بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/۳۱

سال روز شهادت مولا علی(ع) بر شیعیان جهان تسلیت باد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/٢٥

برای زنده یاد سیروس رادمنشزنده یاد سیروس رادمنش - شاعر

برای تو که با پلک بسته

چشم شعر را / باز کردی 

و اشک های ناب جهان را

از دل گریاندی

تا

" زیباتر از سینه ی باز

نشناسد زخم "

زخمی که  برای عاشقان

چون  سنگ  برسینه باشد

که نام ها را بتاباند .

***

شاعر!

امروز و فردا و فرداها

" شبنم

زیباتر از سینه ی برگ " را

سینه ی تو می بیند

که آسمان اش سرخ

و خانه اش / از شبنم و طوفان

که گل انداخته است !

باغی که

آیینه دار میوه های نچیده ای است

که تا ابد / شعله نمی گیرند

که آیینه داران

خاکستر ریخته اند

و به شیشه فکر می کنند !

***

شاعر!

منش راد گونه می خواهد

دلی که / با چشم بسته

مرگ را / بیدار کند .

حبیب اله بهرامی " شهنی "

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/٢۳

سیما ی" سی ما " !

چه قدر این شبکه استانی سیمای خوزستان مظلوم و در عین حال فداکار ، تلاشگر ، جایزه ببر و جایزه بگیر است !

چه قدر این شبکه ، برنامه ریزان ماهر و کارکشته ای دارد که تنها به فکر تهیه ی برنامه های مختلف ، تفریح و سرگرمی و اطلاع رسانی هستند تا به فکر کسب درآمد !!

چه قدر دست اندرکاران تلاشگر این شبکه ، در مناسبت های مختلف ، آن هم با عشق و علاقه ، به سراغ دستگاه های دولتی و تعاونی و حتا خصوصی می روند و از آن ها تقاضا می کنند تا با حضور همه جانبه ی خود در سیمای استانی ، فعالیت های شان را برای آگاهی عموم مردم از طریق این اتاق شیشه ای اعلام کنند ، آن هم بدون گرفتن حتا یک ریال از دستگاه های دولتی ، تعاونی و خصوصی (!)

در حالی که باید (!) از دستگاه های دولتی و تعاونی بابت 50 دقیقه پخش گفت و گو در ساعات شب ، آن هم به مناسبت بزرگداشت هفته ی دولت ، بیش از 100 میلیون ریال بگیرند که البته این کار را نمی کنند و حتا حاضرند یک مقداری هم پول به مصاحبه شوندگان - که همان مدیران و رییسان هستند - بپردازند!!

چه قدر این عزیزان شبکه استانی ، از بابت 30 – 40 جایزه ای – که در جشنواره تولیدات صدا و سیمای استان ها – کسب کردند و همراه خود آورده اند ، بی خیال اند و این موضوع را در بوق و کرنا نمی کنند !!

در حالی که تا سال هال سال یا لااقل ، تا برگزاری جشنواره ی بعدی ، تبلیغ کنند و در و دیوار های شهرها و روستاها را پلاکارد ، بنر ، پوستر و تراکت بچسبانند و خبر بردن جایزه را برای دستگاه های دولتی و خصوصی ارسال کنند تا آن ها از طریق  جراید یا خود صدا و سیما ، با ارسال متن های فدایت شوم  ، مراتب تقدیر و تشکر خویش را از دست اندرکاران سیمایی اعلام کنند !

از سوی دیگر ، می توان ورودی ساختمان صدا و سیما را مزین به پلاکارد کنند تا هرکس بخواهد وارد این ساختمان شود مجبور بشود آن را بخواند ! در غیر این صورت ، کارکنان و ارباب رجوع  باید با چشم بسته وارد ساختمان شوند که ممکن است روی راه پله به زمین بخورند و بلایی سرشان بیاید ! پس ، به تر است که بالای در ورودی شیشه ای ، پلاکاردی زده شود تا وارد شدگان روزی چند بار پلاکارد را بخوانند و از خواندن آن حال کنند !!

باور کنید اگر به جای مسوولان صدا و سیمایی ما ، مسوولان صدا و سیمای استان های دیگر بودند ، تا حال آن قدر تبلیغ می کردند که نه تنها جایی برای پخش برنامه نداشتند که از باد جایزه های گرفته شده ، تا مدت ها و حتا تا سال بعد ، هم متورم می شدند و هم در پوست خود نمی گنجیدند و هم به جای انجام هزینه برای تهیه ی برنامه ، با دعوت از مسوولان استان و گرفتن پول از آن ها برای خود درآمدی کسب می کردند ! چرا که 20 درصد این پول های گرفته شده از بابت مصاحبه و گزارش و باصطلاح تهیه ی برنامه ، جزو درآمد خودشان محسوب می شود ! این را می گویند برنامه ریزی برنامه آگهی سیمایی !!

اما ، نمی دانم چرا مسوولان شبکه استانی ما ، توی این وادی ها نیستند و بابت هر برنامه ای که تهیه ، تولید و پخش می کنند -  به ویژه برای دستگاه های دولتی -  پول مولی نمی گیرند (!)

حتا گفته می شود : برای پخش فعالیت های دستگاه هایی مانند کمیته امداد و بهزیستی ، نه تنها پولی دریافت نکرده و نمی کنند که به آن ها هم کمک مالی می کنند !!

چه قدر این دلسوزان سیمایی مهربان و صمیمی هستند و جاذبه دارند .

یکی بیاید اسپند روی ذغال یا چوب تر دود کند !! که بوی خوش آن به مشامشان برسد و دود آن هم به چشمان مخالفان و منتقدان شبکه استانی سما برود !

راستی ! چرا معلوم نمی کنند که این عزیزان ، بخصوص تلاشگران و اندیشمندان عرصه ی تولید و پخش سیما  را ، کجا ، کی و چه گونه کشف کرده اند که دیگر استان ها از داشتن این نابغه ها بی نصیب شده اند !

شاید " کشفی " در این کار مهم بوده که ما خبر نداریم . اما به هر روی ، درست نیست که سیمای ما از جیب شان هزینه کنند و بپردازند به تهیه ، تولید و پخش برنامه (!) اما دیگر استان ها از بابت تهیه ، تولید و پخش برنامه پول پارو کنند !!

من در تعجبم که چرا در جشنواره ی تولیدات صدا و سیمای استان ها ، به سیمای ما – که عملکردش مانند آینه و کف دست صاف بوده و هست و هیچ وقت هم زنگار منگاری نمی گیرد و همه ی دستگاه های دولتی و حتا خصوصی هم از آن ها راضیند که  همه ی امور را خودشان به تنهایی و به رایگان انجام می دهند – جایزه ای هم در زمینه ی برتری به ویژه در مورد گم کردن رسالت ، ببخشید ، انجام امور فرهنگی ، هنری ، ادبی ، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، آن هم به صورت رایگان ، نمی دهند ؟!

جایزه ای که نشان از یافتن  رسالت  و انجام درست و اصولی (!) آن است .

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/۱۸
سیروس رادمنش  پرکشید

سیروس رادمنش - شاعر - روز گذشته (یکشنبه، 17 شهریور) بر اثر ایست قلبی درگذشت.

مراسم تشییع پیکر این شاعر 53ساله، عصر فردا (سه‌شنبه، 19 شهریور) در شهرستان هفتکل برگزار خواهد شد.

ستاد بزرگداشتی برای رادمنش به سرپرستی منصور محرابی ‌فرد تشکیل و وبلاگی نیز با آدرس: siroosradmanesh.blogfa.com برای نشر اخبار و آثار این شاعر راه‌اندازی شده است.

محرابی فرد - شاعر و منتقد ادبی - با اعلام این خبراظهار کرد: سیروس رادمنش، شاعر پرآوازه‌ی شعر ناب، عاقبت با دغدغه‌های شاعری در گوشه‌ی عزلت خانه‌ی پدری‌اش با زمین خاکی وداع کرد.

او خاطرنشان کرد: سیروس رادمنش سال 1334 در روستای بن آسیاب به دنیا آمد و در شهرستان مسجدسلیمان بالید. گوش او پر بود از خاطره‌ها و نغمه‌های کودکی‌اش در روستای بن آسیاب، در کنار گوراب‌ها و نیزارها، در کمرکش کوه‌ها به دنبال گوزنان و نوشیدن از چشمه‌ها و تلخاب‌ها.

به گفته‌ی محرابی‌ فرد، خانواده‌ی رادمنش همه از تحصیل‌کردگان زمان خود بودند که عاقبت این فرزندان‌شان عاشقی پیشه کرد و به شاعری پیوست. او در سال‌ 55، با گروهی از شاعران جوان به شعری روی آوردند که بعدها موسوم به شعر ناب شد و جایگاه ویژه‌ای در شعر معاصر ایران را به خود اختصاص داد.

وی با بیان این‌که رادمنش در سلوک شعری خود، عرفان و عشق را با زبانی معاصر و با تکیه به رشته‌ای ناگسستنی به ادبیات غنی گذشته و نیز ادبیات مدرن اروپا پیوند داد، عنوان کرد: موسیقی در شعر رادمنش جایگاهی خاص داشت، تا آن‌جا که بسیاری از اشعارش با نام‌هایی از ترانه‌ها و سمفونی‌های بزرگ گره خورده است.

به باور این منتقد ادبی، مرگ رادمنش بی‌شک فاجعه‌ای است باورنکردنی که اندوهی جان‌گداز را برای دوستان شاعرش به جای گذاشته است.

محرابی فرد افزود: رادمنش هرگز به چاپ اشعارش تن نداد و همیشه می‌گفت، می‌خواهم پس از مرگم، شعرهایم چاپ شود.

درگذشت سیروس رادمنش ، شاعر موج ناب و منتقد ادبی کشورمان را به خانواده ی آن مرحوم و جامعه ی ادبی استان و کشور تسلیت می گویم .

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/٩

سالم ترین انجمن شعر، انجمن "خروش کارون" است

یک شاعر خاطرنشان کرد: انجمن‌های ادبی در کشور وضعیت مشابهی دارند؛ یا به شعرخوانی و نقد شعر اختصاص دارند یا قصه.

حبیب‌الله بهرامی در گفت و گو با (ایسنا) در خوزستان اظهار کرد: در این انجمن‌ها مسؤول مربوطه جلسه را در دست می‌گیرد و از شاعران می‌خواهد که شعرهایشان را بخوانند آن گاه حاضران به نقد شعر و برخی نیز به نقد شاعر می‌پردازند!

او افزود: آنانی که با شاعری رودربایستی دارند یا چیزی نمی‌گویند یا این که از شعر او تعریف و تمجید می‌کنند و به برخی منتقدان نیز می‌پرند! خلاصه، در این انجمن‌ها رفیق‌بازی و هوای دوست را داشتن حرف اول و آخر را می‌زند و هکذا پریدن به مخالفان و آنانی که اندکی از ما و حامیان‌مان انتقاد کرده‌اند.

این شاعر تاکید کرد: فرقی نمی‌کند که این انجمن‌ها دولتی باشند یا خصوصی اما در انجمن‌های خصوصی، معمولا هوای میزبان را دارند و زیاد به آثار او گیر نمی‌دهند چراکه نمی‌شود نمک خورد و نمکدان شکست. البته در برخی از این انجمن‌ها عده‌ای هم پیدا می‌شوند که برخی از محفوظات خود را به رخ دیگران بکشند و حوصله‌ها را سر ببرند؛ هرچند که حرف‌های‌شان ارتباطی با شعرهای خواند شده و نقد و نقادی نداشته باشد.

بهرامی استقبال از انجمن‌های شعر و قصه را خوب ارزیابی کرد و گفت: از انجمن‌های دولتی استقبال خوبی می‌شود اما در انجمن‌های خصوصی به ویژه جلسه‌هایی که در خانه‌های شاعران برپا می‌شود به علت دعوت نشدن از خواهران استقبال شایان توجهی صورت نمی‌گیرد.

اما یکی از سالم ترین انجمن ها -که شاعران مجرب ، مخلص و با وفایی دارد - انجمن "خروش کارون" است که ماهانه در خانه های شاعران تشکیل می شود . برای دست اندرکاران این انجمن و دیگر انجمن های ادبی آرزوی شادکامی و بهروزی دارم  .

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/۸

هفته تعاون (٩ تا ١۵ شهریور

بر تعاونگران تلاشگر گرامی باد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/٧

اهواز ۱۰ ثانیه لرزید

زمین لرزه ای در ساعت 27/2 بامداد پنجشنبه اهواز را لرزاند .

شدت این زمین لرزه به حدی بود که در و دیوارها و حتا (حتی) وسایل خانه از جمله یخچال و کابینت ها لرزیدند و قاب عکسی نیز از روی تلویزیون بر روز زمین افتاد .

شایان گفتن است : آپارتمان ما در طبقه چهارم و در کوی ملی راه اهواز واقع شده است .

از خسارات احتمالی این زمین لرزه تا ساعت مخابره ی این خبر اطلاعی در دست نیست . اما خدا کند که اتفاقی تیفتاده باشد .

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/۳

نبود نشریه‌های تخصصی هیچ لطمه و خدشه‌ای به ادبیات وارد نکرده است

خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
سرویس: فرهنگ و ادب

حبیب‌الله بهرامی گفت: به جرات عرض می‌کنم که نبود نشریه‌های تخصصی هیچ لطمه و خدشه‌ای به ادبیات استان وارد نکرده است.

این روزنامه‌نگار در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان خاطرنشان کرد: اگرچه چراغ ادبیات استان و کلا کشور در دهه 80 کم فروغ بود؛ اما این مورد به کم کاری نویسندگان برمی‌گردد. گو این که شعر این دهه نیز حرف چندانی برای گفتن نداشته و در وادی درجا سیر می‌کند و آن به اصطلاح سبک‌های من درآوردی و نوع‌آوری‌ها کاذب و حباب مانند که این روزها در وادی اینترنت و بر صفحه‌های نشریه‌ها سبز شده‌اند به زودی زرد می‌شوند و حتی در یادها هم نمی‌مانند!

او ادامه داد: البته بنده جایگاه و وجود نشریه‌های تخصصی را رد نمی‌کنم چون از وسایل پیشرفت هنرْ شعر و قصه هستند اما بستگی دارد که زیر نظر چه اشخاصی مدیریت شوند. اگر در دستان افراد و باندهای رفیق‌باز یک سونگر قرار گیرند، نه تنها مفید به فایده نیستند که مضر هم هستند چراکه سعی می‌کنند جریان‌هایی را که خود درست کرده‌اند، پیش ببرند و از این طریق نیز یک عده را بکوبند. این موارد سو و مضرْ مسبوق به ‌سابقه هستند و من پیش داوری نمی‌کنم.

بهرامی همچنین یادآوری کرد: برای بخش خصوصی و اهالی مطبوعات مقرون به صرفه نیست که نسبت به چاپ و نشر نشریه‌های تخصصی اقدام کنند چراکه در این اوضاع و احوال بد اقتصادیْ کسی پول یامفت ندارد که خوراک ادبیات را تهیه و منتشر کند. متاسفانه خواننده‌ گرسنه و تشنه‌ پولدار نیز به آن صورت وجود ندارد که از این خوان بهره برداری کند؛ اگرچه این خوانْ مالی هم نیست و چیزی به داشته‌های ما اضافه نمی‌کند چراکه از برخی فکرها بسته‌ی افرادی تراوش کرده که یک سونگر و خود بین بوده و هستند.

وی با اشاره به کم‌رنگ بودن صفحه‌های ادبی نشریه‌ها‌ی خوزستان اظهار کرد: برخی از افرادی که دست اندرکار این صفحه‌ها هستند تجربه‌ چندانی ندارند و راه و رسم روزنامه‌نگاری آن هم از نوع ادبی را نمی‌دانند. اینان فکر می‌کنند که با پر کردن یک صفحه شعر هم رسالت ادبی و فرهنگی خود را انجام داده‌اند و هم خوانده شعر جذب می‌کنند. در صورتی که صفحه‌آرایی و استفاده از شعر و مطالب گوناگون که هم خواننده را جذب کند و هم صفحه‌ای زیبا در جلوی دید خوانندگان قرار گیرد یک نوع هنر است که فکر بکر می‌خواهد و مرد کهن و کار هر چغله‌ای نیست!

او در عین حال تاکید کرد: البته برخی از روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها کم و بیش به امر توسعه ادب و هنر بها می‌دهند اما کافی نیست و لازم است که در این مورد از افرادی استفاده کنند که هم یک سونگر نباشند و هم اهل این حرفه و فن باشند تا هر گردی را گردو نبینند!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٧/٦/٢

یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر

و فرارسیدن هفته ی دولت گرامی باد

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :