر کدام بیش از نیم ساعتی علاف می شدند . آقای شرفی هم که از سوی دو ارباب رجوع مورد خطاب قرار گرفته بود به طرف آن ها رفت و کارشان را بررسی کرد . در نهایت بعد از دقایقی به اتاق خود رفت و موضوع آمدن مرا سوال کرد. من هم از تاخیر در توزیع نامه های مردم یک منطقه حرف زدم . آقای شرفی گفت : "در فلان منطقه دفتر نمایندگی پستی داریم . از آن جا که این دفاتر تنها درآمدشان از تحویل نامه های مردم است و درآمدی از توزیع نامه ها ندارند و ما هم به جز درصدی که از بابت تحویل نامه به آن ها می دهیم ، برای توزیع نامه ها مبلغی به آن ها نمی دهیم ، تعهدی برای توزیع به موقع نامه ها ندارند . "

گفتم : پس تکلیف نامه های مردم چه می شود ؟ آیا درست است که نامه های مردم بعد از 7 تا 8 ماه به دستشان برسد ؟!

آقای شرفی گفت : "اتفاقن آقای فلانی مسول دفتر نمایندگی امروز صبح این جا بود . اگر می دانستم موضوع را تذکر می دادم . ایشان تقاضای دفتر خدمات ارتباطی داده اند ، باید با او صحبت کنم . شما هم اگر توانستید بروید و با او صحبت کنید ."

از اتاق این مسوول پست بیرون آمدم و به طرف یکی از مناطق حاشیه ای شهر رفتم . بعد از پرس و جو، مغازه ی بی تابلویی را دیدم و وارد شدم . بیش از 100 دعوت نامه برای اهالی این منطقه روی پیشخوان دفتر نمایندگی پست یا دفتر خدمات ارتباطی (!) گذاشته شده بود .

سرغ مسوول دفتر را گرفتم . حضور نداشت . عده ای از اهالی منطقه در حال گشتن بین دعوت نامه ها بودند . شخص دیگری که خود را همسر مسوول دفتر معرفی کرد جواب قانع کننده ای برای دیر رساندن دعوت نامه ها به دست مردم ، نداشت و گفت : "همین چند روز پیش یک گونی نامه خالی کردیم تا به دست مردم برسانیم ." او تصریح کرد: " خیلی از این نامه ها تکراری است واشخاصی که چند نامه نوشته اند ، ما گفته ایم که همان یک یا دو نامه برای آن ها کافی است !"

او گفت : "ما تعهدی برای رساندن نامه ها نداریم اما چون همشهریانمان هستند بیش ترنامه ها را به دست مردم رسانده ایم . برخی را هم گذاشته ایم این جا که صاحبانشان بیایند و ببرند. "

بله ، این بود سرنوشت بخشی از نامه های مردمی که باید در اسرع وقت به درخواست هایشان رسیدگی شود .

ینده به عنوان یک شهروند و نیز یک خدمتگزار ، به مسوولان ذیربط اهواز یا استان تبریک می گویم ؟!!

 به خاطر ، احترام به مردمی که به ریاست جمهوری نامه نوشته اند ، اما دعوت نامه های آن ها بعد از 7- 8 ماه به دستشان رسیده است ؟! چرا که فلان دفتر نمایندگی پستی تعهدی برای توزیع نامه های مردم ندارد. شاید هم بایستی دعوت نامه ها پیشتاز می شد تا برای اداره پست مقرون به صرفه باشد . در این صورت هم تعهد حاصل می گشت ، هم دعوت نامه ها زود به دست مردم می رسید ! پس ، همه با هم ، با صدای رسا بگوییم : درود بر پست پیشتاز !! و مرسی به مسوولان پست و همیشه خدمتگذار مردم !!

شیر حبیب 

 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/۱٦

رحلت حضرت رسول اکرم (ص)

شهادت امام رضا (ع)

و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را

تسلیت می گوییم

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/۱٦

فریدون  کربلی  ( آتش ) شاعر و طنز پرداز اهوازی به سوی معبود پرواز کرد .

درگذشت این عزیز ادیب را به خانواده ی ایشان ، شاعران ، طنز پردازان و هنرمندان  اهواز ، استان و کشور تسلیت می گویم .

آیین تشییع  و خاکسپاری زنده یاد کربلی  در ساعت 30 : 9  صبح روز جمعه 17 / 12 / 86 در بهشت آباد اهواز  برگزار می شود .

 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/۱۱

  اندر نمک شوراباد!

شهر، شهرفرنگه ، ببخشید ، جنگ ، جنگ قدرته ، بازم ببخشید ، شهر ، شهر قدرته ، زور و شهرته ، شاخ و شونه و جسارته !

مرد میدانم آرزوست ! کجاست آن که بتواند در مقابل ما تاب بیاورد ؟ ما نه آنیم که رستم بود پهلوان ، که شیریم در وادی استان ، و قیم این مردمیم ، و از برای کسب نام و جلال ، دایم در شور و رزمیم !

آی بیا و تماشا کن ! ببینید صفا و شور و حالی که به هم می دهیم !! ما ، که ناخواسته  زیر بار مسوولیت می رهیم و از روی دیوار خدمت ندانسته ، می پریم و به دوستان عزیز ، ناخودآگاه بند (پ) می دهیم (!)

کجاست شیر سماور؟ ببخشید ، که توی وادی فوتبال برفتیم! هر چند که ما در پی این  شیرهای نفتیم ! آخه این فوتبال هم شد ورزش ؟! فوتبالی که به شیر سماور آغشته شود به درد یه استکان چای خوردن هم نمی خورد ! اصلن می ریم از قوری چای می خوریم . سماور بی سماور. چون شیر در جنگل چکه می کرد !

کجاست زرخیز این شهر؟ کجاست چشمه ی این شر!؟ بگو جلدی بیاین ، و این شر بپاین !

ای بابا! این چیزا چیزه که ما سراییدیم ؟! ما که شاعر نبیدیم ! اصلن دنبال چه می گردیم ؟ یارکه در خانه است و ما چرا گرد جهان می گردیم ؟!

ای آقا ! اومدی زیردست و پای ما که چه طور بشود ؟! مگه نمی دونی ما فقط به آسمون خدا چشم می دوزیم  و زیر پای خودمان  رو نیگاه نمی کنیم ؟ اصلن نیگاه بکنیم که چه طور بشود ؟

چی ؟ درست بگو ببینم چه می گی . از اول بگو . خلاصه بگو . وقت شنیدن داستان ندارم. صغرا کبرا هم نچین . بگو چته ؟ حرف دلته بزن .

که این طور . عوارض داری ؟ این که مشکلی نیست . تشریف ببر بپرداز . به نظر من که کاریش نمی شه کرد . فقط توکل به خدا کن و برو بانک و بپرداز . این حق قانونیته !! کسی نمی تونه جلوی حق قانونی شما قد علم کنه . چرا که با ما طرفه !!

چی ؟ از ما حرکت تا از خدا برکت ؟ مرد حسابی ! گفتن از شما حرکت نه از ما . ما که در طول و عرض شبانه روز کلی حرکت می کنیم . اصلن تو معنی این بیت شعر : " کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من " رو شنیده ای ؟

چی ؟ ما و شما نداریم ؟ کی گفته نداریم ؟! ما ، ماییم و شما ، شما! هر کی جای خود داره .

چی ؟ چرا این قدر رای رای می کنی ؟! یه رای ناقابل  دادی به ما ، اونم  روزی صد بار به رومان میاری که چی بشه ؟! خونه برامون که نخریدی . خریدی ؟ یه رای خشک و خالی داده ای ! اونم کلی چلوکباب نوش جون کردین . برین به کارتون برسین که هزارتا کار داریم و باید بریم توی وادی استیضاح ! مگه نمی دونید یارمان که در خانه بید رو باید بیاریم تا دوباره بپردازد به عمران و آبادانی .

مگه شما آبادانی نمی خواین ؟ می خواین یا نه ؟

چی ؟ شما به این کارا ، کار نداشته باشین . صلاح کار خویش و شما و دیگرون رو، ما خسروان می دانیم و بس . این جا و هر جای دیگه ، توی این شهر، کسی که زیر بلیت ما باشه و ما تمبرش را چسبانده باشیم ، بی اجازه ی ما نباید نوشابه بخوره ! تا ما بهش آب بدهیم  ، در غیر این صورت تمبرش باطل می شه .

اصلن ما رو بگو که داریم برای کی شاهنامه تعریف می کنیم. برو جانم ! برو برس به فوتبال که امروز مسابقه است . برو دنبال همون شیر دستشویی و سماورت . بذار ما هم به کارمون برسیم .  

خب کجا بیدیم ؟ آها ! کجاست چارچوب این شهر ؟ کجاست پاشنه ی این در ؟ ما آمده ایم که بنیاد کنیم .

راستی چی چی کنیم ؟ انگاری یادمون رفت که برای چه چیز اومده بیدیم .

 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/٩

اربعین حسینی

تسلیت باد


نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/۸

بلایی که به خیر ...

نقش و اهمیت مطبوعات در اطلاع رسانی و ارتقای سطح فرهنگی جامعه از سوی مسوولان همواره مورد تاکید قرار گرفته و تضعیف آن ها در راستای اهداف دشمنان قسم خورده نظام بوده و هست .

مطبوعات ، بخصوص نشریه های استانی - که بیش ترین سهم را در خنثی سازی توطئه های دشمنان انقلاب اسلامی داشته اند ، امروزه بیش از پیش مورد بی مهری قرار گرفته اند ، به طوری که در حرکتی نسنجیده ، تعطیلی خود را در پایان سال مشاهده می کنند و عیدی خود را از دست مسوولان می گیرند !!

مطبوعات برای فرهنگ سازی و اطلاع رسانی صحیح ، دست یاری به سوی خدمتگزاران نظام دراز کرده ، بخشی از وظایف آن ها را مشتاقانه پذیرفته اند و تا کنون نیز توانسته اند به درستی ایفای نقش کنند .

چندی پیش ، شهردار اهواز در اقدامی به ظاهر سیاسی با ارسال نامه ای ، روابط عمومی دستگاه متبوع خود را از دادن هرگونه آگهی مناقصه، مزایده و ... به هفته نامه های استانی برحذر داشت.
نجفی در این نامه به ماده 13 فراخوان مناقصه که در بند (ب) اعلام می دارد: (فراخوان مناقصه عمومی باید به تشخیص مناقصه گزار از دو تا سه نوبت حداقل در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار کشوری یا استانی مربوط منتشرگردد) استناد کرده است. در حالی که در زیر بند (ب) یعنی بند (ج) آمده است: (مناقصه گزار می تواند علاوه بر موارد مذکور در بند (ب) این ماده از طریق سایر رسانه های گروهی و رسانه های ارتباط جمعی یا شبکه های اطلاع رسانی نیز فراخوان را منتشر نماید)

آن چه مسلم است ، مستندات قانونی در قانون مناقصات و نیز آیین نامه های معاملات شهرداری ها برای اعطای آگهی به سایر مطبوعات از جمله هفته نامه ها وجود داشته و هیچ گونه منع قانونی برای درج آگهی در آن ها نیست .
حیدر نجفی که مدت کوتاهی است بر مسند شهرداری اهواز تکیه زده، این حرکت را هنگامی اتخاذ کرده است که استان درگیر یکی از حساس ترین و بزرگترین انتخابات نظام جمهوری اسلامی ایران است. آن هم انتخابات مجلس، مجلسی که به فرموده امام راحل (ره) در رأس امور است و مسوولان محترم باید بستر حضور یکپارچه و منسجم مردم را در پای صندوق های رأی فراهم کنند.
بستری که نیازمند دقت نظر، تلاش و سیاست های مدبرانه مسوولان در فراهم کردن آن برای حمایت مردم است. مسوولانی که همواره باید خدمتگزار مردم باشند و برای به صحنه کشاندن آنها در صحنه های دفاع از ارزش های نطام از هیچ گونه کوششی دریغ نکنند. هرچند که مردم همیشه در صحنه و انقلابی ما تاکنون در صحنه های حساس کشور حضور یافته و نظام و کشور را یاری کرده اند.
با این اوصاف، شهردار اهواز که باید در جهت تشویق، حمایت و دلگرمی مطبوعات به انجام امور فرهنگی برای به صحنه کشاندن مردم در انتخابات تلاش کند، در حرکتی نسنجیده و حساس نسبت به قطع آگهی هایی که حق مطبوعات محلی از جمله هفته نامه ها است- اقدام می کند؟!
شهردار اهواز از این اقدام نسنجیده و شاید سیاسی چه منظوری دارد و چرا می خواهد تنها منبع درآمدی مطبوعات محلی را قطع کند ؟ مطبوعاتی که هم اکنون  دچار مشکلات فراوانی بوده و این عمل تیر خلاصی برای آن ها خواهد بود . و قطعن به حذف آن ها از صحنه فرهنگی جامعه خواهد انجامید . این عمل بیش از پیش دشمنان قسم خورده ی این انقلاب را - که تمام تلاششان برای کم رنگ کردن انتخابات است - خوشنود خواهد ساخت و صحنه را نیز برای تبلیغات سو آنان هموار خواهد ساخت .  

البته در این مورد اعضای شورای شهر، این نمایندگان واقعی مردم اهواز با تشکیل جلسه های مختلف و به چالش کشاندن شهردار که در حقیقت باید مجری مصوبه های شورا باشد- تلاش های مثمر ثمری برای آگاهی شهردار از آیین نامه ها و معاملات شهرداری و نیز ماده ها و تبصره های فراخوان مناقصه و دیگر آگهی ها انجام داده اند که جای قدردانی دارد، اما نگارنده از اقدام نسنجیده شهردار اهواز در وضعیت حساس کنونی که دشمنان در تلاش هستند تا حضور مردم را پای صندوق های رأی کم رنگ کنند، در تعجبم! شهرداری که پیش از این معاون عمرانی فرماندار اهواز بوده است و باید به اوضاع و احوال سیاسی و فرهنگی استان- که امروزه از حساسیت زیادی برخوردار است- آشنا باشد،  تصمیمی اتخاذ می کند و سنگی جلوی پای مطبوعات پرتاب می کند که برداشتن آن تنها از عهده اعضای محترم شورای اسلامی شهر برمی آید.
بی شک اقدام به موقع و درایت شورای اسلامی شهر اهواز برای جلوگیری از تبلیغات این تصمیم نسنجیده می تواند فضای باز سیاسی استان را - که احتمال می رود دچار چالش شود - برهاند .  آن هم، هفته نامه های استانی که نقش بسیاری در اطلاع رسانی، آگاهی و تنویر افکار عمومی دارند و نیز تمام توان خود را برای حضور بی شمار مردم پای صندوق های رأی به کار گرفته و می گیرند. اما استمرار چنین موضوعی - که به حذف مطبوعات محلی منجر می شود - خواسته ی مسوولان دلسوخته ی این انقلاب نخواهد بود . 

 مطمئناً شهردار اهواز نیز از پیامدهای این حرکت  دشمنان خرسند نیست ، لذا انتظار می رود با تصمیمی عاجل ، مثل سابق ، برای تقویت مطبوعات محلی - که شهرداری را در انجام وظایفش یاری رسانده اند - گام بردارد .

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :