بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/٤/٢۸

عید مبعث

مبارک باد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/٤/٢٠

گرد و خاک مان را پس بدهید !

این گرد و خاک یا گرد و غبار هم عجب نعمتی بود و ما نمی دانستیم (!)

دو سه سال با آن زندگی می کردیم و هکذا حال و عشق (!) اما درست و حسابی ، قدرش را ندانستیم و برخی هم به آن نق زدند و ازش انتقاد کردند تا این که از ما ناراحت شد و راهش را گرفت و رفت سراغ قمی ها و تهرانی ها !

البته ، عده ای عقیده دارند : این گرد و خاک نمک نشناس بود ! چرا که ، بعد از کلی خدمت به او و درآغوش گرفتن و به خانه بردن و حتا روی سر و در دهان و در ریه ها و شش ها و چند نقطه ها گذاشتنش ، روی از ما برگرداند و رفت سراغ تهرانی ها . انگاری خون تهرانی ها از ما خوزستانی ها رنگین تر و سیم تحویل شان محکم تر از ما بوده است !! در صورتی که ما خوزستانی ، مدت دو - سه سال از جناب گرد و خاک ، در جای جای شهرها و روستاها و حتا خانه ها و سرهای مان پذیرایی کردیم و دم نزدیم .

البته ، هر از چند گاهی ، برخی از مسوولان استان ، اطلاعیه هایی برای مقابله با این موجود ضعیف و بی پناه که بر اثر بی پناهی ، از کشورهای حوزه خلیج فارس رانده و به خوزستان ما و چند استان مرزی تشریف آورده بودند سر می دادند و منتشر می کردند که خوش بختانه هیچ گونه تاثیر داخلی و بیرونی نداشت و کسی به این اطلاعیه ها توجه ای نکرد !

به گمانم ، این جناب گرد و خاک ، بعد از این که مورد بی مهری برخی از مسوولان اطلاعیه پراکن و برخی شهروندان نق زن ، قرار گرفت و نیز از یک جا ماندن آن هم به مدت دو - سه سال ، خسته شده بود و دوست داشت که هوای دیگر استان ها از جمله تهران و قم را هم تجربه کند ، راهش را گرفت تا به آرزویش برسد ! هر چند که بعضی از شهروندان میهمان ننواز و دشمن با جناب گرد و خاک ، با آرزو کردن ، خواستار رفتن گرد و خاک به پای تخت شدند و در حقیقت او را فراری دادند !!

البته ، این جناب گرد و خاک ، خیلی زرنگ تشریف دارد ! او اهل و عیالش را تمام و کمال با خود به قم و تهران و دیگر شهرهای کشور نبرد ، بلکه ، عده ای از بر و بچ و فک و فامیل و دوست و آشنایش را فرستاد پای تخت و دیگر شهرهای خوش آب و هوا تا از مواهب این شهرها ، عشق و حال کنند . در حالی که نمی دانست با ورود اهل و عیال و فک و فامیلش ، شهروندان و کارکنان دستگاه های دولتی و نیز خصوصی و تعاونی تهران و قم و ... خانه نشین می شوند و مثل ما خوزستانی در گرما و شرجی و حتا سرما ، پذیرای او و اهل و عیالش نیستیم !

ما کارکنان دستگاه های دولتی در دو - سه سالی که پذیرای گرد و غبار و هیات همرایش (!) بودیم ، سنگ تمام گذاشتیم و به جز یک مورد که در سطح استان و به ویژه اهواز ، چشم ، چشم را نمی دید چه رسد به این که آدم بخواهد یک قدمی اش را ببیند ، تعطیل نشدیم و همیشه یا با آغوش باز از گرد و غبار استقبال می کردیم یا این که در آغوش غبار آلود گرد و خاک ، به اداره ها و سازمان های اداری می رفتیم و امورمان را انجام می دادیم .

در حقیقت ، ما مردم و نیز مسوولان میهمان نواز ، همیشه قدر گرد و خاک را دانستیم و برایش احترام قایل بودیم و هیچ گاه ، او و همراهان اش را از شهرها و خانه های مان بیرون نکردیم !

برای همین هم ، مسوولان گرد و غبار دوست ! نه تنها هیچ گونه کاری برای مقابله با جناب گرد و غبار انجام ندادند ، که با تعطیل نکردن دستگاه های دولتی و خصوصی ، پیوند دیرینه ای بین شهروندان و جناب گرد و غبار و هیات همراه ، در جای جای شهرها ، ایجاد کردند !

اما ، تا پای هیات همراه جناب گرد و غبار به تهران و قم و ... رسید و در فضای این شهرها جا خوش کرد ، مقام های تهرانی که سال های سال است ، فقط ، "دود" را می نوازند !  نه تنها گرد و غبار را تحویل نگرفتند که اقدام هایی را برای مقابله و ضربه فنی کردن او به عمل آوردند که می توان با تعطیلی اداره ها و سازمان ها و بانک ها و چند نقطه ها و نیز دادن ماسک و اکسیژن رایگان به شهروندان اشاره کرد .

در صورتی که ما خوزستانی ها ، هر دو سه روز یک بار ، با آغوش و حتا دهان باز ! به استقبال گرد و غبار می رفتیم و گرامی اش می داشتیم و هنوز هم می داریم و حتا یک روز هم اقدام هایی برای مقابله با گرد و غبار یا گرد و خاک زدایی انجام ندادیم ! البته در این مورد باید از مسوولان خیلی خدمتگزارمان تشکر کنیم که کاری برای اذیت کردن گرد و غبار انجام ندادند و مثل مقام های تهرانی با او به مقابله بر نخاستند !

شاید ، یکی از علت هایی که ما را به عنوان گرد و خاک نواز ، ببخشید ، میهمان نواز می شناسند ، همین موارد باشد !!

به هر روی ، نخست ، نگارنده از مسوولان گله می کند که چرا اقدام های ضروری را برای همیشه نگهداشتن گرد و خاک و هیات همرا ه اش در خوزستان ، انجام ندادند و گذاشتن گرد و غبار به تهران و قم و دیگر شهر ها سفر کند و در حقیقت آواره بشود و تهرانی ها نیز با این عزیزان بی پناه به مقابله برخیزند !!

دوم ، چرا وقتی پای گرد و غبار به تهران و قم رسید و مقام های کشوری مدت دو روز همه ی دستگاه ها و صنایع و ... را تعطیل اعلام کردند و مردم را خانه نشین تا هیچ کس گرد و غبار را تحویل نگیرد ، مسوولان خوزستانی هم با نگاه به تصمیم تهرانی ها ، روز چهارشنبه را - که در حقیقت گرد و خاک آن چنانی نبود تعطیل اعلام کردند ؟! در حالی که روزهای قبل از آن ، شدت غلظت گرد و غبار خیلی زیاد بود و اصلن قابل مقایسه با روز چهارشنبه نبود !

سوم ، آقایان مسوول ! گرد و خاک یا گرد و غبار چند سال است که با ما زندگی می کند و ما هم با او زندگی می کنیم و هکذا عشق و حال (!) پس ، نگذارید این سنت میهمان نوازی ما در پذیرایی از گرد و غبار خدشه دار شود !! اصلن نگاه به اقدام های تهرانی در مقابله با گرد و غبار نکنید و حتا به مقام های پای تخت اعلام کنید که هیات همراه جنای گرد و غبار را برای خودمان پس بفرستند تا ضمن گرامی داشت ، با آغوش و چشمان و دهان گشوده به استقبالشان برویم که یک عمر است که داریم می رویم و خم به ابرو هم نیاورده ایم ! 

اصلن ، چرا مسوولان استان گذاشتند که پای گرد و غبار به تهران و قم و ... برسد و این عزیزان مورد بی مهری قرار بگیرند ؟!!

نگارنده ، به عنوان یک روزنامه نگار و یک شهروند کم خدمتگزار ، به مسوولان خیلی خدمتگزار و میهمان نواز می گویم : ما گرد و غبار های مان را می خواهیم و خواهش می کنیم که آن ها را از تهرانی ها و قمی ها و چند نقطه ای ها پس بگیرید ؛ همین !

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/٤/۱٥
میلاد با سعادت مولای متقیان
 
علی (ع) 
 
 روز پدر و روز قلم
 
مبارک باد
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/٤/٦
هنر می‌تواند درس‌های زندگی را در مکتب دین بارور سازد
 
با هنر می‌توان درس‌های زندگی را در مکتب دین و معنویات آموخت و بارور ساخت، اما نمی‌توان ساختارهای دینی و معنوی را اصلاح کرد. ساختارهای دینی و معنوی، ریشه‌های اصلی دیانت و جوهر دینی هستند که تغییرناپذیرند.
 
«حبیب الله بهرامی»، شاعر و نویسنده خوزستانی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه خوزستان، اظهار کرد: قرآن، کلید هدایت و آگاهی انسان‌هاست. هنر نیز هدیه‌ی خداوند به انسان‌هاست.
 
وی گفت: نویسندگان، شاعران و هنرمندان عاشق باید با جان و دل وارد اقیانوس زندگی‌ساز کلام خداوند شوند و توشه‌هایی از آن برای خود و جوامع فراهم آورند و به منصه‌ی ظهور برسانند.
 
بهرامی افزود: به عنوان مثال تولید سریال‌های «یوسف پیامبر» و «اصحاب کهف» نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نیز مورد توجه قرار گرفت.
 
این نویسنده خوزستانی ادامه داد: برای استفاده از موضوعات قرآنی و خلق یک اثر هنری خوب و شایسته، نیاز به زمان، مطالعه و تحقیق بسیار است.
 
وی گفت: متاسفانه در این میان تعداد نویسندگانی که هم پژوهشگر باشند و هم محقق، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسند. از این تعداد نویسنده نیز چند نفر به سراغ سوژه‌های قرآنی می‌روند تا آثار خوب هنری و ادبی خلق کنند؟
 
بهرامی تاکید کرد: در وضعیت کنونی نیازمند هنرمندان و ادیبانی هستیم که عاشق سوژه‌های قرآنی باشند و غم نان و آب هم نداشته باشند تا با خیال راحت و آسودگی خاطر بتوانند به اهداف بزرگ و متعالی خود و جامعه‌ی قرآنی دست یابند، حتی اگر در این راه سال‌‌ها وقت بگذارند.
 
وی گفت: مسئولان دست ‌اندرکار باید زمینه و شرایط لازم را برای نویسندگان و کسانی که توانایی ورود به این عرصه را دارند، اما به عللی نتوانسته‌اند هنر و ذوق خود را ارایه و بروز دهند، فراهم کرده و مورد حمایت مالی و معنوی جدی خود قرار دهند.
 
این هنرمند خوزستانی با تاکید بر این‌که مانعی در داستان نویسی و خلق آثار هنری بر پایه تعالیم قرآنی وجود ندارد، گفت: قرآن منبعی عظیم و سرشار از تعالیم و آموزه‌های اسلامی و انسانی و کلید هدایت و آگاهی انسان‌هاست.
 
وی افزود: کسانی که از آموزه‌های قرآنی بهره ببرند و سرلوحه کارها و آثار خود قرار دهند، هیچ‌گاه ره به خطا و بلا نمی‌برند. تعالیم قرآنی باید با شیوه ناب هنری و ادبی به مردم ارایه شود تا حالت شعاری و دستوری نداشته باشد و بهتر بتوان در این وادی به صراط مستقیم رفت و به سر منزل مقصود رسید.
 
بهرامی در خصوص این‌که می‌توان قرآن را سرفصل و منشا خلق آثار هنری قرار داد، گفت: قرآن، خورشید هدایت و آگاهی انسان‌ها و رهایی آنان از جمود فکری و قرار گرفتن در آفتاب هستی‌بخش تعالیم دینی و انسانی آن است و محدودیتی برای استفاده از این منبع عظیم و سرشار وجود ندارد.
 
وی گفت: قرآن به مانند آفتابی است که از دل تابناک خورشید عالم‌تاب بر کره زمین می‌تابد و گرمای هستی‌بخش خود را بر دل و جان جهان و جهانیان می‌نشاند و زندگی می‌بخشد و تمام شدنی نیست.
 
کلام خداوند نیز که در کتاب قرآن متجلی شده است، تمام ناشدنی و ابدی است و تا بشر هست این کلام هم می‌تواند در قالب آثار ادبی و هنری و به شیوه‌های نو، جذاب، متفکرانه و زیبا ارایه شود. بهرامی افزود: نمی‌توان میزانی برای استفاده از قرآن مجید تعیین کرد. از تمام سوره‌های قرآن می‌توان آثاری شایسته و ارزشمند پدید آورد که تا ابد‌الدهر در اذهان باقی بماند.
 
وی گفت: هنر، هدیه‌ی خداوند به انسان‌ است تا در جاده تاریک به روشنایی برسند و با کلید آن که هنر است قفل زندگی را بگشایند. هنر اگر با عشق و عرفان همراه باشد، به معبود خویش می‌رسد.
 
نویسنده خوزستانی، افزود: نظام جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از ساختارهای مدنی مورد وفاق عموم که در واقع از دستاوردهای مثبت تمدن بشری است، تلاش کرده تا روح معنویت را که از تعالیم دین نشأت می‌گیرد، به عنوان ارزش‌های مورد قبول انسان در جامعه حاکم نماید.
 
وی گفت: ما امروزه می‌توانیم با برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری لازم و نیز دعوت از نویسندگان، شاعران و هنرمندان دلسوز و مردمی و حمایت از آنان، به خلق آثار ادبی و هنری مفید و سازنده دست بزنیم، آن هم با الهام از تعالیم و آموزه‌های قرآنی، تا روز به روز، سطح و محتوای معنویات جامعه، غنی‌تر شود.
حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :