بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/٦/٢٥

اعتراض وارد نيست!! 

  

روزنامه ها از مرگ شرکت کشت و صنعت هفت تپه خبر می دهند. آن هم از قول فرماندار شهرستان شوش.

محمد حسن پرآور می گوید :" این کارخانه به علت واردات بیش از حد شکر ، مشکل یخ زدگی نیشکرها در سال گذشته و نیز تعمیرات اساسی کارخانه به علت فرسودگی و بافت قدیمی کارخانه در تامین هزینه حقوق تاخیر کرده است. "

فرماندار شوش اضافه می کند :" این عوامل موجب شده کارخانه با مشکل نقدینگی و کاهش تولید روبه رو شود. "

وی خاطرنشان می کند : "عمر مفید کارخانه تمام شده است ." اما اعلام می کند " از ابتدای امسال تزریق پول از طریق تسهیلات بانکی انجام شد."

با خواندن سرسری این خبر مسرت بخش(!) ، می توان به عمق چیزهایی که به فکر می رسد ، پی برد.

به راستی کارکنان این شرکت چرا اعتراض می کنند؟!

اگر در پرداخت حقوق این کارکنان تاخیرمی شود ، حتمن مسوولان خیلی خدمتگزار حق دارند!! از سوی دیگر ، کارکنان حق ندارند اعتراض کنند! اگر خیلی ناراحت هستند ، بروند و جای دیگری مشغول به کار شوند.

خب ، برخی از ما بهتران که در کار واردات هستند ، می خواهند کار و کاسبی کنند.

اگر شکر وارد می کنند ، برای شیرین کردن چای و دهان شما است!! اگر نمی خواهید دهانتان شیرین شود ، اشکالی ندارد. اصلن می خواهند دهان خودشان عسلی شود! به کسی ربطی ندارد!! اگر کار خلافی می کردند که  توسط مسوولان خیلی خدمتگزار ، به حسابشان رسیدگی  می شد. اگر هنوز شکر وارد می شود که می شود ، شاید حکمتی توی کار است که ما خبر نداریم! لازم هم نیست که ما  بدانیم. بلکه خیلی فضول باشیم که نیستیم!!

اگربرخی از مسوولان این کارخانه ، وام هایی را گرفته اند و در راه این کارخانه هزینه نکرده اند ، حتمن راه این کارخانه آسفالت بوده و نیاز نبوده که در این راه خرج کنند. به احتمال قوی رفته اند در راهی دیگر که شوسه بوده و نیاز به آسفالت داشته ، هزینه کرده اند که نوش جان اینان و آنان باشد! چرا می خواهیم از همه چیز سر در بیاریم؟!

من که فکر نکنم عمر مفید این کارخانه تمام شده و به سر آمده ، بلکه این عمر تسهیلات و وام های گرفته شده توسط مسوولان این کارخانه است که به اتمام رسیده!

البته پول را نمی شود به داخل این کارخانه تزریق کرد. چرا که سرنگی که بتواند این کار را انجام دهد ، هنوز ساخته نشده است!                              

به گمانم ، این پول را تبدیل به مایع آت ! از جمله آب یا خون یا چیز دیگر کرده اند و گذاشته اند توی شیشه ، تا خوب بار بیاید و بعد بتوانند در جایی که خسروان صلاح می دانند و یا می بینند ، هزینه کنند و یا بریزند!

از سوی دیگر این مشکل یخ زدگی نمی دانم چه گونه حادث شده است ، چرا که زمستان خوزستان به گونه ای نیست که چیزمیزها یخ بزند! به گمانم ، برخی شعارها و وعده ها باعث شده که کارکنان واکنش نشان دهند و واژه ی یخ کنی را در مقابله با وعده های مسوولان خیلی خدمتگزار، بر زبان آورند!

خب ، می خواستند از این کلمات ناجور و کارشکن و یخ ساز استفاده نکنند.

 حالا که فکر این جا را نکرده بودند ، پس با مشکلات و چند نقطه های این کارخانه بسوزند و بسازند یا بسازند و بسوزند! مسوولان به موقع آتش نشانی خبر می کنند. کی به کی هم نیست که!                                                      نیم رو

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :