بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/۸/٢٤

«دلتنگي ها جان گرفت. روزان به فرمان دل فراخ زاده درآمد. به قرار اطلاع دل فراخ زاده معاونان و مشاوران و چند نقطه هاي خود را از ميان نيروهاي بومي انتخاب مي كند. گفته مي شود: آقايان: صاف صادق اهوازي، گله زاده و بچه نفتون براي اين منظور مطرح هستند

مي گويم: آهاي B.B.C اهوازي! تا دو دقيقه چشم ما را دور ديدي، رفتي سرتپه و شروع كردي به سخنراني و تعيين معاون و مشاور براي ما؟!

B.B.C مي گويد: قربانت گردم! مي خواهيم دلتنگي ها جان بگيرد. مثل استانداري كه گفته اند با آمدن «حيات مقدم» جان گرفت!

مي گويم: نخستن كه استاد صاف صادق اهوازي براي خودش رييس است و معاون ما نمي شود. تازه ما بايد برويم و معاون او شويم. آن زماني كه ما شير مي خورديم، او شير قهوه و شير كاكائو و كافه گلاسه مي خورد! ديماً ما دست به تركيب همين دوستاني كه در اين ستون فعاليت داشتند، نمي زنيم و كاكا نبو و بچه نفتون و دل گپ زاده مثل سابق در دفتر ما حضور خواهند داشت.

فقط مي ماند دل گشادزاده كه انگاري اسمش با اسم ما كه دل فراخ زاده هستيم فرقي نمي كند!

بنابراين يا جاي ما اينجاست و يا جاي او!

B.B.C مي گويد: دل فراخ زاده جان! دل گشادزاده مدت هاست غيبت دارد و مشكلات و بر سر كار حاضر نمي شود. در حقيقت آمدن و نيامدنش توفيري ندارد. بگذار اسم او هم در اين ستون باشد.

مي گويم: اصلن و ابدن. حكم اخراجي اش را مي نويسم. همين الان.

مي گويد: هر چه شما صلاح بدانيد. بالاخره صلاح كار خويش عاقلان، ببخشيد، دل فراخ زاده ها دانند!

مي گويم: اين هم حكم تعويض دل گشادزاده. بگير و برو بده دستش تا حال كند!

B.B.C مي گويد: شما به جاي دل گشادزاده، چرا زمينه ي رفتن «دل تنگ زاده» را فراهم نمي كني؟!

درسته كه او رفته ولي براي هميشه كه نرفته. وقتي كه بيايد دوباره همان آش مي شود و همان كاسه!

مي گويم: راست مي گويي. بايد به جناب سردبير بگويم كه اصلن او را تعويض كند. يعني طي مراسمي (اگر معارفه و توديع باشد بهتر است) ورود ما را خير مقدم بگويند و رفتن او را نيز گرامي بدارند.

B.B.C مي گويد: بعيد مي دانم جناب سردبير او را تعويض كند.

مي گويم: خب، به نظر جناب عالي بايد چه كنيم؟!

مي گويد: مگر ستون دلتنگي ها به فرمان شما درنيامده است؟

مي گويم: ها چرا!

مي گويد: خب به اين طنازت يعني دل گپ زاده بگو كه با نوشتن چند مطلب، كه هنگام تعويض مسوولان به خصوص استانداران مي نويسد، ترتيب دلتنگ زاده را هم بدهد!

مي گويم: جدن كه گل گفتي! يار در خانه و ما گرد جهان مي گشتيم!

B.B.C مي گويد: مرسي!

مي گويم: مرسي به كي و يا چي؟

مي گويد: به شمشيرهايي كه در دقيقه ي 90 از غلاف خارج مي شود و مسوولان را بدرقه مي كند!!

مي گويم: گل گفتي! به همه ي بچه ها بگو بيايند و همه با هم يك مرسي بلند بگوييم تا حق مطلب را ادا كرده باشيم. چرا كه ما ناباورانه استقبال مي كنيم و وحشتناك بدرقه. به گمانم مربوط شود به نان و نرخ روز البته نه روزان

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :