بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/٦/۱۱

روز خبرنگار و حاشیه های بیشتر از متن !


٣۶۵ برگ از تقویم رومیزی دفتر را تورق نمودیم تا به صفحه هفدهمین روز از پنجمین ماه سال رسیدیم که در آن نوشته شده بود: «روز خبرنگار»

به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان مراسمی در تالار مهتاب اهواز تدارک دیده شده و طی نمابری از اصحاب عرصه اطلاع رسانی دعوت به عمل آمده بود تا در آن شرکت جویند.


ظریفی پرسید: آیا سالن در نظر گرفته شده برای این مراسم با این ظرفیت محدود، گنجایش خبرنگاران استان خوزستان که جمعیت قابل توجهی هستند، را دارد؟

سخنران اول مدیر کل ارشاد خوزستان بود که در ابتدای سخن از استاندار به خاطر اینکه با ارسال پیامی علیرغم اینکه در سفر حج بود، ایشان را مورد تفقد قرار داده، تشکر کرد.


این آیین نیز مطابق معمول دیگر آیین ها با بیش از نیم ساعت تاخیر آغاز شد.

اعضای تحریریه و پرسنل یک روزنامه محلی در بیرون از تالار مهتاب در انتظار سردبیر خود ایستاده بودند و وقتی وی به محل برگزاری مراسم روز خبرنگار رسید، همچون یک گروه مشایعت کننده رسمی در اطراف او ایستادند و چونان نگینی او را در بر گرفتند، تو گویی یکی از مسئولین رده بالای استان وارد سالن شد.


سردبیر مذکور حین برگزاری مراسم دائما به بهانه های مختلف اعم از ورود یک دوست یا مسئول از جایش برمی خواست و جایش را عوض می کرد و بعضا در راهروهای سالن تردد می کرد.

حاج آقای سپهر گفت: از روزنامه نگاران، این سربازان گمنام و کم توقع بی مزد و اجرت انتظار تعالی فرهنگ جامعه را داریم.

در ادامه مراسم کلیپی پیرامون سختی ها و شیرینی های حرفه خبرنگاری توسط صدا و سیمای مرکز خوزستان تهیه شده بود که الحق و الانصاف برای خودشان سنگ تمام گذاشته بودند و تمامی خبرنگاران خود را نه یک بار بلکه چندین بار به ما معرفی نمودند و از خیل خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاری ها تنها به یکی دو تن بسنده کردند.


یکی از مدیران مطبوعات که ردیف اول را جهت جلوس خود انتخاب کرده بود، هنگامی که قصد نشستن داشت با احترام و از جا برخاستن مدیر کل ارشاد و معاون استاندار رو به رو شد که وی نه تنها برای پاسخ به این ادای احترام قدمی پیش ننهاد و دستی به نشانه ادب دراز نکرد، بلکه از دور تنها دست خود را به نشانه سلام بلند کرد و بر جایش نشست.


حبیب ا... بهرامی یکی از مو سپیدان عرصه اطلاع رسانی به عنوان پیشکسوت و نماینده جامعه مطبوعاتی برای ایراد سخن انتخاب شده بود که وقتی از او دعوت شد تا سخنرانی کند با چهره ای مکدر به بالای سن رفت و پس از لحظاتی تامل و سکوت گفت: من قصد شرکت در این آیین را نداشتم اما به من گفته شد که باید به عنوان خبرنگار در این مراسم حرف بزنم که من هم قصد کردم 5 دقیقه فرصتی که به من داده شده را سکوت کنم، چرا که سکوت حامل بهترین تفکرهاست. اما حرف می زنم چون امروز، روز ماست.

بهرامی پیشنهاد داد به جای اختصاص دادن یک روز به مشکلات و گرامیداشت و جشن و تقدیر و سایر برنامه های پیرامون روز خبرنگار، با تعریف «هفته مطبوعات» و نامگذاری هر یک از روزهای آن به یک مناسبت فرصت و جایگاه تقدیر و تجلیل به مقام شهدا، خبرنگاران و سایر فعالین این عرصه بیشتر فراهم می شود.

این پیشکسوت جامعه مطبوعاتی با طنزی تلخ تصریح کرد: خوشبختانه وضع ما خبرنگاران خوب است و رسمی و بیمه هستیم و حقوق های میلیونی می گیریم، نه حقوق های 100- 80 هزار تومانی. او همچنین گلایه کرد که پیش آمده حتی نیمه شب هم خبر تنظیم کرده ایم و توقعی نداشته ایم و اکثر اوقات مظلوم واقع شده ایم؛ برای چه؟ برای اینکه ما پلکان ترقی و پیشرفت برخی مسئولان می شویم، البته نه همه مسئولان؛ زیرا مسئولان زحمت کش در استان ما کم نیستند.

بهرامی سخنانش را با خاطره ی زیبایی از دوران دفاع مقدس پایان داد: سال 65 فاو آزاد شده بود و من آن زمان خبرنگار روزنامه اطلاعات بودم. به همراه یکی از همکاران برای تهیه گزارش از وضعیت فاو به آنجا رفتیم و دو روز آنجا ماندیم و این درست مصادف شد با اعلام اسامی قبول شدگان کنکور در روزنامه ها. یکی از رزمندگان در حالی روزنامه حاوی اسامی قبول شدگان را در دست داشت، با خوشحالی گفت: دانشگاه تهران قبول شده ام. به او گفتم: برای ثبت نام به تهران می روی؟ او پاسخ داد: نه، من هنوز دانشگاه جنگ قبول نشده ام و تا زمانی که در این دانشگاه قبول نشوم به تهران نمی روم. دانشگاه جنگ موقتی است اما دانشگاه تهران  همیشه هست.

امین شحیطاوی دیگر نماینده و سخنران مطبوعاتی ها در آیین روز خبرنگار بود که در مطلع کلامش گفت: قرار نیست در عرض 5 یا 10 دقیقه کل مشکلات مطبوعات حل شود و در ادامه به بررسی رابطه تیراژ مطبوعات کشورهای توسعه یافته و با نشریات خوزستان پرداخت که برای بعضی گیج کننده و برای عده ای دیگر نامفهوم بود. البته شحیطاوی در آخر از بحث خود اینگونه نتیجه گیری کرد که کشورهای توسعه یافته به این نتیجه رسیده اند که افزایش تیراژ روزنامه ها با افزایش سطح فاکتورهای اجتماعی رابطه مستقیم دارد.

او در ادامه تصریح کرد: این مراسمات را سال به سال برگزار نکنید فصلی یا ماهیانه برگزار کنید و حرفه ای به مسائل نگاه کنید و این قدر شعار ندهیم.

او همچنین تاکید کرد: روزنامه نگاری شریف ، دارد در استان خوزستان شکل می گیرد؛ چرا که 90 درصد خبرنگاران خوزستانی زیر خط فقرند. اگر یک درصد از اعتبار 200 میلیارد تومانی شهر اهواز به مطبوعات اختصاص داده شود، چه می شود؟

دکتر محمدعلی پورموسوی، معاون سیاسی اجتماعی استانداری خوزستان از دیگر سخنرانان این مراسم بود که خود از بطن جامعه ی خبری برخاسته است و اولین جملات او نیز مهر تاییدی بر ادعای ماست: من افتخار می کنم که از اولین مشاغل و کارهایی که در نظام جمهوری اسلامی انجام داده ام، خبرنگاری در خبرگزاری جمهوری اسلامی (پارس) در اوایل انقلاب است.

بالاخره نوبت به تجلیل از برگزیدگان عرصه ی خبر رسید که مجری اعلام کرد به علت ضیق وقت و نزدیک شدن به وقت اذان و برنامه دیدار با نماینده ولی فقیه که مقرر است پس از این مراسم صورت بگیرد، به قرائت نام برخی از این دوستان به نمایندگی از جمع برگزیده، بسنده می کنیم و هدیه سایر دوستان نزد اداره کل ارشاد محفوظ است و سایر دوستان می توانند جهت دریافت هدایای خود مراجعه نمایند.

در ابتکاری تازه امسال تقدیر از کیوسک داران نیز در برنامه گنجانده شده بود که نام آنها یکی پس از دیگری خوانده شد اما تنها یک نفر از آنان در سالن حاضر بود. البته از سردبیرانی که نام آنها قرائت شد نیز تنها یک سردبیر بر روی سن حاضر شد.

بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان به پاس تلاش های هفته نامه رسانه جنوب در ارج نهادن به فرهنگ ایثار و شهادت از این هفته نامه تجلیل کرد. همچنین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان نیز هفته نامه رسانه جنوب را به سبب فعالیت هایی در زمینه مهدویت شایسته تقدیر دانست.

علیرغم اینکه در فکس ارسالی از سوی اداره کل ارشاد از دفاتر سرپرستی ها و خبرگزاری ها بر معرفی تنها دو نفر تاکید شده بود اما صدا و سیما ظاهرا از سهمیه ویژه برای معرفی چندین خبرنگار برخوردار بود.

پس از اتمام مراسم اهدا جوایز در حالی که هنوز مسئولین بر روی سن حضور داشتند، یکی از منتخبین که به علت همان توضیحی که مجری داد، نامش خوانده نشده بود، در یک حرکت آکروباتیک، در حالی که روزنامه ای را به حضار نشان می داد و فریاد می زد به خاطر همین تیترها و مطالب است که از ما تقدیر نمی شود، چرا اسم من نباید خوانده شود؛ که فرد مذکور از سوی مسئولین به آرامش دعوت شد اما برخی افراد دیگر به حق یا نابحق، به جا یا نابجا به این اعتراض دامن زدند و جو سالن را مشوش کردند.

اما این مراسم حاشیه های معنوی و زیبایی نیز داشت. خانم بهناز جمیلی خبرنگار روزنامه کیهان به عنوان فعال عرصه خبر به روی سن فرا خوانده شد و او پس از دریافت هدیه از مجری تقاضا کرد تا تریبون لحظه ای در اختیارش قرار گیرد تا این جملات را بگوید: ضمن تبریک این روز خجسته به همه ی همکاران عزیز اجازه می خواهم این هدیه را به پاس 50 سال زحمت پدرم در عرصه ی مطبوعات به ایشان تقدیم کنم و حاج عبدالمهدی جمیلی که راست قامت در پی شکار لحظات از ورای لنز دوربینش بود، لحظه ای غافلگیر شد و این بار او سوژه اول عکاسان خبری شد تا در میان تشویق حضار و در فضایی آکنده از حس خوش احترام به پیشکسوت از یک سو و قدردانی از زحمات پدر از سوی دیگر دختر با بوسه ای بر دستان زحمت کشیده پدر تحسین همگان را برانگیزد.

اما دیدار اهالی رسانه با نماینده ولی فقیه نیز خالی از حواشی نبود. آیت ا... سید محمدعلی موسوی جزایری ابتدا ابراز علاقه نمود تا با تک تک حضار آشنا شود لذا حاضرین به معرفی خود پرداختند و نکته جالب این بود که همه نشسته خود را معرفی کردند اما سردبیری که قبلا وصفش آورده شد، ایستاد و خود را معرفی کرد؛ چرا؟ تحلیلش با شما؟

اما مدیر مسئول مؤدبی که ابتدای حواشی با او آشنا شدید نیز برای معرفی خود تنها به نام کوچک خود اکتفا کرد و تعجب همگان را برانگیخت! حال این نوع معرفی ابتکار ایشان است یا نشان از توهم احساس شهرت در وی دارد؛ سوالی است بی پاسخ!!

میکروفون به یکی از پیشکسوتان مطبوعات رسید، مرد آرام و با طمانینه ای که به حسن خلق و حفظ شئون شناخته شده است و او در معرفی خود گفت: مجید خطیب همکار شهید غدیریان، بازنشسته مطبوعات خوزستان.

آیت ا... جزایری از مسئولیت گرامی خبرنگاری سخن گفت و با اشاره به مطالب سرشار از کذب و مهمل بافی برخی مطبوعات منطقه به بیان خاطره ای پرداخت: سالها پیش پسر کم سن و سالی نه به عنوان خبرنگار بلکه به عنوان یک دوست از شهید بهشتی پرسید فلان حادثه که در فلان جا افتاد به چه علت بود که شهید بهشتی پاسخ داد: علت آن انسان است پسرم، انسان موجود پیچیده ای است و هر چه زمان می گذرد بر پیچیدگی او افزوده می شود و این پاسخ شهید بهشتی از آن روز در ذهن من نقش بسته است.

ایشان همچنین تصریح کرد: وقتی به دولت های کشورهای غربی و کشورهای غربی بی نقطه! در خصوص اراجیف درج شده در نشریاتشان تذکر داده می شود، می گویند: ما زورمان به آنها نمی رسد شما هر راه حلی دارید انجام بدهید. اما ما در کشور روزنامه های خوبی داریم.

موسوی جزایری در وصف شهید غدیریان نیز یادآور شد: شهید غدیریان فرزند ما بود و بسیار خوش خط؛ خط در دو معنا، هم خط سیاسی و هم خط نوشتاری، بسیار متدین، خوش فکر و ...

امام جمعه اهواز جرم شهدای خبرنگار را حقیقت گویی آنان دانست و اظهار داشت: عمل خزایی می گوید 50 سال است که چوبه دارم را خودم حمل می کنم و منظورش زبانش است که بوسیله آن با طاغوت ها مبارزه می کرد.

تقدیر از خانواده شهدای خبرنگار از حرکت های مثبت و قابل تقدیری بود که امسال نیز با کیفیت نسبتا خوبی انجام شد.

هشت دستگاه اجرایی تراز اول استان حمایت مالی از این مراسم را بر عهده داشتند! که در بنر مراسم نام آنها حک شده بود. (شرکت فولاد خوزستان، سازمان آب و برق، صدا و سیمای مرکز خوزستان، توزیع برق منطقه ای خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد، شرکت ملی حفاری ایران، شرکت مناطق نفتخیز جنوب، شرکت برق منطقه ای خوزستان)

در این مراسم آنچه بسیار مشهود بود و شاید قطع به یقین همه ی حاضرین بر آن صحه بگذارند، تحرک و فعالیت بسیار حمیدی نژاد معاون مطبوعاتی اداره کل ارشاد اسلامی خوزستان بود که این انرژی در سمت های قبلی ایشان کمتر دیده بودیم.

در آخر باید گفت نفس تقدیر از خبرنگاران امری پسندیده و شایسته است چرا که یک سال تلاش و مخاطره در عرصه ی پر زحمت خنجر تقدیری به حق را می طلبد که اداره کل ارشاد تمام تلاش خود را در این راستا مبذول داشته بود اما به جهت مدیریت جدید و کم تجربگی در برپایی مراسماتی از این دست با مشکلاتی مواجه شد. بهتر آن بود که از برخی از سابقه داران و مو سپیدان این عرصه مشاوره و راهنمایی گرفته می شد و این آیین با نظارت یک تیم قوی و مسلط به چم و خم کار برگزار می گردید تا رضایت آحاد جامعه مطبوعاتی فراهم و نقاظ ضعف مراسم به حداقل کاهش می یافت.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/٦/٥

اهواز؛ کلان شهر بی کلان تر!

شهرستان اهواز یکی از هفت کلان شهر کشور است که به اعتقاد برخی از کارشناسان و صاحب نظران شهرسازی و... از ویژگی‌ها و امتیازهای لازم مانند شش کلان شهر دیگر برخوردار نیست.

قبول داریم که این شهرستان و دیگر شهرستان‌های استان در 8 سال دفاع مقدس مشغول پذیرایی و خدمت رسانی به رزمندگان اسلام بودند و مسئولان وقت در زمینه سازندگی و عمران و آبادانی شهرستان اهواز و دیگر شهرها کار چندانی نکردند؛ چرا که استان درگیر جنگ تحمیلی بود. اما از زمان پایان جنگ تا کنون ـ که مدت 22 سال می‌گذرد ـ مسئولان وقت می‌توانستند با کار و تلاش بیشتر و انجام وظیفه، اهواز را از نظر عمران و آبادانی، در ردیف دیگر کلان شهر‌ها قرار دهند که متاسفانه این گونه نشد!

حتی، بر اساس گفته معاون سابق عمرانی استاندار خوزستان، «اعتبارات عمرانی استان تا سال 85 از مبلغ 50 تا 400 میلیارد ریال به پایتخت برگشت می‌شد!»

در حقیقت، برگشت اعتبارات عمرانی به تهران، در حالی که استان در فقر عمران و آبادانی به سر می‌برد، نشانگر ناتوانی مدیریت استان و مسئولان ذیربط در اداره و انجام امور بود.

آیا شخص یا دستگاهی هست که عملکرد مسئولان ارشد اجرایی استان را از سال پایانی جنگ تحمیلی (67) تا سال 85 بررسی و نتیجه را اعلام کند؟

آیا شخص یا دستگاهی هست تا عملکرد استان به ویژه کلان شهر (!) اهواز را با دیگر کلان شهرها در این سال‌ها بررسی و مقایسه کند؟

وقتی که مدیریت‌های وقت استان و مجموعه‌های زیردست آنان در سال‌های گذشته به گونه‌ای به کار و فعالیت می‌پرداختند که حاصل آن برگشت مبالغی از اعتبارهای عمرانی به تهران و در نتیجه به توسعه نیافتگی استان به ویژه شهرستان اهواز منجرمی شود ـ که امروزه برخی از مسئولان، اهواز را کلان روستا نام می‌نهند ـ از پایتخت نشینان چه انتظارهایی می‌توانستیم داشته باشیم  و مردم نیز چه کارهایی می‌بایست انجام می‌دادند که نکردند؟!

اگرچه، اهواز را کلان روستا خطاب کردن، خاطر برخی از مسئولان استان را مکدر خواهد کرد، چرا که معتقدند: «با بد معرفی کردن شهر و استان و بزرگ جلوه دادن موارد ضعیف و کوچک، باعث فرار سرمایه دارانی می‌شود که قصد سرمایه گذاری در استان را دارند.» اما، باید واقعیت‌ها را پذیرفت که نه با حلوا حلوا کردن ما، دهان سرمایه داران و مردم شیرین می‌شود و نه با خوب و زیبا مطرح کردن و جلوه دادن شهر و استانمان، می‌توان در جذب سرمایه داران برای سرمایه گذاری در استان تلاش کرد.

سرمایه داران، نخبگان و مغزهایی که عطای ماندن در استان را به لغایش می‌بخشند و می‌روند تا در مناطق خوش آب و هوا کار و زندگی کنند نه این که در استان ما کار و تلاش کنند تا فقط زنده باشند و از کمترین امکانات رفاهی و تفریحی و... نیز محروم باشند؛ چشم دارند و خوب می‌بینند. نمی‌توان آنها را وادار کرد که شهر‌ها و استانمان را جور دیگری ببینند که ما دلمان می‌خواهد!

به راستی، استان ما چه مزیت‌ها، ویژگی‌ها و نقاط مثبت و برجسته‌ای دارد که به آن ببالیم و به مردم هدیه دهیم و از سرمایه داران و نخبگان هم بخواهیم که در اینجا بمانند و خدمت کنند؟!

آب خوب، بی بو، تمیز و گوارایی داریم؟ اگر داریم، پس این همه دستگاه‌های تصفیه آب 5 و 6 مرحله‌ای که مردم خریده‌اند و در کابینت‌های ظرفشویی شان نصب کرده‌اند چه معنی می‌دهد؟!

هوای خوب، سالم و فرح بخشی داریم؟ اگر داریم، پس این همه گرد و غبارهایی که فضای شهرها و استانمان را فرا می‌گیرد و این همه ماسکی که مردم بر دهان و بینی شان می‌زنند، نشانه چیست؟ مسئولان استان به جز تشکیل جلسه و اعلام آن، چه کارهایی در مورد جلوگیری از ورود گرد و خاک از کشورهای عربی به استان و ایجاد هوایی سالم، توانسته‌اند انجام دهند؟

امنیت خوبی و بالایی داریم؟ می‌توانیم بدون نگرانی و ترس از سرقت، درهای منازل و خودروهای مان را چند قفله نکنیم و برویم به کارمان برسیم؟

می توانیم بدون نگرانی از وجود کیف قاپ‌ها، به راحتی در شهر رفت و آمد و کیفمان را حمل کنیم و آن را دودستی نچسبیم؟

کار و شغل مناسب و در دسترسی برای بیکاران از جمله فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها وجود دارد؟

اگر هست، چرا 400 هزار حاشیه نشین داریم و از لحاظ نرخ بیکاری نیز مقام نخست یا دوم را در سطح کشور یدک می‌کشیم؟!

مسکن کافی و ارزان قیمت در اهواز و دیگر شهرستان‌ها یافت می‌شود؟

البته وضعیت مسکن در اهواز آنقدر خراب است که حتی در شهرهای جدید (شیرین شهر و رامین شهر بی آب و علف و کویر مانند) هم توانایی خرید برای بی سرپناهان وجود ندارد.

به راستی! ارزانی، فراوانی و نبود تورم در اهواز و سایر شهرستان‌ها، حرف چندم را می‌زند؟

مگر می‌شود چشم‌ها را بست و تورم و گرانی‌های سرسام آور را در تمامی اقلام، کالا و مایحتاج زندگی ندید؟

فضاهای سبز، تفریحی و رفاهی استان برای فرار شهروندان از گرما، شرجی و آلودگی هوا مناسب و مجهزند؟ می‌توان با خیال راحت رفت و در این فضاها اوقات خود را سپری کرد؟

مگر می‌شود در استان، به ویژه کلان روستا، ببخشید، کلان شهر اهواز باشی و موارد گفته شده از جمله تورم و گرانی افسار گسیخته که بر دل و جانت شتک زده و سنگینی می‌کند را نادیده بگیری و دم از شهر گل و بلبل بزنی؟!

درست است که استان غنی از نفت و گاز و فولاد و پتروشیمی و نیشکر و... است، اما این نعمت‌ها باید از زیر پای ما استخراج و تولید شود و به استان‌های دیگر و... برود تا بعد بتوانیم مصداق این تک مصراع: «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد» قرار بگیریم!

اصولا، استان زرخیز یعنی این که، زر را دیگران ببرند و خیزش را ما برداریم!

وقتی که مردم خوزستان، در نخستین و دومین سفر رئیس جمهوری به استان، بیش از یک میلیون و نیم نامه به ایشان تقدیم کنند ـ یعنی یک سوم جمعیت استان ـ آیا نشان گر زرخیز بودن این استان نیست؟!

به راستی، در شهری که همه بینا و فهیم هستند، چه گونه می‌شود چشم‌ها را شستشو بدهیم که جوری ببینند که مسئولان می‌خواهند؟!

می شود نیمه پر لیوان را دید، اما در کجا و در کدام لیوان و کدام نیمه پر؟

آن چیزی که دیده می‌شود نیاز به گفتن ندارد. از قدیم هم گفته‌اند: «چیزی که عیان است / چه حاجت به بیان است. »

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٩/٦/٥

علیمراد موری "علول"

شاعر موج نابی شهرستان مسجدسلیمان، دار فانی را وداع گفت.

این مصیبت عظما را به خانواده ی محترم زنده یاد علیمراد موری و شاعران کشورمان به ویژه همشهریان عزیز تسلیت می گویم.

یادش در دل ها همیشه سبز.

"ناب"

تقدیم به رنده یاد علول

بی شک شعر ناب

تو را در بر خواهد گرفت

و ترانه های زمینی ات را

آسمانی خواهد کرد.

 که آسمان

نگاه تو بود

و ستارگان

در چشمان تو

به مراد می رسیدند.

*

شاعر!

که در کنار "سیروس"١ نشسته ای

و جهان را سبز می کنی

نگاه کن!

در نبود تو شعر

به گریه نشسته است

تا از دهان تو ناب بروید!

١- زنده یاد "سیروس رادمنش" شاعر موج ناب

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :