بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/۱۱/۱۱

استخدام كارتن خواب هاي ليسانسه و بالاتر!!

 

 

شهردار هم شهردار تهران. هنوز بر سر كار جمع و جور نشده، ندا سر داده كه «پايتخت را متحول مي كنم» البته اين مطلب را پس از بهره برداري تقاطع كردستان ملاصدرا گفته است. شايد هم يكي از ابزارهاي تحول همين تقاطع باشد، كي مي داند!!

البته شهردار تهران به مردم تهران قول داده است كه در آينده ي نه چندان دور تحولات جدي در عرصه هاي مختلف را شاهد خواهند بود و اين تحولات را حس كنند.

مي گويم: آهاي بچه نفتون!

بچه نفتون سراسيمه وارد مي شود و مي‌گويد: امري داشتي جناب دل فراخ زاده؟

مي گويم: عرض داشتم، استاد! پيشكسوت! اين روزها مصاحبه هم مي كني. خوشم باشه! لطف بفرما و تيترهاي اين روزنامه ي « صداي عدالت» را برايم بخوان كه به عدالت سخت نيازمندم.

بچه نفتون روزنامه را از روي ميز برمي دارد و مي خواند: « در 6 ماه نخست امسال صورت گرفت؛ جمع آوري كارتن خواب هاي ليسانسه از سطح شهر»

با شنيدن اين خبر، انگاري كه زلزله آمده باشد، مي لرزم و مي گويم: چي؟ يك بار ديگر بخوان ببينم.

بچه نفتون مي گويم: قربان! درست نيست دوباره بخوانم.

مي گويم: براي چه؟

مي گويد: براي اينكه ديگران كه اين خبر را مي شنوند و نيز خود ليسانسيه ها، ناراحت مي شوند!

مي گويم: كجاي كاري بابا! ما تا حال كارتن خواب ليسانسه داشتيم، اما مسوولان از جمله ما! خبر نداشتيم؟!

بچه نفتون مي گويد: چه عرض كنم قربان؟ ولي به گمانم مسوولان خبر داشتند. اين تويي كه اگر دنيا را آب ببرد شما را خواب مي برد!

مي گويم: اين خبر را كه گفته است؟

بچه نفتون نگاهي عميق توي متن خبر مي كند و عينك  ذره‌بيني اش را بالا و پايين و مي گويد: « مدير امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران»

مي گويم: از كارتن خواب هاي ليسانسه بگو.

بچه نفتون دوباره توي خبر غرق مي شود و مي گويد: 19 كارتن خواب داراي مدرك ليسانس و بالاتر بوده اند.

در حالي كه سرم درد مي گيرد مي گويم: 19 نفر؟! ليسانس و بالاتر؟! توي خيابان و توي كارتن مي خوابيدند آن هم توي تهران، تهراني كه شهردارش رييس جمهور فعلي است؟

بچه نفتون مي گويد: عزيزان برادر! شهردار تهران و رييس جمهور چه كار دارد؟ خود اين 19 نفر دوست داشتند شب ها بروند توي كارتن و توي خيابان هاي تهران بخوابند و روزها نيز علاف و آواره ي خيابان ها شوند.

مي گويم: يعني به آنها كار و خانه و چند نقطه پيشنهاد و واگذار شد، اما اين ليسانسيه ها و فوق ليسانسيه ها و شايد دكترها نخواستند خانه هاي كارتني را رها كنند و بروند مثل ديگران از جمله مسوولان زندگي كنند؟!!

مي گويد: قطعن همين طور است!!

مي گويم: پس بگذار من از همين تريبون دلتنگي ها خطاب به اين كارتن  خواب هاي ليسانسه و بالاتر بگويم: « اي كارتن خواب هاي تحصيل كرده! كارتن ها را رها كنيد و به شهرداري تهران برويد، مگر نشنيده ايد كه شهردار فعلي تهران مي خواهد تهران يعني پايتخت را متحول كند  به گونه اي كه مردم تحولات را حس كنند! اگر شهرداري نمي رويد به دفتر رياست جمهوري برويد و سراغ كوچه يا خيابان عدالت را بگيريد! به گمانم كارتن خواب استخدام مي كنند!!»

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :