بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۸/۳٠

صحرا زداغ لاله ها فریاد می کرد

استاد محمد شیدا و داود رضا کاظمی

سومین جشنواره شعر دفاع مقدس با عنوان " بر ساحل آسمان " با تجلیل از استاد " سلیمان هرمزی "شاعر و قصه نویس دفاع مقدس و به همت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و معاونت پژوهشی و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران در تالار الغدیر مهمان‌سرای نیروی انتظامی خوزستان برگزار شد .

استاد "محمد شیدا " با دعوت وحید کیانی (مجری جشنواره) به پشت تریبون فرا خوانده شد تا شعری برای غزه بخواند که خواند و مورد تحسین حاضران قرار گرفت . شیدا از "فریاد غزه گفت و آتشی که جان اهریمن را بسوزاند " اما "داریوش مومنی" آمد و ندا داد : " باید که نام تو را داد می زدم / این زخم سوخته را باد می زدم " .

استاد سلیمان هرمزی

 "پیمان سپهری" از شوش دانیال پاسخ داد : " این دشت هنوز باد مجنون دارد / این رود هنوز در رگش خون دارد " که "محمد زویدات اصل" گفت : "چه قدر ساعت به دیوار خانه ات سنجاق کرده ایم " ولی ذوالفقار شریعت از بندر امام خاطر نشان کرد : " سرخی گلوله که بر سینه اش نشست فهمیدم دل پر خونی دارد "

"اختر سر رشته دار" که پشت تریبون قرار گرفت ، گفت : " به زمین به خاک جبهه به غروب سجده کردم / به نخیل سر بریده و به چوب سجده کردم / به طلایه دار شعرم به تو خوب سجده کردم / به نیابت تو امشب به جنوب سجده کردم " اما "افرا عسکریان" از ایذه از خورشید گفت که در کجاوه ی خون آرمیده بود و "علیرضا زاهدی" از شوش از  سجاده ی گل سرود و یک سوره سکوت و دست های حضرت عباس (ص).

"زاهدی " که پایین آمد ، "رضا ریاحی " از دزفول بالا رفت و گفت :" هر گوشه ی هر جای زمین یک دام است / قبری که پر از مفتش و صدام است / در گردش این چرخ و فلک شب تا شب / حکم همه ی ستاره ها اعدام است " اما " اردشیر زاهدی" از گتوند به استقبال شهادت رفت و گفت : " از پا به سر افتاده ام از بس دویدم / یک عمر دویدم به شهادت نرسیدم "

شاعران با معرفت آبادانی

در ادامه سرودی با صدای هنرمند خوزستانی "دموخی" اجرا شد و آن گاه "محدثه الماسی" از ایذه از فشردن خاطراتش در مشت و تیری که غزل سبزش را پرپر کرد سرود و سپس "فرهنگ دشتی" از شادگان از چشمان عطشناک گفت و افتادن پیکری بر خاک :" ... زمین کربلا می سوخت  وقتی / صدا می کردی اسم اکبرت را "

وقتی که " رحمت ا... برمکی " از اهواز از انتظار ابرهای پیش از باران گفت و درخت در زمستان و بی اعتنایی به تیتر روزنامه های صبح ، "عباس آتشی" از اندیمشک ندا داد : " داشتی می خندیدی که : بمب ، بمب ... حالا هر روز الجزیره گریه های مادرت را پخش می کند " ولی " علی اکبر لطفی " از شوش خطاب به حاضران اظهار داشت : " از روزهای آتش شهری شبیه دود / چیزی به جز خرابه  برایش نمانده بود "

"داود رضا کاظمی" که پشت تریبون موضع گرفت و با صراحت گفت : "

چند تن از مسوولان و شاعران میهمان

ای خاطرات دشت شقایق چه می کنید / دروازه های رو به حقایق چه می کنید / سرما هنوز مانده درین سوی سینه ها / ای بادهای گرم موافق چه می کنید ؟" سارا نوری" گفت : وضو گرفته قلم رخصتی مهیا کن / زمین ستاره ندارد مرا ثریا کن" و "محتسب درویشی" سرود :" شب است و سوزش تاول نفس کم آمده است / به درد و ناله ی مردم  که با هم آمده است "

" محبت شهولی " دیگر شاعر این جشنواره بود که سرود : " از تو بر جای مانده یک سربند سبز/ قاب عکسی روی دیوار اتاق / و " امینه موسوی " از رامهرمز از شروه های زمین گفت و زخم های تن و گریه های شب و "اصغر رضایی گماری" از گتوند از شهیدی گفت که در خون خود می خفت و با سر انگشت بر خون خود می زد اما "غلام عباس چناری" آمد و نالید : " با آن همه سختی و بلا می رفتیم / با عشق به گنبد طلا می رفتیم / می گفت پدر بزرگ یک روزی / با پای پیاده کربلا می رفتیم "

استاد بهمن ساکی

نگارنده ی این گزارش با خواندن چند رباعی به دوران دفاع مقدس رفتم که "غلام رضا کاج" آمد و ندا سر داد : " جز پرچم سبز عشق بر دوش مباد / فریاد رسای لاله خاموش مباد / در بین تمام راهیان شب قدر/ راه شهدا دمی فراموش مباد " آن گاه "لیلا بنی تمیم " از شوش از محال بودن کوبیدن میخ بر دیوارهای فولادی گفت و گندیدن برخی در زباله دان تاریخ و "محمود زهرتی " خبر داد : " روی دوش همدلان آمده از راه دور/ آن مسافر آن شهید از کنار کرخه نور"

استاد "رحیم زریان" میهمان این جشنواره از عشق گفت و سرود :" هر روز دلم در انتظار عشق است/ هر سال شکسته بی قرار عشق است/ دیروز پرندگان همه کوچیدند/ من معتقدم که کار ، کار عشق است" اما "خیراله محمدیان " سرود : " سوز عطش در خیمه ها بیداد می کرد/ صحرا زداغ لاله ها فریاد می کرد/ دست شقاوت شعله می افروخت در باد/ آتش به خرمن زار عدل و داد می کرد"

وقتی "مرتصی حیدری آل کثیر" از تیری گفت که به دوقدمی سینه ای ملتهب رسیده است ، "ابراهیم پور جاسم " آمد و گفت : " در خیابان بود یک پا داشت یا یک پا نداشت / هیچ کس باور نمی کرد که او حتا نداشت" اما "سیروس مختاران" از بهبهان از دمیدن صبح روشن از سینه ی سینا خبر داد و شکوفا شدن هلال خون در مه سینه ها .

در ادامه ، "حمداله احمدی" از آفریده شدن شیر زنی گفت و سرود :" آنی که از این قفس پریده ست تویی/ تزویر حجاب را دریده است تویی / من مطمینم اگر خدا روی زمین/ یک دختر مرد آفریده ست تویی" که "احمد رضا کیماسی" پشت تریبون رفت و گفت : " روح دریا از عطش بر روی خاک افتاده است/ خون سبز لاله در رگ های تاک افتاده است " و شاعری دیگر چنین سرود :" این قلم از تمام جهان خسته می شود / هر شعر خط به خط به تو وابسته می شود"

"قاسم آهنین جان" از تلالو گل سرخ گفت و از پاشیدن مشتی خون بر آسمان و " علی بهرامی" این گونه سرود :" آسمان را که می گرفت از تو / نه که می خواست بال و پر نکشی / ... و جنگ قصه ی نامرد و مرد بود / و فرصتی که خدا آفریده بود و نگفت " و " شهناز مقرب " ندا سر داد : " الفبای کودکی ام را از سینه ی سنگ ها آموختم/ تا گوش هایم به همه ی صداها عادت کند"

"حاجی مراد اسماعیل وند " از محکوم کردن هجوم ابرهای سیاه به آسمان به تابوت کشیده ی غزه توسط فهدها و بشارها و شیخ ها سخن گفت و "ایمان طرفه " و جمعه شاد از خمیده شدن قامت در زیر کوه های جهان و صدای توپ و زمین خالی و در پایان شعر خوانی شاعران نیز استاد "محمود اکرامی فر" چنین سرود : " کسی با گل برابر راه می رفت/ کسی چون غنچه پرپر راه می رفت/ به دنبالش تمام کوچه ها را/ دلم از من جلوتر راه می رفت "

دکتر اکرامی همچنین درباره شعر و کارکرد آن سخنانی بیان کرد .

در ادامه از مجموعه شعر دفاع مقدس "از حنجره ی کارون " که در برگیرنده ی شعرهای شاعران خوزستانی است رونمایی شد و سپس "بهمن ساکی" از پیشکسوتان شعر دفاع مقدس به دعوت شاعران پشت تریبون قرار گرفت و غزلی قرایت کرد :" شب شد ، خیال آمدنت را به من بده/ حس عزیز در زدنت را به من بده/ امشب شبیه عشق رها شو درون من/ روح شگرف بی بدنت را به من بده "

اجرای موسیقی و پخش نماهنگ درباره ی استاد سلیمان هرمزی شاعر و داستان نویس معاصر و شعر خوانی این عزیز و معرفی شاعران برگزیده از دیگر بخش های این جشنواره بود .

گفتنی است : در ابتدای این جشنواره مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان در سخنانی گفت: شاعر و هنرمندان وقتی بر ساحل بی‌کران اقیانوس ارزش‌ها و خوبی‌ها می نشینند  و در امواج آن غوطه‌ور می‌شوند الطاف خود را بروز می دهند و به ملکوت اعلا می‌رسند.

سردار حبیب سعیدی‌فر افزود: استان خوزستان مهد ادب و ادبیات دفاع مقدس است و ما سعی کردیم در این جشنواره جوشش شهدا را در این مسیر سامان دهیم.

مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان همچنین گفت : بیش از هزار شاعر دفاع مقدس داریم اما در این جشنواره "بر ساحل آسمان" 135 شاعر 380 اثر به دبیرخانه ارسال کردند که در نهایت 12 اثر در موضوعات دفاع مقدس، مقاومت فلسطین، عاشورایی و بخش ویژه کودک و نوجوان با موضوع دفاع مقدس به عنوان برگزیده معرفی شدند.

و اما برگزیدگان این جشنواره : بر اساس اعلام هیات داوران سومین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان ، علی بهرامی ، مرتضی حیدری‌ آل‌کثیر و ایمان طرفه در بخش شعر دفاع مقدس به ترتیب مقام های اول تا سوم را به خود اختصاص دادند .

در بخش شعرعاشورایی نیز قاسم آهنین‌جان، مرتضی ذاکر و ناصر ندیمی حایز رتبه های اول تا شوم شدند.

در بخش شعر فلسطین و لبنان سید صدیقه هاشمی مقام  نخست را کسب کرد و محمد زویدات‌اصل و شهناز مقرب دوم و سوم شدند .

اما در بخش شعر کودک و نوجوان غلام‌رضا کاج ، محمود زهرتی و داریوش مؤمنی اول تا سوم شدند .

حبیب اله بهرامی "شهنی

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۸/٢٦

دیوید کاپرفیلد هم باید بیاید نزد سیمای استانی ما لنگ پهن کند !

اصلن این کاپرفیلد کیه که این همه به شعبده بازی معروف شده است ؟!

کجایی سیمای استانی که با نشان دادن برنامه هایت ، مشت محکمی به دهان آمریکا ، ببخشید ، دیوید کاپرفیلد بزنی تا دیگر کسی برای دیدن شعبده بازی به سرغ این شعبده باز ناشی نرود !

آدم ، حضور یک مدیرکل فرهنگی را در شب سه شنبه در سیمای استانی ببیند در حالی که صبح همان روز خبر انتصاب مدیر کل جدید این دستگاه فرهنگی توسط وزیر مربوط در رسانه ها درج شده بود !

جالب تر این که مجری برنامه از این مدیر سابق با عنوان مدیرکل غیر سابق یاد می کرد و این مدیر نیز ضمن اعلام برنامه ها ، جوایزی را به بینندگان وعده می داد !

جالب انگیزتر این که بالای این برنامه سیمایی ، واژه ی زنده حک شده بود !!

حالا برای من بیننده دو سوال پیش می آید :

1- اگر این برنامه زنده بود و سیمایی ها می دانستند که این مدیرعوض شده و مدیری دیگری بر جای این عزیز نشسته ، چرا از مدیرکل جدید فرهنگی برای حضور در سیما دعوت نکردند ؟! اصلا چرا  از ایشان درباره تعویض اش سوالی نپرسیدند ؟!

2- اگر هم برنامه از قبل تهیه شده بود ، چرا از واژه ی زنده استفاده کرده بودند؟!

3-  شاید هم مسوولان واحد تولید سیمای استانی از تعویض این مدیر و انتصاب مدیری جدید در صبح همان روز در رسانه های جمعی اطلاعی نداشتند ! شاید هم از دار و دنیا بی خبرند و فکر می کنند که خبرنگار و رسانه ای خبری هستند !

4- شاید هم مدیر عزیز ما که بنده خیلی خیلی به ایشان ارادت دارم  نمی دانسته که از سوی وزیرش مدیر جدیدی به جای ایشان منصوب شده است و باید به عنوان مدیر سابق در برنامه ی سیما شرکت کند!

5- شاید هم نگارنده خواب می بیند که وزیر فلان دستگاه ، مدیر جدیدی را برای اداره متبوعش منصوب کرده است !

ببخشید ، قرار بود دو سوال کنم اما پنج سوال شد . وقتی ما کوچک تر ها رعایت نمی کنیم ، نباید از بزرگ ترها انتظار داشته باشیم !

حبیب فقیرفیلد

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۸/۱۳

برای آفرینش مضمون‌های تازه زبان هنجار باید فراهنجار شود

یک شاعر گفت: برای آفرینش مضمون‌های تازه و بدیع زبان هنجار و روزمره باید برجسته و فراهنجار شود.

حبیب‌الله بهرامی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان اظهار کرد: ادبیات معاصر خواهی نخواهی به اوضاع و احوال زمان و شرایط حاکم بر جهان و کشور و جامعه و زندگی چشم دوخته است و در تلاش است که با اعتلای لفظ و نکته‌یابی و همراه با تخیل و تمثیل تشخیص و نیز همراه با حادثه و نیز صنعت حسن تعلیل مضمون‌های بکر و تازه‌ای بیافریند که از سویی کلیشه‌ای نباشند و از سوی دیگر جذاب و تاثیرگذار باشند.

وی با اشاره به این مطلب که مضمون‌سازی و یافتن نکات ظریف و باریک در سرایش شعر یکی از ویژگی‌های ناب شاعران مجرب است، افزود: اگر شعر از خانه دل با صفا و ساده‌ خود نیز بیرون رود و شاعر را به وادی سنگ و کلوخ مضمون‌های عجیب و غریب و تصورهای مبهم و پیچیده و درهم تنیده و گره خورده‌ای ببرد که حتی با دندان عقل هم این گره‌ها گشوده نشود، ره به جایی نخواهد برد و شعر شاعر خاصیتی نخواهد داشت و همچون سنگی بی‌مصرف در گوشه‌ای خاک خواهد خورد.

او ادامه داد: از سوی دیگر در ادبیات معاصر همواره نکته‌سنجی، نکته‌گویی و مضمون‌های تازه و بکر که معمولا به گل‌ها و گلوله‌های جنگ، صلح، عشق، عرفان، سیاست، اجتماع و فرهنگ چشم دوخته‌اند وجود دارد چراکه شاعر از کلام غیرمستقیم که به چاشنی حادثه هیجان، شور و التهاب مجهز باشد، استفاده می‌کند تا نفوذ کلام خود را بیش‌تر کند.

بهرامی معتقد است: یک شاعر واقعی و خلاق و مستعد هیچ‌گاه روی ادبیات و مضمون‌های گذشته پا نمی‌گذارد. در عوض با الهام و نگاه به این مضمون‌ها است که سعی در کشف مضمون‌های تازه دارد؛ مضمون‌هایی که تاکنون به دست نیامده و به چشم و گوش هم نرسیده است. البته نه مضمون‌هایی که لفظ از کلام فصیح بی‌نصیب است و از بلاغت زبان نیز تهی و از سویی مبالغه‌آمیز و خالی از نکته‌سنجی، نکته‌یابی و نازک‌بینی است.

این شاعر خاطرنشان کرد: در ادبیات معاصر زبان هنجار و روزمره و کلیشه‌ای گذشتگان باید به زبانی نو برجسته و فراهنجار تبدیل شوند تا مضمون‌های بدیع، زیبا، جذاب و دل‌نشین آفریده شود.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸۸/۸/۱

ققنوس ترین پرنده ها

به مناسبت شهادت جمعی از فرماندهان سپاه و سران طوایف

از عشق دچار بی قراری شده اید
از جبهه و جنگ مرد کاری شده اید
ققنوس ترین پرنده هایید هنوز
کز آتش خون خویش جاری شده اید

از جاری خونین بلا می آیید
بر شانه ی گریه های ما می آیید
تا داغ حسین عشق در قلب شماست
هر لحظه ز دشت کربلا می آیید

پر خاطره از عشق و بلا می آیید
آیینه تر از آینه ها می آیید
ای عشق که با توسن دل همسفرید
از ساحت سرخ کربلا می آیید

گل بانگ سحر صفای تکبیر شماست
آوای ظفر دعای شبگیر شماست
در لحظه ی انفجار ، ای ترکش نور
خورشید عروج ناب تصویر شماست

حبیب اله بهرامی "شهنی"

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :