بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٥/۱/٢۳


تشنه ای مردم، او!

به خدا دیه خجالت ایکشم که درباره ی کمبود یا نبید یا نبود او یا آب در مسلیمون یا مسجدسلیمان چیزی بنویسم. اصلن بهتره مو به زبون فارسی یا پارسی بنویسم که شکر یا عسله.
شاید ایسا یا شما با لهجه ی شیرین بختیاری آشنا نباشین.
از صد سال پیش تا کنون - که نخستین چاه نفت در این شهرستان فوران کرد – تا کنون این شهرستان با معضل کمبود و گاهی نیز نبود آب مواجه است! چرا؟ نمی دانم!!
شاید مسوولان ذیربط و کم ربط خیلی دلسوز و کاری و تلاشگر و متعهد و متخصص و مردمی داشته ایم(!)
اگر به آن ها که دو کلاس سواد مواد دارند و یا این که بی سوادند اما با چند نفر نشست و برخاست کرده اند، بگویی : " وضعیت آب مسجدسلیمان چرا این گونه است؟ یعنی این که خراب است. و یا افتض. فکر می کنید چه می گویند؟
حتا اگر ندانند رودخانه کارون از 25 کیلومتری این شهرستان می گذرد و نیز سد شهید عباس پور در نزدیکی این شهرستان فعال است و یا از سد های کارون سه و کارون چهار نیز که در گوشه و اطراف مسجدسلیمان و ایذه قرار دارند چیزی ندانند، یک چیزی می گویند که دولتمردان ما عشق کنند!
در حقیقت ، خوزستان کلی سد دارد و پنج رودخانه درست و حسابی . درست نیست که مردمش تشنه لب باشند. راستی باید به کی یا چی و یا کجا شکایت کنیم؟!!
وقتی خبر هایی درباره ی انتقال آب کارون به رفسنجان – که نیاز به 500 کیلومتر لوله گذاری است – و یا خبر هایی در مورد انتقال آب دز به کویت و یا انتقال آب کارون به دیگر استان ها در رسانه های جمعی می خوانم و یا می بینم، انگاری نفسم می گیرد و دچار بیماری آسم می شوم!
حقیقتن، شنیدن و یا دیدن چنین خبر هایی ، نه تنها باعث تنگی نفس بنده – که موجب تنگی نفس همشهریانم و نیز کل خوزستانی های فداکار می شود.
شما وقتی همین دو روز پیش، در خبر ها بخوانید و یا بشنوید: " مسجدسلیمان مدت چهار روز آب نداشت" و یا شهروندان مسجدسلیمانی چهار روز بدون آب به سر بردند، چه احساسی پیدا می کنید؟
به گمانم کمترین واکنش شما، ابراز ناراحتی و نیز همدردی باشد. حتا اگر ایرانی نباشید.
راستی ! مسوولان خیلی خدمتگزار ذیربط و کم ربط ما در استان و نیز کشور چه می کنند؟
آیا وقتی که بدانند، مردم این شهرستان چهار روز بدون آب به سر برده اند، می توانند با خیال خوش آب زلال و تگری یا خنک بنوشند؟
ببخشید، نمی دانستم، این چیز ها توی گوش بعضی ها نمی رود و این عده، گوششان از این چیزا پر است.
چرا؟! چون، هر که به فکر خویشه / کوسه هم به فکر ریشه!
چون، کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من.
ببخشید، مزاحم اوقات فراغت و یا استراحت و یا کاری و یا چند نقطه ای مسوولان خیلی خدمتگزار شدم!!
مسجد سلیمانی ها، اگر آب ندارند، حتمن(!) مشکل خودشان است!! خب، چند تا درخت پسته توی شهرشان بکارند دیگه!
اصلن بروند و از مسوولان کم خدمتگزار کویتی و یا چرا راه دور برویم، بروند و از مسوولان دلسوزرفسنجانی و یا قمی و یا کرمانی و یا اصفهانی و یا یزدی – که می خواهند از سر چشمه های دز و کارون آب برداشت کنند- خواهش(!) نمایند که به فکر آن ها هم باشند!!
در نهایت، بعد از آب رسانی به همه ی نقاط جهان و ایران ، به فکر مسجد سلیمانی ها هم خواهند بود. آن ها که از کره ماه نیامده اند!
اگر مسجد سلیمانی ها در خیلی از چیز ها جزو اولین ها و یا نخستین ها بودند و یا هنوز هستند، در زمینه ی بهره مندی از آب شرب، آن هم به صورت شبانه روزی، می توانند جزو آخرین ها و یا کلن، آخرین باشند!
بعد التحریر: برای دلگرم کردن مسجدسلیمانی ها ، این همشهریان خوبم، از مسوولان خیلی خدمتگزار، تقاضا دارم، حالا که پای عمل عده ای لنگ است، لااقل چند تا شعار آبدار و درست و حسابی و چند وعده ی توپ سرخرمنی سر بدهند، تا این غول بی آبی ، که در این شهر جا خوش کرده، دمش را بگذارد روی کولش و برود!! ها بوومی! مکث نکنید! همون پدرمی ست!

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :