بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/۱/۳۱

حبیب‌الله بهرامی:
سهراب سپهری نگران سرنوشت بشر بود

سرویس: فرهنگ و ادب
1389/01/31
04-20-2010
11:26:05
8901-00744: کد خبر

خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
سرویس: فرهنگ و ادب

یک شاعر خاطرنشان کرد: مدت 30 سال از مرگ سهراب سپهری می‌گذرد اما یاد، نام، شعرها و نقاشیهای این هنرمند و شاعر از دل و ذهن شاعران و هنرمندان و علاقه‌مندان به شعر و شاعری و نقاشی و هنر نرفته است چراکه سهراب در دل‌ها و زندگی ما جریان دارد.

حبیب‌الله بهرامی به مناسبت اول اردیبهشت سالمرگ سهراب سپهری به خبرنگار ایسنا در خوزستان گفت: صدای پای آب و پاکی و زندگی در روح و جسم سهراب جاری بود و با عشق‌اش می‌خواست قسمت کند: "بیا زندگی را بدزدیم آن وقت / میان دو دیدار قسمت کنیم".

او بیان کرد: سپهری اگرچه نمی خواست چینی نازک تنهایی‌اش ترک بردارد؛ از تنهایی رنج می‌برد چراکه انسان‌ها اگرچه با هم‌اند باز تنهایند و هر کس در این عصر دود و آهن می‌خواهد ساز خود را بنوازد و گلیم خویش را از آب بیرون بکشد.

بهرامی ادامه داد: سهراب مرد سفر بود و بسیار سفر کرد و در زندگی به تنهایی پخته شد و از این تنهایی لذتی نبرد جز این که با شعرها و نقاشی‌هایش و طبیعت بی‌جان که برای او جاندار بود به سر ببرد: " من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم / بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است/ و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد/ و خاصیت عشق این است / کسی نیست /بیا زندگی را بدزدیم آن وقت/ میان دو دیدار قسمت کنیم. "

او گفت: نه تنها سهراب که همه شاعران و نویسندگان و هنرمندان در زمان حیات‌شان زیاد مورد توجه و احترام و تکریم قرار نمی‌گیرند و از آن‌ها در آیین‌ها تجلیل نمی‌شود جز این که از خواص باشند و وابسته به حوزه‌ها و محافلی باشند.

این شاعر اظهار کرد: اصولا ما ایرانیان، که می‌گویند هنر نیز در نزد ما است، مرده پرستیم و برای مردگان‌مان بیش از زنده‌ها مراسم بزرگداشت و نکوداشت تجلیل و تکریم می‌گیریم. تا وقتی که هنرمندان‌مان زنده هستند کسی نمی‌داند که چه بودند و چه می‌کردند اما وقتی که از دار این دنیا بالا رفتند هنرهای‌شان را آشکار می‌کنند و به سمع و بصر جامعه می‌رسانند و عده‌ای هم در این اوضاع و احوال از آبی که برای هنرمندان فقید جاری شده است ماهی منفعت برداشت می‌کنند تا گلیم هنر و ادب نداشته یا ضعیف‌شان را بیرون بکشند.

او در عین حال بیان کرد: البته سهراب بدون برگزاری مراسم نکوداشت نیز سهراب است و هیچ گاه فراموش‌شدنی نیست. تا صدای آب هست و تا عاطفه و احساس و عشق و عرفان و آرزوهای شاعر هست که تا دیروز و امروز آفتابی شده بود و هم چنان بر آسمان دل‌های فردا و فرداها خواهد تابید و نگاه ما را خواسته و ناخواسته شیفته خود خواهد کرد سهراب سپهری نیز خواهد بود و شعرهای زندگی‌ساز و روح‌بخش و دل‌نشین‌اش هم چنان ورد زبان.

بهرامی معتقد است: زبان سهراب اگرچه در ابتدا تحت تاثیر نیما یوشیج بود؛ بعد‌ها راه و سبک خاص خود را پیدا کرد و در اجتماع ماندگار شد. او با شعرهای رنگارنگ و تصویرهای خیال‌انگیزش، که هر کدام دارای مفاهیم خاص خود است و از طبیعت و برخی جریان‌های اجتماعی زمان خود الهام گرفته، نگرانی خویش را از سرنوشتی که برای انسان‌ها رقم خواهد خورد ابراز می‌داشت.

وی گفت: سپهری روحیه‌ای حساس و لطیف داشت و دارای اندیشه‌ای متفکرانه بود و تصاویر شعرهایش اگر چه تازه و زیبا و زنده و از مفاهیم عرفانی و غنایی برخوردار بود؛ مبهم بود چرا که به عمق اشیا نفوذ می‌کرد و می‌خواست به آن‌ها روح معنوی ببخشد. در حقیقت او با اشیا، که برایش رنگ خوش معنویت به خود گرفته بودند، زندگی می‌کرد:" من مسلمانم / قبله‌ام یک گل سرخ / جانمازم چشمه، مهرم نور/ دشت سجاده من/ من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم".

این شاعر افزود: امروز اگرچه سهراب در بین ما نیست؛ می‌توانیم به سراغش برویم. منتها باید نرم و آهسته برویم تا چینی نازک تنهاییاش ترک برندارد. روحش شاد و یادش همیشه در دل‌ها سبز باد!

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/۱/٢٧

شاعر عینی گرا می خواهد

واقعیت را از منظر شعر به تصویر بکشد

خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
سرویس: فرهنگ و ادب

حبیب‌الله بهرامی گفت: عینیت‌یابی و عینی‌گرایی یعنی جست‌وجو در وادی حقیقت و واقعیت. یعنی زندگی کردن در دنیای عینی؛ دنیایی که با چشم می‌شود دید آن هم بدون واسطه.

این شاعر و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در خوزستان بیان کرد: عینیت‌گرایی یعنی نگاهی به اطراف و اکناف، حتی اگر موشکافانه نباشد و آن چیزی را که حس و لمس می‌کنیم و در آن جاری هستیم بدون این که به تکنیک‎های سنتی و کلیشه‎ای مانند استعاره و ترکیب‎های انتزاعی و ... توجه‌ای داشته باشیم.

او ادامه داد: جزمی‌نگری در شعر یعنی این که نگاه تک بعدی به شعر داشته باشیم. تعصب بی‌جا و خشک به خرج دهیم. قوه درک و برداشت و عقیده‌مان را در شعر برتر و مطلق بدانیم. در صورتی که باید بیاموزیم که مطلق‌نگر نباشیم و عقیده خود را در شعر یا هر موضوع دیگری بر دیگران تحمیل نکنیم و به انسان‌ها حق اندیشیدن و اظهار عقیده و نظر بدهیم.

بهرامی خاطرنشان کرد: عده‌ای از شاعران به این نتیجه رسیده‌اند که چون شاعر می‌خواهد بدون واسطه با جهان اطراف ارتباط برقرار کند بنابراین لازم است که از فضای لایتناهی ذهنی و خیال‌بافی ـ که بیش‌تر وقت‌ها تاریک است ـ خارج شود و به فضای عینی که عمری است با آن خو گرفته و دارد زندگی می‌کند ـ حتی اگر نوع زندگی‌اش مرگ تدریجی باشد ـ وارد شود و واقعیت را از منظر شعر به تصویر بکشد و خود را در گیروبند قفس استعاره نکند.

وی افزود: شاعر می‌خواهد آن چیزی را که دیده و مد نظرش است به رشته شعر درآورد نه حالت‌های استعاره‌ای و خیال‌انگیز آن را. او اگر از قفس یا چاردیواری و پرنده‌ها می‌گوید همان را به خواننده منتقل کند نه این که این واژه‌ها زندان و سلول و آدم‌ها را تداعی کند.

بهرامی گفت: شاعر می‌خواهد واژه‌های درد و عشق و رنج و خوشی و مرگ را بدون پیچاندن در واژه‌های رنگارنگ و نیز استفاده از گزاره‌های انتزاعی و ترکیب‌های استعاری و خیالی به جامعه نشان دهد. یعنی بدون آن که لقمه شعر را دور سر و گردن و یا در فضای ذهنی شهر و استان و کشور و جامعه بچرخاند یک راست آن را در دهان خود یا خوانندگان‌اش بگذارد.

این شاعر تاکید کرد: این جا است که در‌می‌یابیم شاعران عینی‌گرا باید متن‌شان به روز باشد و روشن و واضح اما نباید به روزمرگی بیفتند. لازم است در ارایه هر اثر به روز خود اتفاق و سوژه‌ای غیر کلیشه‌ای رخ داده باشد نه این که راوی تکرار روایت‌های دست چندم باشند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/۱/٢٥

ریز بینمت گرد و غبار!!

عجب آدمایی پیدا می شن! چه از جون این گرد و غبار یا گرد و خاک می خوان؟!

چرا هی لی لی به لا لای جناب گرد و خاکیان می ذارید؟!

دست بردارین از سر کچلش! چرا مرتب بزرگش می کنین ؟! گرد و غبار رو می گم که تا می خواد تشریفش رو بیاره توی فضای با امنیت خوزستان شروع می کنین به داد و بیداد و چند نقطه که فلان شد و بهمان شد و چی شد و چی نشد!

لااقل شما که هی آب به آسیاب عزیزان ما یعنی گرد و غبار و امنیت استان می ریزین ، این کلام بالاترین مقام اجرایی استان را برای یک بار هم که شده بخونید و آویزه ی گوشتون کنین یا این که آن را با خط خوش و بر روی یک ورق گلاسه ی خوشگل بنویسین و در قاب زرین به دیوار دفتر کارتون بزنین و روزی چند بار به آن نگاه کرده و نفس عمیق بکشین تا هم احساس آرامش و امنیت کنین و هم هوای تازه وارد ریه هاتون بشه!!

حالا بعد از یک نفس عمیق ، خواندن بیانات گهربار جناب استاندار می چسبه!

"جذب سرمایه گذاری و برگزاری همایش فرصت های سرمایه گذاری خوزستان نقش موثری در رفع بیکاری استان و ایجاد بستر و فضا برای جذب سرمایه خواهد داشت. در چنین شرایطی نباید فضا را با بزرگ نمایی مشکلات از جمله پدیده ی گرد و غبار و عدم امنیت در استان تیره و تار کرد."

یقین دارم با این جمله ها عشق کردین نه ؟! خب ، حالا برای مو یا من دعا کنین که منورالفکرتون کردم تا یک مرتبه توی وادی گرد و غباری حرکت نکنین!!

به سلامتی روز 26 فروردین امسال که این همایش در اهواز برگزار بشه مشکل تمام بیکاران حل می شه و همه می رن سر کار و تخت ، ببخشید ، بستر و فضا برای جذب سرمایه فراهم می شه ، خوزستان هم می شه نور علا نور!!

مهم تر این که با بزرگ نمایی نکردن مشکل گرد و غبار - که در حقیقت به مصداق ضرب المثل : "مشکلی نیست که آسان نشود / مرد آن است که هراسان نشود" این پدیده با برگزاری این همایش ، دمش را می گذاره روی کولش و می ره جایی که غم نباشه!

تازه ، مهم تر از این ، عدم امنیت هم تبدیل به امنیت و احساس امنیت می شه و از آن جا که این موضوع برای مردم هنوز جا نیفتاده یک خورده دچار مشکل می شن و نمی دونن که با امنیت موجود چه گونه سر کنن که پیشنهاد می کنیم یک مرتبه بستر امنیت رو فراهم نکنید که ما هنوز به آن عدت نکرده ایم و هم چنان دلمون برای عدم امنیت می تپد (!)

البته ، بنده هنور متوجه نشدم که عده ی کمی از منتقدانی که مورد خطاب مقام اجرایی استان هستن چه گونه می توانن فضای گرد و غباری در استان را تیره و تار کنن؟! چون ، وقتی گرد و غبار می یاد خود به خود تمام فضای استان تیره و تار می شه !

بلکه باور کنیم که این منتقدان هستن که پدیده ی گرد و غبار را به استان می آورن یا این که زمینه ی ورود آن را فراهم می کنن !! که در این خصوص باید آنان را به جای گوش مالی ، گرد و خاک مالی کرد!

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :