بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۱٢/٢٩

٢٩ اسفند

روز ملی شدن صنعت نفت

گرامی باد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۱٢/۱٦

*باید به حال ادبیات امروز خندید
*با جوایز اهدایی جشنواره‌های استانی آدامس و پفک هم نمی‌توان خرید!

حبیب اله بهرامی

به باور یک شاعر و روزنامه‌نگار: ادبیات در سال جاری عقب‌گرد کرده است و از محتوا و تکنیک نیز بی‌بهره بوده و هیچ تاثیری در سطح و عمق اندیشه و تفکر جامعه نداشته است. این موضوع را به راحتی می‌توان دریافت و نیازی به بررسی و کنکاش هم ندارد.

حبیب‌الله بهرامی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) در خوزستان تاکید کرد: به صرف به خدمت گرفتن تعدادی واژه بی‌روح و بی‌مغز و نوشته به صورت پلکانی در شعر نو و سپید و نیز بهره گرفتن از قافیه و ردیف در شعر کلاسیک برای نشر و ارایه آثار به جامعه نمی‌توان آثار مانا و ارزشمند خلق کرد.

وی عنوان کرد: باید دید که چه کسی می‌سراید و چه اهدافی دارد. آیا می‌خواهد از قبل آثارش نانی به کف آرد و به نرخ روز بخورد یا این که خود را به گونه‌ای جا بزند تا پست و مقام و پول و پله و جایزه‌ای به دست آورد؟ هر چند که با جوایز اهدایی جشنواره‌های استانی ـ که بیش‌تر مایه شرمساری شاعران و متشاعران است ـ حتی نمی‌توان آدامس و پفک خرید!

بهرامی خاطرنشان کرد: متاسفانه نشر آثار در بیش‌تر دستگاه‌های متولی امثال حوزه‌های هنری و... دوست و رفیق و پارتی بازی است. برخی با جا دادن خود در این مراکز هم یک عده را یک شبه شاعر کردند و مجموعه آثار نقطه‌ای و غیر نقطه‌ای‌شان را به زیور چاپ آراستند و هم از طریق این نقطه‌ها پول و پله و پست و مقامی کسب کردند. برخی صاحبان آثار که حتی یک بار نام‌شان در نشریه‌های ادبی و غیرادبی چاپ نشده و کم‌تر کسی آن‌ها را می‌شناسد.

او ادامه داد: متاسفانه‌تر این که آثار این به اصطلاح نویسندگان و شاعران دولتی که به ضرب پول و مقام شکل گرفته نه تنها در وادی ادبیات امروز و حتب دیروز کشور جایی ندارند که در جشنواره‌های ادبی نیز به خود جایزه می‌دهند و از خود تجلیل می‌کنند و برای خویش دسته گل می‌فرستند! به راستی متولیان امور ادبی تا کی می‌خواهند سر را زیر برف کنند و به جز خود و اطرافیان‌شان که همیشه به‌به و چه‌چه‌شان را گفته‌اند آن هم نه از روزی صداقت و درستی دیگر نویسندگان و شاعران را نبینند و برای آنان ارزشی قایل نشوند!؟

بهرامی بیان کرد: مگر در استان خوزستان و نیز در کشور تنها چند شاعر انگشت‌شمار دولتی و ارزشی وجود دارد که تمام زمام امور را سپرده‌ایم دست آن‌ها؟ جالب این که این افراد هر کاری که دل‌شان بخواهد، انجام می‌دهند و به هیچ کس هم پاسخ‌گو نیستند. تاکنون در پایتخت کشور چند بار مشاهده کرده‌ام که افرادی هم داور جشنواره بوده‌اند و هم شرکت‌کننده در جشنواره و نهایت این که برخی از این داوران خود را نامزد و آثارشان را برگزیده اعلام و جوایزی را درو کرده‌اند؛ جوایزی که نه تنها حق‌شان نبوده که صلاحیت مسؤول شدن را هم نداشته‌اند.

این شاعر و روزنامه‌نگار گفت: با این وضعیت اسفناک چه گونه انتظار داریم که ادبیات استان و کشور رو به جلو حرکت کند؟ به راستی که باید به حال ادبیات امروزمان خندید و از برخی متولیان نیز که بر مراکز ادبی چنگ انداخته و دارند جیب‌های‌شان را سبز می‌کنند، دوری جست.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۱٢/۱۳

میلاد با سعادت رسول اکرم (ص)

و امام جعفر صادق (ع)

بر مسلمانان مبارک باد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۱٢/٤

هر "همشهری" یک "همشهری"

بی اغراق می گویم : در سال 71 که روزنامه ی همشهری چشم به جهان مطبوعات گشود و متولد شد من هم برای بار دوم در مطبوعات متولد شدم و خود را یافتم.

نه این که در این سال مطبوعاتی شدم ، یا وارد جرگه ی رسانه ! که برای بار دوم زندگی اصلی مطبوعاتی خود را شروع کردم .

تا سه چهار ماه بعد از انتشار ، روزنامه ی همشهری نماینده و خبرنگار فعالی در استان خوزستان نداشت . تا این که این دست اندرکاران متفکر و خلاق این روزنامه ی وزین تصمیم گرفتند نمایندگان و سرپرستان روزنامه را در مراکز استان ها انتخاب کنند . افرادی که از هر نظر توانایی سرپرستی و اداره نشریه را داشته باشند و بتوانند در زمینه های اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی خبرنگار و روزنامه نگاران فعال و مجربی را به خدمت بگیرند . هر چند که مدیریت روزنامه در پایتخت حقوق این خبرنگاران را پرداخت می کرد .

نگارنده بعد از جدا شدن از روزنامه ی اطلاعات در سال 69 و همکاری پراکنده با چند روزنامه و هفته نامه ی سراسری ، در سال 72 در کنار آقای منصور قنواتی - که از روزنامه نگاران مجرب محسوب می شد و به عنوان سرپرستی همشهری انتخاب شده بود - شروع به فعالیت کردم .

جدن که در همشهری بودن و در همشهری ماندن و در همشهری کار و فعالیت کردن ، آن هم برای همشهری های خونگرم و وفادار و صمیمی ، هم ارزشمند است و هم آرامش بخش .

در همشهری بود که در بخش دفاع مقدس سومین جشنواره ی مطبوعات کشور شرکت کردم و در میان برترین ها قرار گرفتم . آن هم به عنوان خبرنگار روزنامه ی همشهری . روزنامه ای که برای دست اندرکاران شهرستانی اش ارزش قایل می شد و همیشه هوای آن ها را داشت . روزنامه ای که شیوه ای نو در عرصه ی روزنامه نگاری حرفه ای بنیان نهاد و با پرداختن به موضوع های اساسی و زندگی ساز - که تا آن زمان جای خالی اش در دیگر مطبوعات محسوس بود نام روزنامه و در کل ، شکوفه های مطبوعات را در جای جای این سرزمین پهناور رویاند و مردم عزیزمان را با "روزنامه" آشنا کرد نه روزی نامه هایی که ..!

اگر چه در سال 74 که هفته نامه ی فجر به مدیرمسوولی قنواتی با گستره ی استانی اجازه ی انتشار پیدا کرد و نگارنده و آقای قنواتی دیگر نتوانستیم افتخار با همشهری بودن و در همشهری ماندن را داشته باشیم اما هیچ گاه از کنار همشهری خارج نشدیم و همیشه آن را با خود داشتیم و میان خانواده بردیم به گونه ای که دختر  نوجوانم در یکی از مسابقه های این روزنامه برنده ی یک دستگاه رادیو چند موج  شد که آن را کنار گذاشته ایم تا به عنوان یکی از وسایل جهازش به خانه ی بخت ببرد .

چند سالی بود که روزنامه ی همشهری در تمامی استان ها و در دستان مشتاقان روزنامه خوان می درخشید . به گونه ای که می توان گفت : "هر همشهری صاحب یک همشهری بود."  اما دستانی قد کشید و گل های همشهری را در مراکز استان ها چید و با خود برد و تنها این نسیم را در پایتخت انتشار داد و خیل مشتاقان و علاقه مندان همشهری خوان را از این نعمت محروم ساخت ؛ تا این که بعد از چند سال ، مجددا نسیم همشهری در مراکز استان ها وزیدن گرفت . تا امروز که "همشهری" به "بوستانی" تبدیل شده است که میوه های متنوع و دلپذیر آن  عطر و طعم ویژه ، فرح بخش و زندگی سازی دارند .

امروزه ، با صراحت می توان گفت : تنها با خانواده ی دوست داشتنی همشهری و با این بوستان منور می توان جان و جهان تاریک را روشن و نیاز اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی را بر طرف کرد .  * حبیب اله بهرامی بیرگانی

http://www.hamshahrimags.com

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :