بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/۱٠/٢٢

آمدیم تا ناز!

 

ما آمدیم. خوش آمدیم. همین جوری الکی پلکی که نیامدیم. با داریه و تنبک و ساز و تنبور آمدیم. البته یک وقت فکرهای بد بد نکنید! ما اهل حرکات موزون و ناموزون نیستیم!همین جوری سرو ساده آمدیم. نه با خودمان اتوبوس یا مینی بوس آوردیم. ونه چیز میز های دیگر.

ای با با انگاری که یک مقداری در فهامت! یا فهمیت خود دچار مشکل هستید!

منظورمان از مقصودمان این است که با خودمان هیچ کس را نیاوردیم .

مثل بعضی ها نیستیم که وقتی یک پست جدید می گیرند و می آیند بر مسند مسوولیت   و بر جای بزرگان تکیه میزنند، "حالا به مفت یا به گزاف" کلی افراد تازه می آورند و مسوولیت های تازه می آفرینند!

بله، ما آمدیم، تا ناز بنیاد کنیم! ای بابا این که بخشی از یک ترانه بید، ببخشید،بود که ما گفتیم و نوشتیم!

خودمانیم،این سریال برره هم خوب مردم رو گذاشته بید سرکار! به خصوص همین پول هایی که توسط یک عده از خدا بی خبر یا با خبر چاپ شده ودر دسترس عموم قرار گرفته! البته ما وارد معقولات نمی شویم و نمی گوییم که پولها هویت و شناسنامه و اعتبار یک کشور هستند و عکس های بزرگان و اماکن مقدسه روی آنها چاپ می شود نه عکس های حیوانات و شخصیت های مسخره برره ای ها!

بگذریم، ما آمدیم تا شما را نه اینکه بخندانیم،یا بگریانیم! که گریاندن کار ساده ای است! کافی است یک فیلم درام هندی نگاه کنید تا اشک هایتان از گوشه های چشمانتان سرازیر شود !

 ما آمدیم تا در کنار شما باشیم. البته ماستمان اصلا شیرین نیست! ترش هم نیست. ولی قابل خوردن است و هکذا هضم شدن! بستگی دارد که با ماستمان چگونه بر خورد کنید! ما آمدیم تا در کنار سردبیر خوس تیپ و با معرفت ندای بهبهان قرار بگیریم و یاد بگیریم آن چه که ایشان در چنته دارد.

البته با چنته که مخصوص باز کردن چيزگرفتگی هاست اشتباه نگیرید! هر چند که او مثل یک چنته در باز کردن راه های بسته مهارت دارد و با ارایه پیشنهاد های بکر، کاری می کند کارستان.

بله، ما آمدیم تا در خدمت شما عزیزان باشیم. که ما هرچه داریم از شما داریم.شمایید که به ما نیرو می دهید تا با عشق به کار بپردازیم. ای بابا ، باز که رفتیم توی وادی دیگر! هر کس نداند فکر می کند که ما سردبیر هستیم وتازه می خواهیم این نشریه را راه بیندازیم! خیر، ما ته دبیر هم نیستیم!" روح ا... " گل، سردبیر است.جدا که برازنده اش است.

بگذریم، انگاری این ستون توی وادی تعریف و تمجید رفت! ما آمدیم که انتقاد کنیم اما انگاری این آشی که ما از این به بعد می خواهیم بپزیم، آش دهان سوزی نیست!

شاید اول از همه دهان خودمان را بسوزاند! یعنی، اول سوزن را باید به خودمان بزنیم، بعد جوالدوز به آن هایی که درمسیر ما قرار گرفته اند!

البته شما عزیزان خواننده هم می توانید جوالدوز خورها را به ما معرفی کنید!

ببینیم چه می کنید. پس تا هفته آتی بدرود.

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :