بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۳/٢٤
میلاد با سعادت خورشید دو عالم
 
حضرت فاطمه زهرا (س)
 
و روز مادر
 
مبارک باد
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۳/۱٦

درآمدهایی که دود می شوند!

اصولن ما ایرانی ها تا وقتی که پول و امکانات در دسترس مان است و از یک رفاه نصف و نیمه ای هم برخورداریم ، کم تر ، به فکر صرفه جویی یا به عبارت بهتر، درست مصرف کردن می افتیم و معمولن دوست داریم ، سفره های زندگی مان ، رنگارنگ و چیزی کم و کسر نداشته باشد . اما اگر بیش از اندازه و اعتدال باشد و مجبور باشیم این رنگینک ها را دور بریزیم - که نام آن اسراف است- برای مان مهم نیست . اگر هم اندکی مهم باشد ، بعد از چند دقیقه ، عادی می شود و بارهای بعد هم ، همان رویه ی گذشته را - که به اسراف می انجامد ادامه می دهیم !

حتمن بارها و بارها آمارهایی بالایی درباره ی مصرف بیش از حد آب ، برق ، گاز ، بنزین ، و اقلام خوراکی نظیرگندم و برنج و چای و ... شنیده اید که اصلن قابل مقایسه با کشورهای پر جمعیت و پیشرفته نیست !

خب ، چه کسی می تواند بگوید : چرا این چنین پر مصرف هستیم ؟! چرا واژه صرفه جویی در عمل برای مان ارزش و اهمیتی ندارد ؟! اما در ظاهر و در شعار ، آن چنان درباره صرفه جویی و عدم اسراف و درست مصرف کردن ، سخن می رانیم و خود را پاک و منزه از این گونه اسراف و تبذیرها می دانیم که هر کس نداند ، فکر می کند از ما بهتر و صرفه جوتر و ... در کشور ، وجود ندارد !

اصولن ، ما الگویی برای درست مصرف کردن نداریم . شیوه ای که از پدران مان به ما رسیده است ، از انجام امور در دستگاه های دولتی و خصوصی بگیر تا در امور زندگی و میهمانی ها ، عمل و مصرف ، بی قید و بی اندازه و بی خیال مآبانه است !

فکر می کنیم که اگر در امور کار و زندگی و نیز میهمانی ها و برای میهمانان ، غذاهای رنگارنگ و متنوع درست نکنیم ، ما را ناخن خشک و بی توجه می پندارند .

از سوی دیگر ، نه تولیدمان به تولید می برد و نه مصرف کالاها و خدمات و مایحتاج روزمره مان صحیح و اصولی است ،  نه استانداردها را رعایت می کنیم ، نه بهداشت و نه کیفیت را و نه هزینه کردمان در امور فرهنگی و تبلیغی که بتوانیم درست و حسابی از آن ها بهره ببریم !

زندگی مان ماشینی شده است . بدون ماشین یا به عبارت به تر ، خودرو ، چند قدم نمی توانیم حرکت کنیم ! دم از صرفه جویی و اسراف نکردن می زنیم ، اما چند دقیقه نمی توانیم سوار خودرو شخصی نشویم و با وسایل حمل و نقل عمومی به امورمان رسیدگی کنیم . هر روز که می گذرد ، وابستگی مان به خودرو شخصی بیش تر می شود ! چرا که در اذهان ما ، وسایل نقلیه عمومی هر چند که کمبود آن احساس و مشاهده می  شود انگار به تاریخ پیوسته اند ! نتیجه این که ، مصرف انرژی آن هم از نوع بنزین بالا می رود . بنزینی که از خارج کشور وارد می شود . بنزینی که از درآمدهای نفتی حاصل می شود . نفتی که باید سر سفره های مان بیاید . اما قبل از آمدن ، تبدیل به بنزین می کنیم و درون باک خودروها می ریزیم تا دود شود و برود هوا !

سال های سال است که دست اندرکاران ما در امور برق ، شعار لامپ اضافی خاموش را سر می دهند ، اما نه خودشان رعایت می کنند و نه خیلی از مصرف کنندگان.

کافی است که در طول روز نیم نگاهی به چراغ های روشن خیابان ها و جاده ها و حتا منازل بیندازید تا پی به بی خیالی خیلی ها ببرید !

با این که مرتب می گویند که از وسایط پر مصرف برقی در وقت پیک روز و شب استفاده نکنید ، اما آن کسانی که این موارد را رعایت می کنند ، بسیار اندک هستند !

در مصرف آب که سرآمد روزگار هستیم . حاضر نمی شویم لحظه ای شیر آب را در هنگام مصرف ببندیم تا بیهوده هدر نرود . چرا که نه احساس مسوولیت می کنیم و نه حالی برای مان مانده که چند لحظه شیر آب را ببندیم و دوباره باز کنیم ! چرا که بستن و باز کردن شیر آب هم حال می خواهد که ما نداریم !!

در طول روز ، چه قدر خمیرهای اطراف نان را دور می ریزیم ؟

نانوایی های سنتی تا کی می خواهند نان های بی کیفیت تحویل مشتریان خود بدهند ؟! نظارت مان هم که حرفی برای گفتن ندارد و فقط پوسته است و روحی در کالبد آن دمیده نمی شود .

مصرف بنزین و حتا گازوییل در کشور ، اصلن قابل مقایسه با کشورهای پر جمعیت نیست !

وقتی از خودروهای شخصی استفاده می کنیم ، انگاری خیابان ها را خریده ایم و جز ما ، فرد دیگری در خیابان ها نباید تردد کند ! آن چنان خود را محق می دانیم که قوانین و مقررات را زیر پا بگذاریم و حق دیگران را پای مال کنیم که فکر نکنم در هیچ کشوری این گونه رفتار شود !

در سد کردن معابر هم که ید طولا داریم . در نتیجه عابران وادار می شوند که در طول و عرض خیابان ها راه بروند که آن هم باعث ترافیک می شود و هدر رفتن وقت های گران بهای شهروندان .

این بی مسوولیتی ها و بی خیالی ها ، علاوه بر این که تعدی به حقوق شهروندی است ، موجب تلف شدن و مصرف وقت و انرژی مردم نیز می شود . همین مردمی که در گفتارها و رفتارهای مان از آن ها دم می زنیم و گاهی برای شان سینه چاک می دهیم !

به راستی ، مسوولان کشوری ، برای ارتقای سطح فرهنگی و آموزشی تولیدکنندگان  و  مصرف کنندگان و نیز افزایش سطح بهره وری چه کرده اند ؟ آیا نخست از خود شروع کرده اند تا زیردستانشان از آن ها تاثیر بگیرند ؟

اگر طرح و برنامه هایی را تدوین و به مرحله ی اجرا درآورده اند ، چرا پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی ، هنوز الگوی مصرف و حتا تولید و بهره وری مان اصلاح و درست و اصولی نشده است ؟!

نگارنده معتقد است : برای اصلاح الگوی مصرف در کشور ، نیاز است که نخست خود را اصلاح کنیم و به خود ایمان و اعتقاد داشته باشیم و از تنبلی و سستی دوری جوییم و راه درست ، اسلامی و انسانی را پیش گیریم و با پشتکار و توکل بر خداوند ، دست به دست هم دهیم به مهر و با اصلاح امور اقتصادی و اجرای کامل قانون سیاست های اصل 44 ، فرمایش مقام معظم رهبری را نه تنها در سال جاری که در تمامی سال ها به مرحله ی اجرا درآوریم . ان شاا...

حبیب اله بهرامی

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۳/۱٤

اماما !

نه از دیده رفته ای

 نه از دل

همیشه در دل و جان

و نگاه ما

خورشید بی غروبی

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۳/٢

سال روز آزاد سازی خرم شهر

و یاد شهیدان و ایثارگران

این  شهر حماسه 

گرامی باد

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :