بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٦/٢

 

نزدیک بینان دوربین سیما!

 

وارد دفتر کارم می شوم تا اخبار تلویزیون را تماشا کنم که می بینم جناب " تمام رو" جلوی تلویزیون نشسته و دارد شبکه سه را تماشا می کند.

سلامی می کنم و روی صندلی پشت میز می نشینم . آخیشی می گویم و به صندلی چرخان تکیه می دهم.

"تمام رو" همچنان مشغول تماشای جعبه ی به ظاهرجادو است!

رو به تمام رو می گویم : یارو! مثل این که سلام کردیم ها!

تمام رو بدون این که رو از جعبه ی جادو برگیرد ، می گوید: سلام!

می گویم : تو نگاه من کن. حواست کجاست؟!

او با بی خیالی می گوید: مگه نمی بینی دارم فوتبال تماشا می کنم؟!

می گویم: انگاری حالت خوب نیست! من می خوام اخبار تماشا کنم. به من چه که داری فوتبال نگاه می کنی! انگاری توی مغزت فرو نرفته که این جا من رییسم.

تمام رو با بی میلی بلند می شود و نیم نگاهی به من می کند و می خواهد از اتاق بزند بیرون که صدایش می کنم: تمام رو! کارت دارم.

او سر جایش می ایستد و منتظر می ماند.

می گویم: تو که می دانی من این وقت ها اخبار استانی نگاه می کنم.

می گوید: ولی خیلی وقته اخبار تمام شده. گفتم فوتبالی نگاه کنم.

می گویم: ساعت من داره نشون می ده که تازه شروع شده.

می گوید: توی ساعتت مگه لاکپشت رفته که عقربه های آن این قدر کند حرکت می کنن؟! اتفاقن پیش پای شما کانال رو عوض کردم ؛ اما چیزی متوجه نشدم! تازه این شبکه استانی چی داره که این قدر سنگش رو به سینه می زنی؟!

می گویم : کلی برنامه تولیدی متنوع و بیننده داره . انگاری توی باغ و نخلستان نیستی؟!

می گوید : کدوم برنامه؟! کدوم بيننده ؟! از کجا آمار گرفته ای ؟ نشان دادن سریال ها و فیلم های تکراری شبکه های سراسری و ماهواره ای به نظر شما هنره؟!

می گویم : پس این همه سریال و برنامه های کودک و بزرگ مثل نحلستان و آهنگ های متنوع و اخبار و گزارش را نمی بینی؟!

تمام رو چپ چپ نگاهم می کند و می گوید: نخلستان هم شد برنامه؟! این قدر بی جذبه و خشکه که کسی نگاه نمی کنه. هرچند که این آقای آرین به کارش مسلطه ، اما از این حرف های تکراری زیاد شنیده ایم. چنین برنامه هایی حرفی برای گفتن ندارن. تازه همزمان با این برنامه های خسته کننده ، شبکه های کشوری سریال های ایرانی جالبی مانند : راه بی پایان ، جواهری در قصر ، ما چند نفر ، مدار صفر درجه ، سال های برف و بنفشه ، گل بارون زده ، چارخونه و سریال های خارجی مثل : پلیس های موتورسوار ، کاراگاه لستر ، افسران پلیس و پرستاران و نیز فیلم های سینمایی پخش می کنند. خب ، کلاه خودت رو قاضی کن و صادقانه بگو تو و خانواده ات حاضرید این سریال ها را بی خیال شوید و برنامه نخلستان یا دیگر برنامه های کم رمق و خشک و بی روح استانی را نگاه کنید؟! يه چراغعلی هم ، سال های گذشته توی شبکه استانی می اومد و مردم رو می خندوند که از اون هم خبری نيست. انگاری از اين شبکه خنده در رفته!

با این که جلوی تمام رو کم می آورم ، اما به روی خود نمی آورم و می گویم: مرد حسابی ! معلومه چه می گی؟! هر غدایی یه مزه می ده . باید بچشی و حال کنی.

تمام رو می گوید: البته خودم آخر شب می شینم و اخبار استانی رو نگاه می کنم. تازه ، سریالی در رابطه با امداد هست؟ فکر کنم اسمش پلیس امداد باشه ، می شینم و نگاش می  کنم . هر چند که دو سه سال پیش از دیگر شبکه ها دیدمش. اما از بس با آنتن سر خود تلویزیون ور می روم که پدرم در می آید! هر کاری می کنم تصویر این شبکه استانی که چند قدمی منزلمونه ، درست نمی شه و مرتب برفک و چند تصویره تحویل می گیرم!

می گویم: ولی این حرفا باعث نمی شه که تلاش ها و این همه جوایزی که این شبکه در جشنواره استان های کشور کسب کرده ، زیر سوال و آکولاد ببریم!

تمام رو که تا به حال ایستاده بود ، می نشیند و می گوید: ای بابا! انگاری از هیچ جا خبر نداری! در این جشنواره حدود 350 جایزه به برنامه های استان ها تقدیم شد که سی و چند جایزه هم به بچه های ما رسید. اگه در باره ی آن جایزه ی برترین ها هم خواسته باشی ، شیرفهمت کنم که هر سال این جایزه رو به یک استان تقدیم می کنند که امسال نوبت ما شد و شاهين بخت روی سر بچه های ما نشست ! اگه سال آینده هم این جایزه رو بردیم ، اون وقت گردنم از مو باریک تره و خودم رو محکوم می کنم به دیدن تمام بر نامه های شبکه استانی. حتا برنامه هایی که سر از اونا در نمی آرم!

می گویم : عجب کشفی نموده ای ؟! حالا بگوحرف حسابت چیه؟!

تمام رو می گوید: دیدی چه قدر برای این جوایز تبلیغات کردند و به خودشون تبریک گفتن و نوشابه باز کردند ؟! باور کن بعد از شنيدن چند باره ی اين خبر ، چند روز و چند شب ، هر چه نشستم و اين شبکه رو نگاه کردم که ببينم اين موفقيت ها برای چه کارهايی بوده که من هم از اونا عشق کنم و هم به دست اندرکارانش تبريک بگويم ، چيزی دستگيرم نشد ! در حقيقت نه چيزی گفتند و نه چيزی شنيدم! فقط وقت خود رو تلف کردم! تازه ، من که حرفی ندارم. در شبکه ی استانی ، فقط  اخبار و همون پلیس امداد یا هر اسمی که داره  رو نگاه می کنم. ناراحت که نیستی؟!

می گویم : من چرا ناراحت باشم ؟! اصلن به من چه . می خوام سر به تنت نباشه که نتونی اخبار و اون سریال رو هم نگاه کنی! راستی ! چرا این شبکه استانی ، برنامه های جذاب تولیدی نمی سازه؟

می گوید : باکدوم نویسنده و کارگردان و تهیه کننده؟

می گویم : ما که معدن هنریم و کلی هنرمند و نویسنده داریم.

می گوید : متاسفانه نگاهمون به اون دوردوراست و جلوی پای خودمون رو نمی بینیم. در حقیقت ، آن چه خود داریم ز بیگانه تمنا می کنیم.

می خواهم جواب حسابی بهش بدهم ، اما تمام رو راهش را می گیرد و از دفتر می زند بیرون! به گمانم می خواهد برود خيابان و خيل مشتاق شهروندان رو به نديدن برنامه های استانی تشويق کند! در صورتی که نمی داند تمام مردم استان و حتا ايران برنامه های شبکه استانی سيما را نگاه می کنند. ضمنن ، اين جا علامت تعجب نمی گذارم تا حال تمام رو گرفته شود.

 می بینید خوانندگان محترم؟  من از دست و زبان اين تمام رو به کجا پناه ببرم؟! به نظر شما ، بروم توی "نخلستان" قايم شوم و" چارحونه " را به ياد "چراغعلی "، نگاه کنم. کی به کیه!

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :