بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/۸/۱٢

وقتي مي گويند: «نعمت گاز» بايد بگوييم: دمتان گرم! وقتي مي گويند: «نعمت آب» بايد بگوييم: خسته نباشيد و هكذا تشنه لب! وقتي مي گويند: «نعمت برق» بايد بگوييم: چشمتان بي بلا و نوراني! وقتي مي گويند: «نعمت تلفن» بايد بگوييم: شماره مورد نظر تا اطلاع ثانوي مسدود مي باشد؟ اي بابا! روي سخن ما كه با تلفن نيست!

ما فقط تلفن مي زنيم به شركت هاي گاز تا برايمان گاز بياورند در خانه يا توي خانه و سپس گاز خالي را از اجاق گاز بگشايند و گاز پر را به جاي آن نصب كنند و آن گاه گاز خالي را بردارند و با خود ببرند و همان قيمت سيلندر گاز را فقط بگيرند كه البته مي گيرند!!

تاكنون ما نديده و يا نشنيده و نيز نخواهيم شنيد كه مبلغ اضافي بابت سيلندر گاز گرفته شود!! (نه اينكه توي گوش‌هايمان پنبه گذاشته ايم! كه خودمان هم نمي دانيم چرا!)

وقتي مي گويند: «آبادان و خرمشهر از نعمت گاز طبيعي محروم مانده‌اند» فكر مي‌كنيد بنده يعني كاكانبو! باور مي كنم؟ اصلن! عمرن! ابدن! اين چيزها و خبرها و چند نقطه ها را باور كنم. آخه مگه ممكنه پالايشگاه توي شهرمان باشد، نفت زير پايمان و هكذا گاز، آن وقت گاز طبيعي نداشته باشيم!! اصلن اين خبرها توي كت ما نمي رود كه نمي رود! كي گفته كه ما گاز نداريم؟ اتفاقن گاز داريم خوبش رو هم داريم! پس اين همه سيلندرهاي گاز از ايران گاز گرفته تا بوتان و پرسي و پاسار و چند نقطه چي هستند؟! كه در دستان و يا روي موتور و دوچرخه و وانت شهروندان ديده مي شوند؟ اين‌ها اگه گاز نيستند پس چي هستند؟! شايد فكر مي‌كنيد آب هاي بشكه اي هستند!؟

يكدفعه فكر نكنيد و يا نگوييد كه خرمشهر و آبادان بعد از گذشت بيش از 17 سال از پايان دفاع مقدس، چرا از نعمت گاز طبيعي برخوردار نشده اند؟ چرا مسوولان كار نكرده‌اند؟! و هزار چراي ديگر! اصلن از اين حرف‌ها نزنيد. ما بچه هاي آبادان و خرمشهر خودمان خواستيم كه از نعمت گاز طبيعي برخوردار نشويم!!

تازه كي گفته كه گاز طبيعي نعمت است؟! گاز طبيعي خيلي هم طبيعي نيست و كلي «CO2» دارد و ممكن است آدم را خفه كند و بكشد! اين گازهاي توي سيلندر هستند كه طبيعي اند. و يا تصفيه شده! البته بعضي از مسوولان ذيربط و يا كم ربط و يا بي ربط كلي آمده‌اند و برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري و التماس و تقاضا كرده‌اند كه آبادان و خرمشهر را از باصطلاح نعمت گاز لوله كشي برخوردار كنند اما ما گفتيم: شما ابتدا برويد به استان‌هاي ديگر كشورمان برسيد. سپس به كشورهاي خارجي كه از نعمت گاز محروم هستند، آن وقت اگر گازي توي لوله ها بود، بياييد سراغ ما! اگر هم گاز نبود مي توانيد از همان كشورهاي خارجي كه از ما گاز گرفته‌اند، گاز بگيريد و بدهيد به ما! البته اگر مسوولان آن كشورها اجازه دادند و گازشان اضافه بود، ما راضي مي شويم، در غير اين صورت ما حاضر نيستيم، ديگران در مضيقه‌ي گاز طبيعي يا مصنوعي بمانند!

خب، با اين اوصاف ديگر نبايد انتظار داشته باشيد كه مسوولان خيلي خدمتگزار به پايمان بيفتند و بخواهند به شهرهاي ما گاز بكشند!

اصلن بنده يعني «كاكانبو» از همين تريبون دلتنگي‌ها اعلام مي‌دارم: عزيزان مسوول! ما گاز لوله كشي (طبيعي يا مصنوعي فرقي نمي‌كند) نمي‌خواهيم . شما تا به طور مكتوب يا تصويري ما ثابت نكنيد كه تمام كشور و نيز كشورهاي خارجي را از نعمت گاز بهره‌مند كرده‌ايد، ما حاضر نيستيم كه از باصطلاح نعمت‌ لوله‌كشي بهره‌مند شويم و به همان سيلندرهاي 11 كيلويي گاز قانع هستيم.

آهاي ! كي بود كه گفت: منت حاتم طايي نبريم يا نكشيم؟! عجب آدمايي گير مي‌آيد!

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :