بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/۱۱/٧

گالش پوش در تهران!

قسمت چهارم

 

در شماره قبل گفتم : آن چیزهایی که "جمشید" درباره ورزشکاران و قهرمانان رشته های مختلف ورزشی در سال های گذشته، یعنی آن زمان هایی که مسجدسلیمان برو بیا داشت، در هواپیما به من گفت و من یادداشت کردم توی منزل جاماند و بد بختانه هم حافظه ام یاری نمی کرد که برایتان بگویم .اما جمشید با اینکه سال های سال است که در آلمان زندگی می کند، هم حافظه اش خوب کار می کند هم حضور ذهن خوبی دارد. چه کنیم دیگه ؟!" روزان" پیرمان کرد!

"جمشید" گفت: در اولین بازی رسمی "علی محمد لجمیری" مرحوم "غلامرضا تختی" هم در مسجد سلیمان حضور داشت." تختی" پهلوی استادش مرحوم" پهلوان قاسم" آمده بود. در مسجد سلیمان قدیم، تا آنجا که من یادم است دو تیم" اینتر میلان" و" منچستر" داشتیم. اما جمشید می گوید: تیم" بنفیکا" هم در مسجد سلیمان در کنار این دو تیم بازی می کردند. در آن زمان بازیکنانی همچون: اخباری،  هوشنگ فدایی، هرمز پور حسن، افلاکی، گریک، دکتر صفریان،منوچهر یاوری، ابول زاده، که گفته می شود دروازه بان مثل او نداشتیم. کریم بوستانی، منصور رشیدی، ایرج و حسن سلیمانی، صفر ایرانپاک،شاهمراد کمایی و شکرخدایی، هوشنگ ممبینی، جمشید نصیر عباس، خراجی، بربره، جمالی یواش تور رو پاره کردی! لاله زار، و این اواخر کورش لرستانی و شهنی غلامپور. البته فوتبالیست های دیگری هم بودند که من نامشان را فراموش کرده ام .آن هایی هم که به یادم مانده اگر بخواهم ردیف کنم، هفتاد من کاغذ نیاز دارد! اما کسانی که هیچوقت از یادم نمی رود و هروقت اسم مسجد سلیمان می آید، نام این افراد به ذهنم می آید، عبارتند از: سلحشور، جواد صالحوند، کیش، غلام نصیر عباس، اصغر سلطانی که قضاوتش را در زمین دیده بودم.البته من به شخصه رینگ بوکسی را که می گویند سلطانی در جیب اش برای روز مبادا گذاشته بود، ندیده بودم. امااین کلمه ی "نبات " اصلن یادم نمی رود! به گمانم آن هایی که با این داور با حال آشنایی داشته باشند، این کلمه ی شیرین را نیز بشناسند! بگذریم .با همه ی این توصیفات سلطانی آدم با معرفتی بود . هر کجا هست خدایا به سلامت دارش. البته همه ی ورزشکاران مذکور و ذکر نشده را به سلامت دارد. انگاری یک سری حرف های خودمان را به اسم جمشید تحویل خوانندگان کردیم! بی خیال .

 جمشید ادامه داد: تیم شاهین مسجد سلیمان شرکت نفتی بود. وقتی که تیم تاج ، شاهین را شکست داد، "ایرج طهماسبی"،" لجمیری" را روی دوش سوار کرد و تا باشگاه نفتون برد. شاید هم طهماسبی، لجمیری را روی دوش تماشاگران گذاشت و او را تا باشگاه بردند. در هر صورت فرقی نمی کند. در باشگاه نفتون که فکر نکنم دیگر باشگاهی پیدا شود، طهماسبی 40-50 سیخ جیگر، با جیگر سریال برره اشتباه نشود!، منطور همان جگر است، جلوی لجمیری و چند ورزشکار دیگر گذاشت و گفت بخورید نوش جانتان. (کجا بودی شکم گرسنه ی من که در آن موقع دل سیری از عزا در بیاوری؟!)

جمشید،  سپس شروع کرد به نام بردن قهرمانان رشته های مختلف ورزشی:

علی قاسمی دو 110 متر – مرحوم ایرج بهادری، پرتاب چکش و دعوت به تیم ملی ایران. مسجد سلیمان در رشته ی بدمینتون سال های سال قهرمان ایران بود. فروغی، پروين و حجاریان قهرمانان این رشته بودند.

در تنیس کشور، نام های خیراله سلیمانی زاده ، جمعه قلی زاده ومرحوم هرمز حسین پور  می درخشید. جالب اینکه هر سه از تیره بهادروند شهنی بودند . 

واما وزنه برداران قهرمان آسیا: امیری منگشتی، عبدالرحیم نیک سرشت و شاه کرم کرم زاده بودند. البته اسم عسکرزاده هم برده شد ولی نمی دانم این ورزشکار قهرمان وزنه برداری بود یا رشته ای دیگر. یک دفعه با خواندن سفرنامه ما نگویید گالش پوش اشتباه نوشته است!

نوبتی هم باشه نوبت" خان بابا جهان بانی " است که یکی از بهترین بیلیارد بازهای ایران بود.  همچنین " داوود شکرخدایی" یکی از بهترین داوران شنای ایران بود. اما نمی دانم که چرا توی آب نمی رفت! 

البته سال های 49 تا 52  در مسجد سلیمان رشته ورزشی جدیدی شکل گرفت که نه تنها در کشور که در تمام دنیا گمان کنم بی سابقه بود .البته اگر هم سابقه داشت من که نه دیده بودم و نه شنیده. این رشته چیزی نبود جز" فوتبال در آب" آن هم با پا! بهرام یوسفی، داریوش یاوری، کاوس شهنی دانش، غلام حسین نصیری، علی رضا مهدی پور، ایرج بهادری، محمد شاه بیزن زاده، ناصرو شاپور کریمیان، حتل و احمد آفریدگان در این رشته هنر نمایی می کردند.

و اما شناگران: بهرام منجزی، علی بابا کمایی، بهرام عناوین و هاشم پروینیان بودند که هاشم به تیم ملی دعوت شد.

تیم واتر پلوی مسجد سلیمان یعنی شهر من قهرمان ایران بود. گشتاسب عبداله زاده ، ناصر و منصور کریمیان و محمد شاه بیزن زاده اعضای این رشته بودن دو همگی نیز بچه های نفتون .  

حتمن خوانندگان عزیز ایرج طهماسبی را می شناسند. او سال های سال مدیر باشگاه و تیم تاج و استقلال مسجد سلیمان و اهواز بود. ایرج بهترین پینگ پنگ باز ایران بود. همچنین برادران ازدری و علی محمد عالی پور در این رشته حرف های زیادی برای گفتن داشتند. 

بهترین دونده های صد متر ایران را اگر بخواهیم نام ببریم، باید از علیزاده، مهرآور شاپوری و غلام نصیرعباس بگوییم.

جمشید بعد از گفتن این اطلاعات و آمار ساکت شد . من هم چیزی نپرسیدم. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای رعد و برق و تگرگ و باران به گوش و چشم رسید! من که حسابی جا خورده بودم ! در دل چندین صلوات فرستادم و با خدا به راز و نیاز پرداختم. البته مسافران دیگر هم جا خورده بودند . چرا که 150 دقیقه تاخیری که پروازمان به تهران داشت ، ناشی از هوای بد تهران بود و ما اینک به نزدیکی های تهران رسیده بودیم. تگرگ همراه با باران به بدنه هواپیما می خورد و این پرنده ی آهنین بال را به تکان خوردن واداشت. از سوی دیگر آب ازسقف کنار پنجره هواپیما روی سر و صورت مسافری که جلوی ما نشسته بود می ریخت! مسافر مهماندار را صدا زد و خواستار چاره شد . من از فرصت استفاده کردم و گفتم:  باید سقف هواپیما کاه گل بشه! مسافران اطراف دهانشان باز شد و صورت هایشان گل انداخت! مهماندار رفت و به همراه یک نفر دیگر آمد و چند دستمال کاغذی آورد و داد به دست مسافر باران خورده. من دوباره گفتم: یکی بره روی هواپیما و سقفش را کاه گل کنه! مهماندار نگاهی به من کرد و تبسم کرد و رفت.  بعد ازگذشت دقایقی باران بند آمد و ما چراغ های کلان شهر تهران را دیدیم و خیالمان راحت شد که خطر رفع شده است. هواپیما بر بالای تهران که رسید رو به پایین رفت و ما خودمان را توی فرودگاه دیدیم .دقایقی هم روی زمین هواپیما راه رفت تا ایستاد. در این هنگام موبایل ها به صدا در آمد و پیام ها رد و بدل شد.توی سالن که رسیدیم من از جمشید و همسرش خداحافظی کردم و رفتم به طرف در خروجی. به گمانم تا همین جا برای امروز کافی باشد. پس تا فردا بدرود.

کا! هنوز ادامه دارد.

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :