بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱۱/٤

آمبولانس جنگی در تهران !!

تا حال همه چیز دیده بودیم به جز آمبولانس جنگی ، آن هم در عصری که 19 سال از زمان جنگ گذشته است.

البته این آمبولانس دست کمی ازاتوبوس نداشت . چون به راحتی بیش از 10 نفر را جابه جا می کرد !

در حقیقت آمبولانسی که بتواند 10 نفر را جابه جا کند ، باید در کتاب رکوردهای " گینس " به ثبت برسد و در برنامه ی دیدنی های تلویزیون نیز به نمایش در آید تا دنیای به ظاهر مترقی – که چشم ندارند ابداعات و هنرهای زورچپان ، ببخشید ، هنرهای دیدنی و تازه ی ما را ببینند – از حسادت بترکند !!

در تعجبم که عده ای مدام از هنرها ، تکنیک ها ، تکنولوژی و صنایع و ابتکارات مدرن کشورهای اروپایی و آمریکایی داد سخن می دهند ، اما این چیز میزها را در جلوی چشمشان در همین تهران بزرگ – که پایتخت دولت مهرپرور و عدالت گستر است - نمی بینند !

از آن جا که خیلی ها از این آمبولانس جنگی و اتوبوسی – که از آن بیمارستان شریعتی تهران بزرگ است – خبر ندارند تا ضمن دیدن آن از مسوولان و دست اندرکاران این بیمارستان به خصوص وزیر محترم بهداشت ، درمان و آموزش حمل بیمار ، ببخشید ، آموزش پزشکی نیز تشکر و قدردانی کنند ، بنده بر خود واجب می دانم که در این جا به بیان دیدنی و لمس کردنی روز چهارشنبه سوم بهمن جاری در این اتوبوس اشاره کنم تا همگان به ویژه مقامات خارجی با هنری که هماره نزد ماست و لاغیر !! آشنا شوند و تلاش کنند این هنر بکر و مردمی !! را در کشورشان پیاده کنند که هم فال است و هم تماشا و هم مشت محکمی بر دهان آمریکا و حامیانش که در حمل و نقل بیماران و همراهان بیمار و" پزشکان " و " بیماربران" حداکثر استفاده را از آمبولانس نمی کنند !!

آهای خارجی های پرمدعا ! مدعیان دفاع از حقوق بشر و سازمان های ملل ! اگر بعدازظهر سوم بهمن ، آمبولانسی را که از بیمارستان شریعتی تهران به طرف بیمارستان فارابی می رفت می دیدید ، ابتدا از کارهای پزشکی خود در خدمت به بیماران کشورتان شرم می کردید !! سپس به هنر مقامات این بیمارستان در استفاده از آمبولانسی که در یک نوبت6 بیمار ، یک همراه ، یک "پزشک" ، یک " بیماربر" و یک " راننده " را در خود جای داده بود رشک می بردید و غبطه می خوردید و از حسادت کور می شدید که چرا شما نتوانستید و یا نخواستید از این هنر ارزشمند و مردمدارانه (!) استفاده های شایان توجه را به عمل آورید .

جالب این جاست که 4 بیمار کف آمبولانس نشسته بودند ، یک بیمار تشنجی روی برانکارد دراز کشیده بود همراهش نیز بالای سرش قرار داشت  و در حال تلاش برای برطرف کردن تشنج اوبود - در حالی که یک " پزشک " و یک " بیماربر" و یک بیمار دیگر در جلوی آمبولانس در کنار راننده جاخوش کرده بودند.

البته جناب " بیماربر" کنار دست چپ راننده ، پزشک و یک بیماردیگر نیز در کنار دست راست راننده برادرانه نشسته بودند تا هم سردشان نشود و هم به شعار جلو ماشین یک سرنشین یا مسافر ، دهن راستی ! کنند و هم  معنی و مفهوم بهره وری را شیر فهم خارجی های مدعی و حقوق بشری کنند !

من که معتقدم خارجی های پر مدعا و به ظاهر انسان دوست با دیدن یا شنیدن این هنر خیلی مردمی در تهران بزرگ و در یک بیمارستان فوق تخصصی دولتی ، ضمن ابراز شرمندگی و احساس حقیری و کوچکی در انسان دوستی مقامات بیمارستانی و نیز وزارت بهداشت و درمان ما در ارایه خدمات ارزشمند و جنگی و امرژنسی !! به بیماران ایرانی ، معنی و مفهوم واقعی رعایت حقوق بشر و احترام  و خدمت به انسان ها را درک می کنند و تلاش خواهند کرد هنر رفاه  و رسیدگی به بیماران را از ما یاد بگیرند و در کشورشان پیاده کنند !! قربون دولت مهر پرور بروم ان شاا...

غلام حسین بهرامی – تهران ( همراه بیمار )

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :