بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/٥/۳

توجه: خواندن اين مطلب براي رييس جمهور جديد و مسوولان ممنوع است!

از وقتي كه اين بچه نفتون و كاكانبو گير دادند به لايه ي ازونو همه ي مشكلات و مسايل را از چشم همين لايه ي ازون مي بينند، دردسرها و دردپاها و درددست ها و درددندان ها و گوش ها و چشم ها و چند نقطه ها شروع شد! هر چه به اين دو لافوو يا به عبارت بهتر اين خالي بندها گفتيم كه چيزي درباره ي افزايش ساعت اضافه كاري كارمندان و يا كاركنان از 120 ساعت به 175 ساعت ننويسيد، مگر زير بار رفتند! پايشان را كردند توي يك لنگه دمپايي نيكتا ( برو توي درياي تبليغ مفت و مجاني ) و گفتند: اي آقا! دانستن حق مردم است، بايد اطلاع رساني كرد. بايد افكار عمومي را تنوير كرد. بايد آگاهي بخشيد. بايد اطلاعات داد و از اين جور حرف ها! شانس آورديم كه نگفتند: بايد كيهانداد. چون كيهان خودش همه چيز و همه ميز و كلي چند نقطه مي دهد و ديگر نيازي به كيهان دادن به اين آقايان نبوده و نيست!

خلاصه، همين بچه نفتون كه مرتب دم از طرح هماهنگ نظام پرداخت حقوق و عدالت اجتماعي و قسط اسلامي و نيز ظلم بالسويه و چند نقطه مي زند، آمده و ناله مي كند كه اضافه كاري فروردين ماهش را 50 ساعت داده اند كه مي شود به عبارت 51 هزار تومان، در حالي كه رييسان اداره هاي داخلي دستگاهش با 110 ساعت اضافه كاري 160 هزار تومان گرفته اند اما معاونان اداره اش با 140 ساعت اضافه كاري 288 هزار تومان. البته از اضافه كاري جناب مديركل ديگر چيزي نمي دانيم و اگر هم بدانيم چيزي نمي نويسيم. شايد حقوق و مزايا و اضافه كاري و چند نقطه اش محرمانه باشد! و يا جزو خطوط گرمز، ببخشيد، قرمز!

خب، اين هم از اضافه كاري يك كارمند جزء مثل بچه نفتون! البته اين بچه نفتون همين 51 هزار تومان اضافه كاري هم حقش نيست و به نظر بنده بايد اضافه كاري اش را بگيرند و بين معاونان و رييسان اداره ها تقسيم كنيم چرا كه جاي ديگري هم كار مي كند!

اما افراد مذكور فقط يك شغل دارند!

البته يك آدم مشكوكي مي گويد: دولت وقتي كه بودجه اضافه كاري كارمندان را تأمين نمي كند، چرا بخشنامه و اعلام مي كند: «سقف اضافه كاري كارمندان 175 ساعت است»؟

آن زمان كه اضافه كاري 120 ساعت بود، 70-80 ساعت مي گرفتيم و معاونان و رييسان ادارات 120 ساعت، اما حالا كه اضافه كاري 175 ساعت شده ما 50 ساعت مي گيريم ولي معاونان 140 ساعت و رييسان 110 و 120 ساعت.

يعني 20-30 ساعت از ما كم و به خودشان اضافه كرده اند!

خب، دولت به جاي اين كه درباره ي اضافه كاري كارمندان از 120 ساعت به 175 ساعت شعار بدهد، به راحتي بگويد: سقف اضافه كاري مديران و رييسان و معاونان 175 ساعت بايد باشد نه كارمندان!

البته بچه نفتون سه ماه اضافه كاري فصل بهارش را با هم گرفته است، به او 190 ساعت اضافه كاري داده اند كه مي شود 195 هزار تومان اما براي معاونان اداره اش 420 ساعت اضافه كاري در نظر گرفته اند ( 3 ماه 140 ساعت ) كه مي شود به عبارت 860 هزار تومان. خب، 860 هزار تومان كجا و 195 هزار تومان كجا؟!

آيا كسي هست كه اين دو رقم اضافه كاري ماه هاي فروردين و اردي بهشت و خرداد را ببيند و آن وقت دم از عدالت اجتماعي و از اين جور تركيب هاي قشنگ بزند؟! به راستي كلمه ي تبعيض و ظلم و چند نقطه كجا مصداق مي يابد؟

آيا كسي هست پاسخ منطقي بدهد و يا اين كه عده اي فقط بلدند توجيه كنند! البته بيشتر خودشان را توجيه مي كنند نه امثال بچه نفتون را!

راستي، همان گونه كه در رأس مطلب عنوان كردم، اين مطلب را مديران و رييسان و معاونان نخوانند. چرا كه ممكن است از شنيدن و يا خواندن اين وقايع و حقايق، وجدان شان ناراحت شود و معذب شوند و آن وقت بنده ي كارمند يك لاقباي بي چيز و ندار و چند نقطه هيچ وقت خودم را نخواهم بخشيد!!

بنده اين مطالب را براي دل خودم نوشتم اگر هم زير چاپ مي رود براي تسكين زخم هاي كارمنداني است كه در رده ي خودم هستند نه نيش و نوش زدن به ديگر افراد!

همچنين از جناب آقاي دكتر احمدي نژاد رييس جمهور محترم نيز تقاضا مي كنيم كه اين مطلب را نخواند و يا براي او نخوانند كه ممكن است روحش آزرده خاطر شود و در نتيجه به تعويض مديران و معاونان و رييسان و چند نقطه ها بپردازد و آن وقت اين عزيزان يا از كار بر كنار شوند و يا با قطع اضافه كارشان خللي در امور جاري زندگي شان رخ دهد!

راستي ما امروز مي خواستيم درباره ي نقش پيف پافدر پاكسازي ها و چند نقطه ها مطلب بنويسيم اما از آن جا كه دريافتيم پيف پاف تأثير سوء بر لايه ي ازون مي گذارد، لذا از گفتن و نوشتن درباره ي پيف پاف صرف نظر كرديم و ترجيح داديم حرفي نزنيم تا همچنان حق امثال بچه نفتون ها خورده شود. حالا توسط چه كساني؟ اين ديگر نه به ما مربوط است و نه هيچ كس! شايد امثال بچه نفتون دلشان بخواهد كه حقشان خورده شود! هرچند كه حقي ندارند!!

اگر داشتند كه تا حال راجع به آن چيزي گفته بودند! به نظر شما اين طور نيست؟!

 

از چيتا تا تارزان!

يك تماس تلفني داشتيم مبني بر اين كه آلودگي خيابان باغ شيخ بسيار زياد است و چند مغازه زباله هاي خود را در اين خيابان تخليه مي كنند. در اين تماس تلفني از مسوولان شهرداري خواسته شده بود در اين مورد يعني نظافت محل اقدام لازم را مبذول فرمايند.

همچنين تماس هاي تلفني ديگري داشتيم مبني بر اين كه در زيتون كارمندي به خصوص خيابان زيتون از فلكه چيتا تا فلكه بزرگه! يعني فلكه پارك و يا به عبارت بهتر خود پارك زيتون كارمندي، بچه مچه و جغله مغله هاي زيادي با تيپ هاي رنگارنگ و جور واجور لنگر مي اندازند، به گونه اي كه راهي براي عبور عابران پياده نمي گذارند! چرا كه عده اي از رانندگان نيز خودروهايشان را به گونه اي پارك مي كنند كه تمام عرض پياده رو را اشغال مي كند. جوان موان هام كه به اين خودروها تكيه مي زنند و شروع مي كنند به ديد زدن اطراف و اكناف. يعني هر كس مجبور است از جلوي آن ها يعني از فاصله 20-30 سانتي متري شان عبور كند و بوي انواع عطر و ادكلن و عطرهايشان و نيز خودشان را به مشام آن ها برسانند! يعني اين كه بو در بو مي شود! يك چيزي تو مايه ي دمت گرم خودمون و يا همان چند نقطه!

اين تماس گيرنده ها خواستار پاك سازي اين خيابان از علافان و بيكاران شدند تا عابران به راحتي بتوانند عبور كنند و يا نفس بكشند!

خب، اين دو مورد تلفن و يا تماس تلفني را خوانديد. حتمن منتظر هستيد كه بنده يك پاسخ مستدل و منطقي و اساسي و محكم و كوبنده و چند نقطه بدهم، نه؟! خب مسلمه كه منتظريد! بنابراين بنده زياد شما را در انتظار نمي گذارم و مي گويم: نخستن، آلودگي خيابان باغ شيخ به شهرداري ربطي ندارد و به بهداشت محيط مربوط است. شهرداري فقط وظيفه دارد ديوارهاي دانشگاه را خراب كند!!

و اما مورد ديُم، يكي از اموري كه به ايجاد اشتغال و گذراندن اوقات فراغت به نحو احسن كمك مي كند، همين لنگر انداختن جوون موون هاست. آن هم بر سر راه عابران! خب مسوولان كه براي اين جوون موون ها كاري نمي كنند، لااقل جلوي پر كردن اوقات فراغت آن ها با اموري مثل ديد زدن نايستند و بگذارند آن ها به اين امور مشغول باشند. چقدر بگويم كي به كيه! خودتان ديگر بايد بدانيد كي به كيه!

 

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :