بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٦/۱٢/۱۱

  اندر نمک شوراباد!

شهر، شهرفرنگه ، ببخشید ، جنگ ، جنگ قدرته ، بازم ببخشید ، شهر ، شهر قدرته ، زور و شهرته ، شاخ و شونه و جسارته !

مرد میدانم آرزوست ! کجاست آن که بتواند در مقابل ما تاب بیاورد ؟ ما نه آنیم که رستم بود پهلوان ، که شیریم در وادی استان ، و قیم این مردمیم ، و از برای کسب نام و جلال ، دایم در شور و رزمیم !

آی بیا و تماشا کن ! ببینید صفا و شور و حالی که به هم می دهیم !! ما ، که ناخواسته  زیر بار مسوولیت می رهیم و از روی دیوار خدمت ندانسته ، می پریم و به دوستان عزیز ، ناخودآگاه بند (پ) می دهیم (!)

کجاست شیر سماور؟ ببخشید ، که توی وادی فوتبال برفتیم! هر چند که ما در پی این  شیرهای نفتیم ! آخه این فوتبال هم شد ورزش ؟! فوتبالی که به شیر سماور آغشته شود به درد یه استکان چای خوردن هم نمی خورد ! اصلن می ریم از قوری چای می خوریم . سماور بی سماور. چون شیر در جنگل چکه می کرد !

کجاست زرخیز این شهر؟ کجاست چشمه ی این شر!؟ بگو جلدی بیاین ، و این شر بپاین !

ای بابا! این چیزا چیزه که ما سراییدیم ؟! ما که شاعر نبیدیم ! اصلن دنبال چه می گردیم ؟ یارکه در خانه است و ما چرا گرد جهان می گردیم ؟!

ای آقا ! اومدی زیردست و پای ما که چه طور بشود ؟! مگه نمی دونی ما فقط به آسمون خدا چشم می دوزیم  و زیر پای خودمان  رو نیگاه نمی کنیم ؟ اصلن نیگاه بکنیم که چه طور بشود ؟

چی ؟ درست بگو ببینم چه می گی . از اول بگو . خلاصه بگو . وقت شنیدن داستان ندارم. صغرا کبرا هم نچین . بگو چته ؟ حرف دلته بزن .

که این طور . عوارض داری ؟ این که مشکلی نیست . تشریف ببر بپرداز . به نظر من که کاریش نمی شه کرد . فقط توکل به خدا کن و برو بانک و بپرداز . این حق قانونیته !! کسی نمی تونه جلوی حق قانونی شما قد علم کنه . چرا که با ما طرفه !!

چی ؟ از ما حرکت تا از خدا برکت ؟ مرد حسابی ! گفتن از شما حرکت نه از ما . ما که در طول و عرض شبانه روز کلی حرکت می کنیم . اصلن تو معنی این بیت شعر : " کس نخارد پشت من / جز ناخن انگشت من " رو شنیده ای ؟

چی ؟ ما و شما نداریم ؟ کی گفته نداریم ؟! ما ، ماییم و شما ، شما! هر کی جای خود داره .

چی ؟ چرا این قدر رای رای می کنی ؟! یه رای ناقابل  دادی به ما ، اونم  روزی صد بار به رومان میاری که چی بشه ؟! خونه برامون که نخریدی . خریدی ؟ یه رای خشک و خالی داده ای ! اونم کلی چلوکباب نوش جون کردین . برین به کارتون برسین که هزارتا کار داریم و باید بریم توی وادی استیضاح ! مگه نمی دونید یارمان که در خانه بید رو باید بیاریم تا دوباره بپردازد به عمران و آبادانی .

مگه شما آبادانی نمی خواین ؟ می خواین یا نه ؟

چی ؟ شما به این کارا ، کار نداشته باشین . صلاح کار خویش و شما و دیگرون رو، ما خسروان می دانیم و بس . این جا و هر جای دیگه ، توی این شهر، کسی که زیر بلیت ما باشه و ما تمبرش را چسبانده باشیم ، بی اجازه ی ما نباید نوشابه بخوره ! تا ما بهش آب بدهیم  ، در غیر این صورت تمبرش باطل می شه .

اصلن ما رو بگو که داریم برای کی شاهنامه تعریف می کنیم. برو جانم ! برو برس به فوتبال که امروز مسابقه است . برو دنبال همون شیر دستشویی و سماورت . بذار ما هم به کارمون برسیم .  

خب کجا بیدیم ؟ آها ! کجاست چارچوب این شهر ؟ کجاست پاشنه ی این در ؟ ما آمده ایم که بنیاد کنیم .

راستی چی چی کنیم ؟ انگاری یادمون رفت که برای چه چیز اومده بیدیم .

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :