بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٥/٢٢

به تراژدی بودن زندگی خود عادت کرده‌ایم

یک شاعر گفت: دنیای انسان‌ها سرنوشتی تراژیک دارد چه رسد به دنیای ادبیات. حتی کودک با سلاح گریه پا به این دنیای فانی و تراژیک می‌گذارد.

حبیب‌الله بهرامی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا در خوزستان بیان کرد: هر چند رشد و نمو انسان‌ها، حیوان‌ها و گل‌ها و گیاهان با غم اندوه و نشاط و شادمانی است؛ تلاش برای بقا باعث شده که چتر رویدادها و اتفاق‌های تراژیک بر جریان‌ها و موضوع‌های شاد سایه بیندازد و آن ها را تحت‌الشعاع خود قرار دهد به گونه‌ای که مسایل شادی‌بخش به درون انسان‌ها راه پیدا نکند و تنها در سطح ظاهر باقی بماند.

او اظهار کرد: بنده معتقدم که نه تنها ادبیات که هنر ما نیز تراژیک است و ما به تراژدی بودن و شدن زندگی اجتماعی، فرهنگی و ادبی و هنری خود عادت کرده‌ایم و در آن غرق شده‌ایم و در حقیقت داریم دست و پا می‌زنیم؛ دست و پایی که برای عده‌ای کمدی، برای جمعی درام و برای خودمان تراژدی است.

این روزنامه‌نگار خاطرنشان کرد: وقتی که دنیای استکبار برای به دست آوردن منافع و جاه و جلال پا روی گرده و گلوی دولت‌ها و ملت‌های ضعیف می‌گذارد و به طور مرتب برای رسیدن به قدرت و ثروت توطئه‌های رنگارنگ خود را به منصه ظهور می‌رساند انتظار دارید که دولت‌ها و ملت‌های تحت ظلم و تعدی مستکبران و نیز دولت‌ها و ملت‌های انقلابی که به حمایت مردم ضعیف و تحت ستم بلند شده‌اند شاد و شنگول باشند و به ادبیات و هنر نمایشی شاد رو بیاورند؟

بهرامی گفت: مسایل تراژیک در خون ما ریشه کرده است چراکه انسان‌ها نمی‌توانند در مقابل ظلم و تجاوز و دیگر مسایلی که روح انسان‌ها را نگران و ناراحت می‌کند بی‌اعتنا و بی‌تفاوت باشند و خود را با ادبیات و هنر شاد و طنز سرگرم کنند؛ هر چند که مسایل شاد و طنز نیز از دل مسایل و مشکلات، ظلم و تعدی، حق‌خوری‌ها و بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها به وجود می‌آید و بر نگاه و دل مردم می‌نشیند.

نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳٩٠/٥/۱٧

خبرنگاران در لبه پرتگاه!

حبیب اله بهرامی

خبرنگاری نه شغل است و نه حرفه؛ که هنری است که خبرنگاری با استعداد، توانمند، شجاع و صادق نیاز دارد.

بنده اعتقاد دارم: به هنر خبرنگاری باید به عنوان حاشیه نگاه کرد! چرا که خبرنگار را تا لبه پرتگاه می برد. اگر خبرنگاریک لحظه غفلت کند، امکان سقوط اش به چاه بیکاری و... حتمی است!

حتمن تا به حال شنیده، دیده یا برای خودتان اتفاق افتاده است که یک خبرنگار در طول سال در چند نشریه و رسانه مشغول به کار شده است. البته این مورد بدان گونه نیست که چند رسانه از وجود یک خبرنگار بهره می برند، که به دلایلی مجبور می شود از یک رسانه به رسانه ی دیگر برود و این بهترین دلیل خانه به دوشی خبرنگاران رسانه های ماست!

به نظر من سازماندهی در کار رسانه ها به ویژه مطبوعات به آن شکلی که باید باشد، وجود ندارد.

خبرنگار که همیشه در دسترس است. در هر زمان و مکانی که بگویند حضور پیدا می کند. در شرایط بارانی و گرد و غبار، گرما و شرجی بی وسیله و زیر بارکم توجهی ها و تحقیرها خود را به محل خبر و گزارش می رساند. با هزار درد سر خبر و گزارش خود را تهیه می کند و به سرعت به طرف محل کارش می رود اما بعد از مدتی به دلایلی کار از دستش گرفته می شود و به آدمی کم تجربه تر سپرده می شود! آیا با وجود این بی نظمی ها و ناامنی های شغلی، او می تواند خود را خبرنگار بداند؟!

می گویند: خبرنگار نبض گویای کشور است.

اما اگر افرادی به خبرنگاران اهانت کنند یا تحقیر از سوی مدیران مسوول و سردبیر مورد حمایت قرار می گیرند؟ بگذریم از این که هر از چند گاهی توسط خود دست اندرکاران رسانه ها، زمینه های تحقیر خبرنگار فراهم می آید!

دوره زمانه ی ما ایجاب می کند که خبرنگار صبور و با حوصله باشد و بتواند تحقیرها و برخوردهای ناجور را تحمل کند. در غیر این صورت باید عطای کار خبرنگاری را به لقایش ببخشد!

خیلی از خبرنگاران ما حقوق چندانی نمی گیرند؛ اما با عشق و علاقه فعالیت می کنند.

بسیاری از آنان بیمه تامین اجتماعی نیستند؛ چه رسد به بیمه ی تکمیلی! اما به روی خود نمی آورند. نه این که زبانی برای اعتراض و انتقاد ندارند که حرمت نگه می دارند و منتظرند که دست اندرکاران رسانه ها آن ها را دریابند. چون نمی خواهند با اعتراض خود، شغل شان را از دست دهند.

با این وجود، آیا به نظر شما خبرنگاران ما امنیت شغلی دارند؟

متاسفانه خطوط قرمز برای فعالیت خبرنگاران روز به روز بیش تر می شود و دایره ی فعالیت آنان تنگ تر می شود. برای مثال: آیا خبرنگاری هست که از دستگاه های انتظامی و نظامی و قضایی انتقاد کرده باشد و آن وقت راه آمد و شد به این دستگاه ها را طی نکرده باشد؟!

شرکت ها و دستگاه های دولتی و نیمه دولتی هم اگر مورد انتقاد قرار گیرند رسانه ی انتقاد کننده را در لیست سیاه قرار می دهند و دستان شان را- که از گل آگهی سبز شده است- به سوی آن رسانه دراز نمی کنند. هر چند که سردبیران رسانه ها نیز تیغ انتقاد از دستگاه های آگهی دهنده را غلاف کرده اند!

این بود گوشه ای از وضعیت خبرنگاران که امیدواریم هر روز بهتر از دیروز باشد.

* اما مشکلاتی که مدیران و سردبیران هفته نامه های محلی با آن مواجه اند:

1- هفته نامه ها نمی توانند مانند بیش تر روزنامه ها صفحات خود را با اخبار خبرگزاری ها رنگ بزنند! که نیازمند هنر و دست توانمند نویسندگان و تحلیلگرانی هستند که نشریاتشان را خواندنی کنند. هر چند که ناچارند برخی خبرهای کیلویی و سفارش شده ی تعدادی از دستگاه ها را درج کنند!

بنابراین، هفته نامه ها نیازمند کسب درآمد برای پرداخت حقوق، دستمزد و حق الزحمه ی خبرنگاران، نویسندگان و ویراستاران خود هستند.

2- آگهی های مناقصه و مزایده و چند نقطه ی شرکت ها و دستگاه ها به هفته نامه ها داده نمی شود. این در حالی است که تیراژ یا شمارگان هفته نامه ها نسبت به دیگر نشریات بیش تر است و علاوه بر توزیع رایگان در سطح اداره ها، شرکت ها و دکه ها، هزینه های پست و توزیع را نیز پرداخت می کنند.

3- تعدادی از دستگاه ها مدت های مدیدی است که هزینه ی آگهی های خود را به هفته نامه ها پرداخت نکرده اند. زمان برخی از مطالبات هفته نامه ها به دو تا سه سال نیز می رسد. اگر وضعیت این گونه بخواهد پیش برود و کسی به فکر گل ها، ببخشید هفته نامه نباشد، کم کم تیغ خزان، گل های باغ نیمه بهاری هفته نامه ها را خواهد قطع خواهد کرد. باز امیدواریم که مسوولان محترم طرحی نو در اندازند و نگذارند باغ هفته نامه ها به شکل کویر درآید. ان شاا...

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه توسعه جنوب و نیز هفته نامه های ندای جنوب و کیمیای ایران در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :