- اهواز (۳)
- خوزستان (۳)
- گرد و غبار (٢)
- روز خبرنگار (٢)
- 17 مرداد (۱)
- خاطره نویسی (۱)
- کلان شهر (۱)
- هفته بسیج (۱)
- جشنواره های ادبی (۱)
- هشتمین (۱)
- حبیب اله بهرامی (۱)
- گرد و خاک (۱)
- جشنواره (۱)
- تعطیلی مدارس (۱)
- پایتخت پنجره ها (۱)
- سران طوایف (۱)
- کیان پارس (۱)
- فروشگاه هدیه (۱)
- ادبیات امروز (۱)
- و بیانات استاندار خوزستان (۱)
- روز ملی ارتباطات و روابط عمومی (۱)
- جشنواره شعر و داستان خوزستان (۱)
- چهارمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان (۱)
- (خاکریز ماه) (۱)
- تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد (۱)
- برگزیدگان ششمین جشنواره (۱)
- ادبیات داستانی بسیج (۱)
- نخستین جشنواره (۱)
- وزیر شاکی بهداشت (۱)
- خسرو پی آفرین (۱)
- نکوداشت زنده یادان علی مقیمی (۱)
- و سیروس راد منش (۱)
- جشنواره شهر و رسانه (۱)
- ندای جنوب (۱)
- کیمیای ایران (۱)
- حبیب اله یهرامی شهنی (۱)
- اصول و فروع دین (۱)
- احساس مسؤولیت (۱)
- آیین شعرخوانی شاعران اهوازی و رامهرمزی (۱)
- باغ شهریار رامهرمز (۱)
- جشن زاد روز (۱)
- شاعر و منتقد معاصر کشور (۱)
- انجمن شعر اهواز (۱)
- استاد عبدالرضا قناد دزفولی (۱)
- انجمن ادبی اندیشه شوشتر (۱)
- آیین شعر خوانی (۱)
- زنده یاد عبدالرضا قناد دزفولی (۱)
- تشییع و خاکسپاری (۱)
- زنده یاد استاد قناد دزفولی (۱)
- همایش شعر سوگواری عاشورایی (۱)
- دکتر بهروز یاسمی (۱)
- پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان (۱)
- "صاف صادق اهوازی" (۱)
- هجدهمین (۱)
- خبرگزاریها (۱)
- ادارات و بانک ها (۱)
- شهنی (۱)
- منصور واحدی (۱)
- هنرمندان خوزستانی (۱)
- روز جهانی تاتر (۱)
- پنجمین جشنواره (۱)
- دینی و آیینی (۱)
- جشنواره سراسری (۱)
- درود (۱)
- دفاع مقدس (۱)
- خلیج فارس (۱)
- نوروزی (۱)
- ادبیات داستانی (۱)
- شعر دوست (۱)
- بختیاری (۱)
- فرماندهان (۱)
- سپاه (۱)
- برترین ها (۱)
- جشنواره (۱)
- همایش (۱)
- داستان (۱)
- شهادت (۱)
- ادبیات (۱)
- مطبوعات (۱)
- نخستین (۱)
- سال نو (۱)
- محسن رضایی (۱)
- فرودگاه (۱)
- عناوین مطالب
- اردیبهشت ٩۱
- فروردین ٩۱
- اسفند ٩٠
- بهمن ٩٠
- دی ٩٠
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- امرداد ٩٠
- تیر ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- مهر ۸٩
- شهریور ۸٩
- امرداد ۸٩
- تیر ۸٩
- خرداد ۸٩
- اردیبهشت ۸٩
- فروردین ۸٩
- اسفند ۸۸
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- تیر ۸۸
- خرداد ۸۸
- اردیبهشت ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- بهمن ۸٧
- دی ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- اسفند ۸٦
- بهمن ۸٦
- دی ۸٦
- آذر ۸٦
- آبان ۸٦
- مهر ۸٦
- شهریور ۸٦
- امرداد ۸٦
- تیر ۸٦
- خرداد ۸٦
- اردیبهشت ۸٦
- فروردین ۸٦
- اسفند ۸٥
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- آذر ۸٥
- آبان ۸٥
- مهر ۸٥
- شهریور ۸٥
- امرداد ۸٥
- تیر ۸٥
- خرداد ۸٥
- اردیبهشت ۸٥
- فروردین ۸٥
- اسفند ۸٤
- بهمن ۸٤
- دی ۸٤
- آذر ۸٤
- آبان ۸٤
- مهر ۸٤
- شهریور ۸٤
- امرداد ۸٤
- تیر ۸٤
- فروردین ۸٤
- اسفند ۸۳
- بهمن ۸۳
- دی ۸۳
- آذر ۸۳
- آبان ۸۳
- مهر ۸۳
- شهریور ۸۳
- امرداد ۸۳
«لك ليوه» در تركيه!
ديروز براتون نوشتم كه از داخل اتوبوس كه به طرف تركيه مي رفت به سوي اهواز و منطقه ي زيتون پرتاب و در آنجا با باند عقرب به گپ و گفت مشغول شدم كه ناگهان با اقدام ناجور «علي بلوكي» به سمت راست هليدم! يعني بدن خود را هل دادم كه ناگهان كف اتوبوس به زمين خوردم و متوجه شدم كه هنوز توي اتوبوس هستم.
اينك ادامه ماجرا:
اتوبوس همچنان توي جاده مي تاخت و صداي پايكوبي و دست كوبي و شادي مسافران ادامه داشت و من و دوست كاشاني ام كه بيشتر توي خودمان بوديم تا تماشاچي اين شادي كنندگان، فقط وقت مي گذرانديم كه زودتر به مقصد، كه همانا استانبول بود، برسيم.
يكي از مسافران كه قبلن نيز گفتم، شد هم اتاقي من، از من خواست كه چند جوك و موك تعريف كنم، اما من كه حال حرف زدن نداشتم چه رسد به گفتن جوك، نيشم را باز كردم و گفتم: چند تا بگم؟ او با خوشحالي گفت: هر چند تايي كه دوست داري.
گفتم: سه تا جوك خوبه؟ اين دوست ترك زبان گفت: آره! از اين بهتر نمي شه. من هم كه موقعيت را مناسب نمي ديدم، چرا كه صداي بزن و بكوب و چند نقطه بر همه ي صداها مي چربيد، گفتم: جوك! جوك! جوك! اين هم سه تا جوك كه خواستي!
عده اي از بغل دستي هايش نيششان تا بناگوش باز شد. خودش نيز تبسمي در چهره اش نشست. اما با اين حال گفت: اين هم بد نبود. اما دو، سه تا جوك برامون تعريف كن. خوزستاني باشي و اهل جوك نباشي؟
گفتم: باور كنيد، اصلن حالش نيست. بذارين يه فرصت ديگه. الآن خوابم ميآد. از بس كه نون يا چرك خوردهام خواب، چشمام رو پر كرده.
اين دوست كه فكر كنم اسمش «احمد» بود گفت: باشه. هر چه شما بگي. سپس شروع كرد با بغل دستياش صحبت كردن و من هم چشمام رو بستم و شروع كردم به شمردن گوسفند! آن هم از يك تا 100، اما مگه استرسي كه توي وجودم بود مي گذاشت بخوابم. به ناچار شروع كردم از 100 به پايين كه نمي دانم روي كدوم عدد بود كه رفتم توي دنياي هپروت!
- افندي! تاكسي؟
- افندي خودتي ! من لك ليوه ام. تاكسي هم نمي خوام. مگه چقدر پول توي جيبمه كه تاكسي بگيرم . مي گم اين ايستگاه اتوبوس كجاست؟
منظورم «باس» است. سپس دستام را باز كردم تا نشونش بدم كه منظورم اتوبوس است نه ميني بوس و يا تاكسي و يا چند نقطه.
راننده كه انگاري آدم نديده بود، با تعجب گفت: كيفين ياقچيد؟!
فوري گفتم: كيفين خودت ياقچيد! كيف من حالكه. زينه. خوبه، وري گوده!
راننده همچنان كه مبهوت بود گفت: اوكي (OK) وريگود. سپس راهش را گرفت و رفت. من هم راهم را گرفتم و رفتم اتوبوس پيدا كنم. هنوز چندي نرفته بودم كه دستي روي شانه ام خورد. برگشتم و نگاهي به سر تا پاي آقايي كه جلويم ايستاده بود كردم و گفتم: فرمايش؟
طرف تا صداي مرا شنيد با خوشحالي گفت: شما ايراني هستي؟
دوباره نگاهي به سر تا پا و سپس پا تا سرش انداختم و گفتم: آره!
شما چي؟
طرف هم بلافاصله گفت: منم ايراني ام. سپس دستش رو به طرفم كشيد و گفت: سلام. منم دستش را فشار دادم و گفتم: عليك. چه كمكي از من برمي آيد؟
طرف در حالي كه چهره اش از خوشحالي گل انداخته بود، گفت: خواهش مي كنم. من از اينكه با يك ايراني آشنا شده ام و در حقيقت هموطن خود را پيدا كرده ام خيلي خوشحالم.
دوباره نگاهي به چهره اش انداختم و گفتم: طرف! اين جا كه پر از ايرانيه! شما اگه افراد اين جا را بشماري، از هر 10 نفري، 3-4 نفرشون ايرانيه! فقط از ديدن من خوشحال شدي؟
طرف كه انگاري حالش گرفته شده بود، گفت: ولي چهره ي شما خيلي برام آشناس. يك نيرويي مرا به طرف شما كشاند و دوست دارم بيشتر با شما آشنا بشم.
دستانم را به كمرم زدم و گفتم: چه نيرويي؟ جاذبه ي زمين بود و يا نيروي نيوتني؟
طرف كه فكر كنم درست متوجه منظور من نشده بود- هر چند كه خودم نيز متوجه حرفم نشده بودم! گفت: نمي دونم! احساس مي كردم كه شما آدم جالبي هستي و من مي تونم به شما اعتماد كنم.
اين بار نگاهي به سر تا پاي خودم انداختم و كلي خودم را ديد زدم و سپس به چشمانش كه برق ميزد نگاه كردم و گفتم: مگه من چه كاره بيدم؟!(ببخشيد، سال 64 كه سريال «برره» پخش نمي شد كه بخواهم از لهجه ي من درآوردي بازيگران آن استفاده كنم!) مگه من چه كاره هستم و يا چه شكلي دارم كه توجه شما را به خودم جلب كردم؟!
طرف كه انگاري سيم برق بهش وصل كرده بودند و مدام اين پا و اون پا مي كرد و در حقيقت خيلي خوشحال به نظر مي رسيد، از اين كه مرا توانسته زيارت كند! گفت: شما انسان جالبي هستيد. تا حالا مثل شما خوش زبان و با حال و چند نقطه نديده ام!
عجب! اين طرف از كجا مي داند كه ما از چند نقطه استفاده مي كنيم كه اين چند نقطه را در حين حرفهايش به كار مي برد!
دست روي شانه اش گذاشتم و گفتم: كا! جغله! ولك! افندي! هي! منو نگاه كن.
طرف منو نگاه كرد. يعني چشم توي چشم من انداخت و گفت: در خدمتم. بلافاصله گفتم: در خدمت چي هستي؟! طرف گفت: هرچه شما بگيد.
گفتم: مگه قراره كه من چيزي بگم؟! طرف گفت: مگه خودت نگفتي نگاه كن؟
گفتم: من گفتم نگاه كن. اما نگفتم كه به حرفهام گوش كن. طرف گفت: پس نگاه كنم كه چطور بشود؟
گفتم: نگاه كن و ببين كه اگه پشت گوشت رو ديدي ميتوني منو تيغ بزني!
من خودم اين كاره ام. تخم مرغ را رنگ مي كنم و به جاي آدم مي فروشم! طرف كه از حرفهاي من چيزي دستگيرش نشده بود، مثل خودم كه نمي دونستم چي دارم مي گم! گفت: من كه تيغ ندارم! عجب آدمي هستي. من مي خواستم باشم دوست بشم.
گفتم: دوست بشي كه چطور بشه؟ اين همه آدم توي تركيه ريخته، تو اومدي چسبيدي به من؟! مرد حسابي من هزار تا گرفتاري و بدبختي دارم. برو به كارت برس حتمن مي خواي پاسپورت منو كش بري نه؟!
طرف كه از اتهام من حسابي حالش گرفته شده بود، يك مرتبه يقه ي پيراهنم رو گرفت و گفت: تهمت دزدي هم به من مي زني؟ ها! حالتو مي گيرم. من هم يقه ي پيراهنش رو گرفتم و گفتم: حال منو مي گيري؟ تو بچه اي! بايد شير بخوري!
خلاصه، سرتون رو درد نياورم. يقه هاي همديگر رو گرفته بوديم و ول نمي كرديم كه ناگهان پليس ترك سررسيد و گفت: افندي! وسط خيابان چه مي كنيد؟
بزن كنار (البته اين قسمتش رو ترجمه كرده ايم. چرا كه تركي بيل مي ريم!)
من هم گفتم: اتفاقن من هم دارم كنار مي زنمش! اما وقتي كه نگاه كردم ديدم تقريبن وسط خيابان هستيم! يقه ي همديگر رو ول كرديم و رفتيم كنار خيابان و دوباره يقه هاي همديگره رو چسبيديم و قبل از اين كه پليس بيايد و ما رو جدا كند يك مشتي توي صورتش كوبيدم كه صداي آخي بلند شد و يك سيلي توي گوشم خورد ! عجب! اين خانم كه جلوي ما نشسته چرا توي گوش ما سيلي زد!
دوست كاشاني ام گفت: لكي جون چه مي كني؟ چرا توي سر اين خانم زدي؟
در حالي كه گوش و چشمانم را نوازش مي كردم گفتم: من يقه ي طرف رو گرفته بودم. او كجا رفت؟!
دوست كاشاني ام گفت: طرف كيه؟ تو زدي پس كله ي اين خانم!
تازه دو ريالي ام افتاد كه چه دسته گلي به آب داده بودم. از خانم گل منگولي عذرخواهي كردم و با خود گفتم: طرف! لعنت به تو! فقط گيرت نياورم. حالتو مي گيرم!
دوست كاشاني گفت: تا چند ساعت پيش صحبت از «علي بلوكي» و «احمد كندر» مي كردي حالا از طرف مي گويي. خب نخواب!
من هم يك به چشمي گفتم و گوش دادم به آهنگ ديم بالا ديم با ! هر چه باشد بهتر از دست به يقه شدن با طرفه!
فعلن تا همين جا كافيه. ادامه ماجرا را فردا پيگيري كنيد. بدرود و خدا نگهدار.
- با حضور آیت ا... شفیعی نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری؛
- پنجمین جشنواره ادبیات داستانی دینی و آیینی خوزستان برگزیدگان اش را شناخت؛
- دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در آیین گرامی داشت زنده یاد قناد دزفولی:
- دکتر محسن رضایی در جمع عده ای از هنرمندان خوزستانی در منزل مرحوم منصور واحدی:
- در همایش نوروزی ایل بختیاری؛
- سال نو بر شما عزیزان خجسته باد
- مدارس و ادارات اهواز بعد از شروع فعالیت تعطیل شدند؛
- در هجدهمین جشنوارهی مطبوعات و خبرگزاریهای کشور؛
- برگزیدگان هشتمین جشنواره ملی داستان کوتاه مهر دورود معرفی شدند
- دهه فجر خجسته باد؛
- "صاف صادق اهوازی" در بازگشت پیروزمندانه از "موسیه" در فرودگا
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد؛
- گزارشی از پنجمین جشنواره شعر دفاع مقدس خوزستان؛
- گزارشی از همایش شعر سوگواری عاشورایی در اهواز؛
- در آیینی با حضور اهالی ادب و هنر و بدون حضور مسوولان استانداری خوزستان؛
- استاد عبدالرضا قناد دزفولی درگذشت؛
- در پنجمین روز از بزرگداشت هفته بسیج برگزار شد؛
- به همت انجمن شعر اهواز صورت گرفت؛
- گزارشی از آیین شعرخوانی شاعران اهوازی و رامهرمزی در باع شهریار؛
- حبیباله بهرامی(شهنی):
- در دومین جشنواره شهر و رسانه؛
- داستان؛
- رباعیات و دو بیتی های ایثار
- یاد شهیدان همیشه در دل ها سبز و معطر باد؛
- دکتر خواجات در آیین نکوداشت "علی مقیمی" و "سیروس راد منش"؛
- حبیبالله بهرامی:
- به بهانه 17 مرداد روز خبرنگار؛
- به یاد شهید مظلوم دکتر بهشتی و یاران با وفایش؛
- حبیبالله بهرامی:
- از سری حکایت های بچه نفتون؛
- ایران - خوزستان - مسجدسلیمان
- هوشنگ چالنگی
- مسجدسلیمان شهرمن
- خبرگزاری توسعه بختیاری
- بهمن ساکی
- خیس در سکانس صفر
- شهر من پارسوماش
- مسجدسلیمان
- الفبا
- شاهزاده ی بختیاری
- صاف صادق اهوازی
- خوزستان سلام
- مهدی مکارمی
- مکتوب
- مجله خانواده سبز
- دانشگاه آزاد درود
- وب نوشت ابطحی
- اصالت بختیاری
- تی به رهت ایمنم
- welcome to my blog
- ممد اهوازی
- آتی بان
- فرشته ای از جنس آفتاب
- سایت شخصی سعید آژده
- انجمن صنفی روزنامه نگاران
- خبر گزاری های ایران
- سوتيام
- متولد ماه مهر
- عمو لره
- لر آپ نیوز
- قلم جنوب
- تی به رهت ایمهنم
- تاریخ وفرهنگ بختیاری
- بختیاری ها
- قوم بختياري
- مولانا (مولوي)
- تاريخ ادبيات ايران
- ادبيات داستانی
- متولد 01/01/عشق
- از هر دری سخنی
- ادبی - سياسی و ...
- جدید نیوز
- مندیر بهارون
- کلاغ
- آب به چاله ريز
- خانه داستان
- هفتان
- پندار
- خوابگرد
- یک لربلاگ
- زنده رود
- پارسوماش
- بچه m.i.s
- انجمن فرهنگی هنری سایه
- دوستداران زاگرس
- خبرگزاری فارس
- تعاونگران
- گروه تیاتر زهور
- پرت و بلا
- نسیم هزار آرزوی فریبا
- خانه ی بختیاری
- سید علی صالحی
- روزنامه شرق
- بختياري هيجار
- تیام
- اهواز- مسجدسلیمان
- روزنامه های ایران
- کامپیوتر
- نصب عکس و فیلم و موسیقی
- سرود بختیاری
- خبر گزاری ایسنا
- دنیای کامپیوتر و ماهواره
- سنگچین
- بچه mis
- dahio - web dirctory
- پژواک خاموش
- شب غزل
- ادبی - سياسی - اجتماعی
- سايت رسمی احمد شاملو
- سايت فروغ فرخزاد
- سايت تبيان
- عشق عليه السلام
- سال های تا کنون
- تا ماه راهی نیست
- ابوالفضول الشعرا
- سی دل تو
- انامک
- بن آسياب
- gelayeh
- صلح و دوستی
- شاعرانه
- سيد مهدی شجاعی
- پرویز بیگی
- هفتکل
- خماردونی
- نيايش
- داستان سرا
- شعر و موسیقی
- برد شیر
- من دانای کل هستم
- هوش های چندگانه
- اداره کل تعاون خوزستان
- کمی تا قسمتی جدی
- دلشوره
- شیهه ی زخم
- خاطرات من ساده دل
- ثبت نام متقاضیان فاقد مسکن
- ثبت نام متقاضیان کسب و کار
- بهزاد خواجات
- لیست وبلاگ های به روز شده
- علم امروز
- ميراث فرهنگی خوزستان
- سوته دلان
- تلاوت قرآن با صدای عبدالباسط
- ارتباطات
- سايت مرجع متخصصين ايران
- فرزاد نامی و فرهاد نامی
- با تو هستم غريبه
- ورود با ... ممنوع
- هالو زال
- شعر ملایر
- شیهه ی آفاق
- عرفان، آزادی، برابری
- لرياتی
- خوربه
- خارج از محدوده
- مسیح
- ارتباطات
- کرانه گمنام
- سلام حقگو
- حقگو
- درود بر دختران و پسران امیدیه
- جایی شبیه قلب من
- شعر بختياری
- عطش عشق
- زود باش بیا تو
- پایگاه خبری شوشان
- تعاونگران
- كتابچه كارتون آيناز
- یادداشت های یک دانشجو
- موبايل و بازی
- باغ باران
- مهربانی نگاهت را دوست دارم
- جديد نيوز
- آخرين پیاده جهان
- شعر و دل نوشته ها
- لرياتی
- نخستین فصل کتاب عشق
- مسجدسليمان
- زهرآب
- گشت و گذار
- همتبار
- فهرست وب سایت های ایرانی
- کارون
- جنبش ادبیات مجازی ایران
- photodidar sport
- مانی بختیاری
- عباس قنبرى عديوى - سلام هم تبار
- گنجینه خاطرات
- انجمن شاعران ایران
- مثل باران مثل بودن
- حقيقتِ ساده
- دلفین هایی که با من شنا کرده اند
- قصری پر از عکس
- tinypic.com
- یزدان سلحشور
- وب شخصی حسین چراغی
- سلام خورزمار
- شعری که زندگیست
- ما روزنامه نگاریم
- ابتکار سبز
- لینک بازی
- به سایت خوتون خوش ویدین
- فرزندان زاگرس
- پژوهشکده تاریخ-فرهنگ وادبیات قوم بختیاری
- بانک فراخوان
- مسجد سلیمان شهر ما خانه ما
- وب نوشته های غلامرضا فروغی نیا
- محله ی ما
- همشهری
- حکایت های بچه نفتون
- میهمانی بی پایان
- پرسه های اندیشه
- بانوی مکتب عریان
- دلپرسه (پرسه در پرسه ها)
- برون
- برون نیوز
- منوچهر برون
- کانون هواداران باشگاه نفت مسجدسلیمان
- همکلاسی ها
- باران شـــعر خــزان
- مجله اینترنتی ناونیا | وبلاگ میلاد اشرفی
- ادب و هنر ایذه ، شعر
- بهبهان نگاشت؛ دیروز و امروز و فردا
- جايزه ادبي ايران
- مثل باران، مثل بودن(ادبیات و هنر)
- خط های خاطره
- سازه نیوز
- ایبنا نیوز
- کُلول
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
