بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۳٠

 

/ خرمشهر از فتح تا امروز /
حبيب‌الله بهرامی:ادبيات مقاومت مقوله‌ای ملی است و نگاهی فراگروهی می‌طلبد

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :12743

1386/2/29
9:28


خبرگزاري دانشجويان ايران - خوزستان

يك شاعر و روزنامه‌نگار معتقد است: ادبیات مقاومت باید واقعیت‌ها را بگوید؛ زیبایی‌ها و زشتی‌ها، خوبی‌ها و بدی‌ها و شکست‌ها و پیروزی‌ها. این ادبیات مقوله‌ای ملی است و نگاهی فرا گروهی می‌طلبد.

حبيب‌الله بهرامی با بيان اين كه ادبیات مقاومت هنوز در کشور ما جای خود را پیدا نکرده و غریب مانده از آن جهت که تاکنون نتوانسته نقش و اهمیت خود را برای مسؤولان جا بیندازد تا راه ورود ش به دروس مدارس و دانشگاهی ما هموار شود در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: این در حالی است که نویسندگان، شاعران و فرهیختگان ما تاکنون می بایست از حماسه عاشورا که سرمنشا انقلاب و دفاع مقدس ما در جنگ تحمیلی است درس‌های زیادی می‌گرفتند و آثار ماندگاری از خود برجای می گذاشتند؛ آثاری توانمند از نظر فرم، تکنیک و محتوا و به دور از شعار که بتواند در فضای فرهنگی جهان که تشنه این ادبیات است، تاثیر بگذارد.

وی با تاكيد بر اين مطلب كه رسانه‌ها باید به دور از جهت‌گیریهای سیاسی و انحصاری کردن آن به خود و گروهی خاص و نیز رهایی از نگرشهای محلی و منطقه‌ای نقش موثر خود را در گسترش ادبیات دفاع مقدس که تا‌کنون انجام نداده‌اند به منصه ظهور برسانند، يادآوری كرد: ادبیات دفاع مقدس، میراث فرهنگی ما است و باید از آن حمایت و دفاع کنیم. از سوی دیگر، با تولید آثار درخشان و مانا راهی بیابیم برای ورود به ادبیات مقاومت و پایداری جهان تا بشریت از این آثار درس بگیرد؛ آثاری که گرایش و حمایت مردم از آن را در مقاطع مختلف به دنبال داشته باشد.

بهرامی همچنين معتقد است: پرداختن‌های فنی و تکنیکی به ایثارگریها و جانفشانی|‌های رزمندگان، آزاد اندیشی نویسندگان و دوری از سفارشی‌نویسی که به ادبیات مقاومت لطمه می‌زند، حمایت از نویسندگان، حضور همه جانبه مردم در صحنه‌های دفاع مقدس و نکات و مواردی که تا‌کنون از دید نویسندگان مخفی مانده می‌تواند در بارورترکردن ادبیات مقاومت ما موثر باشد.

او در اين زمينه فيلم سينمایی " اخراجی‌ها " ساخته مسعود ده‌نمكی‌ را شاهد مثال آورد و گفت: با نگاهی به فیلم " اخراجی‌ها " که نویسنده و کارگردان آن به دور از شعارپردازی و قهرمان‌پروری با چاشنی طنز به طور ملموس به واقعیت‌های جنگ پرداخته می‌توان به حمایت و استقبال بی شائبه مردم از ادبيات دفاع مقدس پی برد.

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٢٩

 

 

در اين جهان که خسته ام زپونه ها و مارها

چو لاله زرد گشته ام زفصل بی بهارها

دلم سکوت کرده در، خيال آتشين گل

ولی رها نمی شود ، زاضطراب خارها

بيا! به نزد من بيا! تو ای نگاه اشک ها

که قامتم زچشم شب شکسته گشته بارها

کنون که اين جنون من ، مرا به عشق می برد

به رقص پای ها درآ ، در ارتفاع دارها

اگر که از کوير دل به داغ لاله رفته ام

ز خويش زخم خورده ام و بارها و بارها!

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٢٥

 

تبعیض در تعیین حقوق کارمندان چرا؟!  

 

آقای رییس جمهوری! سخن گفتن در باره ی حقوق کارمندان ، مثل سریال های تکراری است که بارها و بارها ازشبکه های مختلف سیما پخش شده اما تنها، دل و گوش مسوولان خیلی خدمتگزار را زده است! مردم یا کارمندان و خانواده های آن ها ، سال های سال است که با این سریال های زجرآور، زندگی که چه عرض کنم ، می سازند و می سوزند!

این طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق هم – که مسوولان خیلی خیلی کوشا، چند سال درباره ی آن وعده و شعار داده اند ، ولی هنوز اندر خم یک کوچه اند - انگاری به  دل تاریخ یا جغرافی ! یا پشت گوش های خیلی شنوا افتاده است!!

جناب احمدی نژاد! ما کارمندان شما را قبول داریم و مطمئن هستیم که آمده ايد تا عدالت اجتماعی و قسط اسلامی را برقرار کنید. اما تا کی باید در انتظار وعده های شما بمانیم؟!

شما و عده ی خدمتگزاران واقعی و صادق به مردم ، زياد نیست که بتوانید بار مشکلات را از روی دوش مردم ، از جمله کارمندان- که متن سخن من درباره ی آنان است – بردارید.

هر روز که می گذرد و عملکرد دولت را در باره وعده های یکسان سازی حقوق کارمندان ، نگاه می کنیم ، ناامید تر می شویم!

بنده کاری به حقوق های کارمندان در وزارت های نفت ، فنآوری و ارتباطات و نیرو ندارم. حقوق های آن ها با حقوق های ما در وزارت تعاون اصلن قابل مقایسه نیست! به گمانم آن ها جزو از ما بهتران هستند !!

منظورم من این است که چرا در یک اداره دولتی، مثل همین تعاون خوزستان، یک کارمند دیپلمه با پست کاردان تعاون و 30 سال سابقه کار و گروه 12 باید مبلغ 297 هزار تومان در ماه بگیرد ، اما یک زیر دیپلم با پست مستخدم 304 هزار تومان؟!

از سوی دیگر، کارمند مشابه با کارمند دیپلمه ی ما در دیگر دستگاه های دولتی ، خیلی بیش تر از این مبلغ حقوق می گیرند؟!

چرا درصد فوق العاده شغل یک کارمند در فلان دستگاه دولتی 190 است اما در اداره ی ما از۹۰ تا 1۴5؟! اين در حالی ست که فوق العاده شغل در افزايش درصد فوق العاده ی جذب نيز تاثير دارد. کسی هست که بگويد : مگر کارمندان آن دستگاه خونشان از کارمندان ما سرخ تر است یا به شما و دیگر رییسان جمهور محترم در انتخابات بیش تر رای داده اند؟!!

جناب رییس جمهوری! فلان دستگاه وزیر کشور دارند ما هم وزیر تعاون. آیا چون بخش تعاونی ، بخش مظلومی ست ، کارمندانش هم باید مظلوم بمانند و صدایشان هم در نیاید؟!

به راستی ! این معاونان ، مشاوران ، بازرسان و دیگر اطرافیان شما کجایند تا دریابند که بین کارمندانت چه قدر فاصله و اختلاف و یا تبعیض وجود دارد؟!و آن ها از اين موضوع چه قدر ناراحت هستند.

شاید هم این چیز های پیش پا افتاده (!) را فوت آبند و این ما هستیم که کلاهمان پس معرکه افتاده و منتظریم که دستی از آستین دولت خیلی خدمتگزار بیرون بیاید ، و کلاهمان را تقدیم کند!

یاد جمله ی زیبایی افتادم که می گوید حق گرفتنی ست نه دادنی. شاید دولتمردان شما منتظرند که ما بیاییم و حق مان را بگیریم و به این خاطر که حق دادنی نیست !! ، تا حال اقدام شایسته و بایسته انجام نداده اند!!

اگر این طور است ، که ما هم مثل معلمان عمل می کنیم تا حق مان را بگیریم. چرا که سخن زیبای " تا نگرید طفل کی نوشد لبن " را قبول داریم.

             آیا دولتمردان جناب عالی نیز، به این سخن اعتقاد دارند؟!

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٢٤

 

مدت هاست که سريال چند نرخی کردن بنزين در کشور پخش و به سمع و نظر و بصر مردم می رسد! متاسفانه يا خوشبختانه هم هر کس از نگاه خود يار من! می شود. از اين که در ۲۸ سال گذشته پالايشگاه مالايشگاهی ساخته نشد ، به کسی ارتباط مرتباطی ندارد! چرا که صلاح کار خود را خسروان يا همان مسوولان خيلی خدمتگزار می دانند و بس!!

اصلن به من و تو و کلن ما چه ربط و مرطی! دارد که در اين مدت ، مسوولان خيلی خدمتگزارکجا بودند و چه می کردند!!

حتمن دنبال کار های خيلی اساسی و زيربنايی و اصولی و ريشه ای و پايه ای و از اين جور چند نقطه ها بودند که وقت سر خاراندن نداشتند!! خب ،چند نفری مامور می شدند و برای خاراندن سراقدام می کردند که کارها از جمله کمک و مساعدت به کشورهای نيازمند(!) به تر انجام می شد!! هر چند که هم اکنون نيز ، کارها بر وفق مراد بوده و هست!!

اصلن با عقل جور در می آيد که در کشور همسايه (ترکيه) بنزين ليتری ۱۸۰۰ تومان و يا  دودلار باشد آن وقت در کشور ما که از نظر داشتن طلای سياه کمبود داريم!! و نيز در مضيقه هستيم !! ليتری ۸۰ تومان باشد؟!

به نظر نگارنده که نمی دانم کجای پياز هستم! بايد بنزين ليتری۱۰۰۰يا ۲۰۰۰تومان باشد!!

مفهومی ندارد که ما بنزين را ارزانتر از آب های بسته بندی و معدنی به مردم خودمان بفروشيم!!

ببخشيد ، منظور از ما ، من و تو نيست ، بلکه از ما بهتران می باشند که دست اندرکارهستند و هر روز و يا به عبارات به تر، هرساعت و هر دقيقه ، يک که چه عرض کنم ، چند تصميم می گيرند!

مسوولان خيلی خدمتگزار بايد با فروش بنزين ليتری يکی دوهزارتومان يا بيش تر ، هم از ورود بنزين جلوگيری کنند تا مشت سفت و سختی توی پوز يا صورت آمريکا بخورد ، و هم بتوانيم با پر کردن خزانه ی دولت ، کشور های نيازمند و مستمند را ياری و مساعدت کنيم!!

هرکس با مطلب ما مخالف باشد ، به نطرم بايد مورد چانه زنی قرار گيرد!! تا نظر شما خوانندگان عزيز چه باشد. ما که عطای چانه ی مان را به چند نقطه بخشيديم! لااقل شما به فکر چانه تان باشيد!! 

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۱٧

 

ویژه گی های استاندار جدید خوزستان

 

استاندار خوزستان- که مدت ها شایعه و یا خبر رفتن اش نقل محافل و مجالس بود ، در روزهای گذشته ، مجبور به استعفا شد.

ازدلایل این استعفا ، یا به عبارت دیگر، شنیدن دستور تغییر خود (استاندار ) توسط وزیر کشور، می توان به مسایل و مشکلاتی که برای استان و مردم و نیز مسوولان آن پیش آمد ، اشاره کرد و نیز آن نارضایتی که نماینده ی محترم ولی فقیه در استان از دستگاه های اجرایی در جلسه با رییس جمهوری ابراز کرد .

در طول دوران زمامداری امیر حیات مقدم استاندار مستعفی خوزستان ، حوادث و اتفاقات ناگواری پیش آمد که به آن ها اشاره ای نمی کنیم که اظهر من الشمس هستند!

از این که جناب استاندار ، تجربه ی مدیریت اجرایی چندانی نداشت وکلن با مسوولیت خطیر استانداری بیگانه بود ، شکی نیست و خودش نیز باید قبول داشته باشد.

دلیل این که مدت های زیادی است ، کشتی معاونت سیاسی امنیتی استانداری سکانداری ندارد و به امان خدا رها شده است ، بر خیلی ها معلوم است.

این که آقای فرخ نژاد معاون سیاسی – امنیتی شما جناب استاندار، استعفا می دهد و از خیر این مسوولیت می گذرد ، را نمی توان نادیده گرفت.

و اما ویژه گی های یک استاندار

نخست ، یک استاندار باید به مردم و اقوام مختلف احترام بگذارد . حرمت همه را نگهدارد و قومیت ها در نزدش عزیز باشند.

دوم ، انسان مهربان وبا عاطفه ای باشد ، تا مردم دوستش داشته باشند و بعد از رفتنش از سمت استانداری ، هماره به یادش باشند و از خدمات ، تلاش و مهربانی ها و دلسوزی هایش به نیکی یاد کنند.

" سعدیا! مرد نکو نام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"

سوم ، باید مدیر باشد. مدیریت ، ویژه گی مهمی است. باید دیدگاه اجتماعی – اقتصادی داشته باشد.

متاسفانه ، عیب های بیش تر استانداران و دیگر مسوولان این استان ،این بود که  با دید امنیتی - نظامی به خوزستان می نگریستند.

وقتی با این دید و عینک به استان بنگریم ، کارها قفل می شود و فعالیت های اقتصادی و تجاری از رونق می افتد!

تا مدت ها، در همین منطقه ی آزاد اروند ، شرایط امنیتی را مطرح می کردند .

اما وقتی که زمینه برای رونق و توسعه و آبادانی آن فراهم می شود ؛ در میان بهت و حیرت مردم و مسوولان استان و نیز آبادان و خرمشهر ، و در اقدامی ناشیانه ، دست به تعویض مدیر عامل آن می زنند. مدیری که تا کنون در امور اقتصادی و تجاری موفق عمل کرده و راه های کسب مال و منال را برای عده ای خاص بسته و بر اساس قانون عمل کرده است. 

استاندار، باید فرهنگ مردم خوزستان را بشناسد و زمینه های گسترش این فرهنگ را ، با هماهنگی  مسوولان و پیگیری امور ، فراهم کند. تا مردم به همکاری با دولت و دستگاه های اجرایی و خدماتی ، ترغیب و تشویق شوند.

در این خصوص ، اولویت با مسوولان و مدیرانی است که بومی و از اقوام موجود باشند و در انجام امور همه اقوام را یکسان ببینند و ملاکشان برای انتصاب مسوولان تلاشگر، در امور مختلف ، تقوا ، تعهد و تخصص باشد.

در خوزستان ، شخصیت های بزرگی وجود دارد که هر کدام می توانند مدیریت این استان پهناور و ثروتمند ، اما با مردمی محروم را بر عهده بگیرند.

شخصیت هایی که بسیاری از مردم و مسوولان خوزستان آن ها را قبول دارند و برای سپردن مسوولیت به این عزیزان ، از سوی وزیر کشور و نیز رییس جمهوری ، لحظه شماری می کنند.

برای مثال می توان به نام هایی چون : سید جاسم ساعدی و سید احمد آوایی نمایندگان مردم شهرستان های شوش و دزفول ، مهندس علی اصغر ابراهيمی ، فوق ليسانس نفت از دانشگاه کاليفرنيای جنوبی و استاندار ايلام و آذربايجان غربی در چند سال ابتدای انقلاب ، دکتر حسین دلیمی استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران – که از مدیران سازمان جهاد کشاورزی استان بود- و مهندس مقتدایی استاندار اسبق – که عملکردش زبانزد عام و خاص است و مردم هرمزگان نیز از او به نیکی یاد می کنند – اشاره کرد.

افراد نامبرده، ضمن محبوبیت و داشتن پایگاه های مردمی در استان ، با تجربه و تعهدی که دارند ، می توانند کشتی شکسته ی عمران و آبادانی و توسعه ی استان و ایجاد رفاه برای مردم را به سر منزل مقصود برسانند. در این مورد شک نکنید و مطمئن باشید.

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۱٦

 

 

چرا به دیگر جناح ها میدان نداديد؟!

 

بعضی وقت ها ، مطالبی در نشریات می خوانم یا از رسانه های دیداری و شنیداری چیز هایی به گوشم می شنوم که هم به سوراخ تفکر فرو می روم و هم تعجب می کنم و از سوی دیگر حالم گرفته می شود !

شما جای من باشید ، چه می کنید؟

من که نمی دانم سکوت اختیار کنم یا اینکه فریادم را فرو بخورم! هر چند که گرسنه نیز نیستم!

برای مثال به سخن استاندارمستعفی اشاره می کنم در باره ی انتخاب دکتر شریعتی به سمت شهردار از سوی شورای شهر اهواز.

آقای حیات مقدم گفت: " یک پزشک نمی تواند شهردار شود."

وي اضافه كرد:" شريعتي داراي مدرك دكتراي پزشكي است و هيچ تخصص، تجربه و صلاحيتي در امور عمراني و مسايل شهري و خدمات شهري ندارد."

منظور استاندار این است : دکتر شریعتی که در زمان استاندار سابق ، معاون سیاسی امنیتی استانداری بود ، حال نمی تواند شهردار شود. البته جناب استاندار به چرای اصلی آن اشاره ای نکرده است ، اما به راحتی می توان دریافت که چرا دکتر شریعتی نمی تواند شهردار اهواز شود.

شاید شما فکر می کنید که او تخصص لازم را ندارد و یک شهردار باید دارای مدرک مهندسی یا دکترای شهر سازی و عمران شهری و یا راه و ساختمان و از این جور مدارک مرتبط باشد ، نه؟!

اما من و دیگر افرادی که از سیاست چیزکی می دانیم و کلن یکی دو روزی با سیاسیون نشست و برخاست کرده ایم، می توانیم در یابیم که به چه علت شریعتی نمی تواند شهردار اهواز شود ، اما جناب قالی باف که یک خلبان است می تواند شهردار تهران بزرگ و پایتخت ایران شود!

 در اين مورد ظريفی می گفت :" شايد جناب قالی باف از داخل هواپيما شهر را خوب ديده و با مسايل و مشکلات آن آشنا شده است که توانسته مجوز رفتن به شهرداری تهران را بگيرد!!"

جناب استاندار! چه گونه یک نظامی که سابقه ی مدیریت در دستگاه های اجرایی را نداشته ، می تواند استاندار یک استان پهناور و حساس شود؟!

 به راستی ! چرا تا کنون  به جای دکتر شريعتی فردی را منصوب نکرده ايد؟! توی اين استان پهناور قحط الرجال است که استانداری خوزستان تا کنون معاون سياسی - امنيتی ندارد؟!! آيا يکی از علت های موافقت رييس جمهور باتغيير شما ، حاضرنشدن افراد لايق در پست معاون سياسی - امنيتی ، آن هم در کنار شما ، نيست؟! و نيز آن بلبشويی که در منطقه آزاد اروند ، برای دکتر عباسی پيش آمد. بدون اين که به حمايت های مردمی مناطق آبادان و خرمشهر و ائمه ی جمعه ی اين مناطق ، از دکتر عباسی ، توجهی شود! آيا برای وادار کردن مردم به سکوت و عقب نشينی از خواسته ی برحقشان ، بايد به نيرو های ويژه و غيره دست زد؟!!

آقای استاندار! حرف ها زياد است . اما چه کسی بگويد و چه کسی براند؟!

به راستی ، چه گونه افراد ناشناخته و بعضن صفر کیلومتر یا کم سابقه می توانند وزیر و معاون وزیر شوند ، اما یک پزشک که سابقه ی مدیریت اجرایی داشته و معاون سياسی امنيتی استاندار سابق و نيزتا مدتی معاون شما بوده است، ومتخصص بهداشت تن و روان است ، نمی تواند در توسعه ی شهر و عمران و آبادانی آن انجام وظیفه کند؟!! اين در حالی است که يکی از مشکلات اصلی شهرستان اهواز ، رسيدگی به امور بهداشتی است.

جناب استاندار! خیلی ها از جمله حضرت عالی، بر پست های خودشان نبوده و نیستند. اما می بینیم که با تلاش و توکل به خدا و کمک گرفتن از متخصصان و متعهدان کارها رو به جلو می رود.

بنابراین ، باید به خدمتگزاران این مرز و بوم ، فرصت داد تا وارد میدان کار و تلاش شوند. امروزه یک فرد عامی و کم سواد هم می داند کلان شهر اهواز چه ندارد و چه می خواهد.

کافی بود دستور می داديد از مردم نظر سنجی شود تا دریابید که این شهرستان چه کمبود ها و چه مشکلاتی دارد.

همچنین دو سه نفری را هم به مراکز استان های دیگر می فرستاديد ، تا در یابید که مسوولان آن ها چه می کنند و ما چه!

به راستی ، اهواز با ابلاغ های دستوری و عملکرد جناحی و استفاده نکردن از متخصصان و متعهدان دلسوز دیگر جناح ها، یک شهرستان به تمام معنی نمی شود. این را مطمئن باشید.

رای شورای اسلامی شهر، رای تمامی مردم اهواز است. این رای را باید محترم شمرد و به دکتر شریعتی – که مطمئنن می تواند در توسعه و آبادانی اهواز مفید و مثمر ثمر واقع شود – میدان داد.

این کشور برای عمران و آبادانی ، نیروهای دلسوز ، جوان و تلاشگر از تمامی جناح ها می خواهد . به امید فرصت دادن به افرادی که قصد خدمت را دارند. ان شاا...

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۱٢

 عشق را عاشق کرده ای

 آن دم که از شانه های ماه

 پلنگان را

به میهمانی باران

می بری.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۱٢

روز معلم

و روز کارگر

مبارک باد
 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/۱٠

 

حبيب‌الله بهرامی:
شعر دهه‌80 هنوز نتوانسته به وظايف و تعهدات خود عمل كند

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :12119

1386/2/9
13:47


خبرگزاري دانشجويان ايران - خوزستان

به باور يك شاعر، شعر دهه‌80 هنوز نتوانسته به وظايف و تعهدات خود عمل كند؛ هرچند عده‌اي به تعهد در شعر عقيده‌ای‌ ندارد.

حبيب‌الله بهرامی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان خاطرنشان كرد: شعر بي‌تعهد مثل انسان بي‌مسؤوليت در قبال جامعه مي‌ماند. شاعر از محيط پيراموني خود متعهد و مسؤوليت‌پذير مي‌شود و آنگاه كلمات خيال‌انگيز و انديشه‌مندانه‌ بر زبان قلم جاري مي‌كند.

او با اشاره به اينكه شعر دهه‌80 در زمينه‌هاي مختلف سروده و ارايه شده، اظهار كرد: زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي شعر اين دهه با چاشني انتقاد بيشتر بوده چرا كه شاعر ناخواسته به اين گرايش‌ها رو كرده است.

بهرامی با بيان اينكه شاعران بيشتر تحت تاثير محيط پيراموني خود قرار مي‌گيرند و نگاهشان را جاري مي‌كنند، تصريح كرد: متشاعراني نيز هستند كه به سفارش عمل مي‌كنند و به اصطلاح اشعاري مي‌گويند كه تنها جملات بي‌روح و تهي از انديشه و تخيل واقعي است.

وی در همين زمينه اضافه كرد: تخيل به كار رفته در اشعار اين متشاعران حتي دور از دسترس خودشان است و خود نيز به معجون شعري‌شان وفادار نيستند.

اين شاعر خاطرنشان كرد:وقتي كه شاعر مسايل و مشكلاتي را كه با آن‌ها دست به گريبان است، حس مي‌كند و حتي راه تنفس‌اش را مي‌بندد، به ناچار دست به قلم مي‌برد و خود را تخليه مي‌كند يا اين كه بايد فرياد بكشد تا صداي دلش را آرام كند.

بهرامی با بيان اينكه اصولا شعر از آنجا كه برخاسته از دل و جان است ـ دل و جانی كه عاشق است يا دردمند ـ به هر سوي و جهت و زمينه‌اي رو خواهد كرد، گفت: بستگي دارد انسان شاعر تحت چه عواملي و زمينه‌هايي متاثر شده كه نگاه دلش را به جهان تابانده است.

وی با اظهار اين مطلب كه شاعر، انسان حساس و انديشمند و با عاطفه‌اي است، تاكيد كرد: شاعر نمي‌تواند مشكلات جامعه را ببينند و زبان نگاه را جاري نكند، دلش را به روي كاغذ نياورد و اشك‌هايش را واژه نسازد؛ واژه‌هايي كه براي عده‌اي آرامش بخش و براي عده‌اي نيز اعصاب خردكن و آتشين است.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٧

 

دلمان خوش است که شهرستان مسجدسلیمان در ۵۰-۶۰ مورد در کشور جزو اولین ها یا نخستین هاست! حتمن عده ای که تا کنون به این شهرستان بسیار محروم نیامده اند، فکر می کنند که یعنی علی آباد ، دهی است!

ده کوره های شهر های کشور- که در زمانی که مسجدسلیمان در کشور و حتا جهان برو برو و بيا بيا داشت - امروزه برای این شهرستان - که در حقیقت روستای بزرگی ست- پشت چشم نازک می کنند!

هم اکنون هر ده کوره ای بروی ، می توانی از طریق تلفن همراه با هرجایی که بخواهی تماس بگیری جز ده کوره ، ببخشید ، شهرستان مسجدسلیمان! از محل دانشگاه آزاد اسلامی این ده کوره امکان ارتباط موبایلی! با هیچ نقطه ای فراهم نیست!شاید هم این مورد از عجایب عصر ارتباطات و چند نقطه است!

از همین نقطه ی وبلاگ ، از دست اندرکاران و مخابرات چی های مسجدسلیمان و نیز خوزستان کمال تشکر را دارم !! از گراهام بل عزیز می خواهم که این عزیزان را یک جوری مورد لطف و محبت و تشويق قرار دهند!!که قدردانی از این عزیزان بسیار واجب و ضروری است!!

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٥

 

در خواب هايم سنگ می کارم

 شيشه ها  می رويند ،

پنجره ها بیدار می شوند.

 و تو 

نام مرا می خوانی ،

با آهی که سینه را سنگ می کند.

 

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٥

 

 

آقای شهردار! دستت درد نکند!! من که از الطاف بی کران و با کران جناب عالی در خدمت به

تعمیرکاران خودرو خیلی خیلی تشکر و قدردانی می کنم !!

حتا پل سوم کیان پارس ـ که روزانه پذیرای ده ها خودرو سبک و سنگین و فوق سنگین است ـ از

شما کمال تشکر و امتنان و خیلی ممنون را دارد!!

روی این پل بین ده تا پانزده دست انداز درست و حسابی و توپ وجود دارد که همه از آن راضی

هستند و به جان و جسم شما درود و سرود و چند نقطه می فرستند!!

از سوی دیگر ، در اغلب وقت ها ، ترافیک سنگینی ـ که از ابتدا تا انتهای این پل به وجود می آید ـ

نشان می دهد که چقدر وقت ما مطلایی است !!

من به نمایندگی از این پل و نیز به نمایندگی از تمامی مردم شهرستان اهواز و

استان از شما و مسوولان استانداری و راه و ترابری و دیگر دست اندرکاران، تشکر و تقدیر می

کنم که به فکر پر کردن اوقات فراغت ما هستید!! جدن که سرتان سلامت، جاده ی کمر بندی

 می خواهیم چه کار؟!! بروید بخوابید که کورش بیدار است!!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٢/٢

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :