بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/٥/۱۳

هر چه مي‌خواهيم درباره‌ي شهرداري و شهرداري‌چي‌ها چيزي ننويسيم، مي‌بينيم نمي‌شود و بايد نوشت. هرچند كه از بابت اين نوشته‌ها آبي از آب‌ليمويي تكان نمي‌خورد و آش همان است و كاسه هم همان! اما انگاري هرچه ما مي‌نويسيم باد هواست! شايد هم باد چند نقطه باشد و ما خبر نداريم!

بگذريم و برويم سر اصل مطلب. يعني اعتراض كارگران منطقه يك شهرداري كه به علت نبود وسايل كار مي‌گويند قادر به انجام وظيفه نيستند.

از سوي ديگر اين كارگران نسبت به پرداخت نشدن حقوق و مطالبات‌شان اعتراض كرده‌اند و بعضي از آن‌ها مي‌گويند: گاري‌هاي‌مان را به بهانه تعميرات گرفتند، ولي تا حالا پس ندادند تا نتوانيم كار كنيم و از اين جور مسايل.

خب حالا نوبتي هم باشد، نوبت «دل‌گپ زاده» است كه به دفاع از شهرداري و محكوم كردن(!) اين كارگران بپردازد.

عجب دور و زمانه‌اي شده است. آخر مگر مي‌شود با دست خالي و يا با كارتن زمين‌ها را تميز و يا از گاري‌هاي همكاران براي اين منظور استفاده كرد؟ اصلن چه مفهوم و معني دارد كه در عصر ارتباطات و تكنولوژي و راديولوژي و فيزيوتراپي و چند نقطه لوژي‌، با دست خيابان‌ها را تميز كنيد؟!

خب مي‌آمديد و مي‌گفتيد تا آخرين تكنولوژي‌هايي را كه در اين زمينه در دنيا وجود دارد به شما مي‌داديم تا نسبت به رفت و روب و تميز كردن خيابان‌ها اقدام مي‌كرديد!

آقايان كارگر! ما به شما بسيار نيازمنديم. ما شما را كجا اخراج كرده‌ايم؟! ما اگر گاري‌هاي‌تان را گرفتيم به خاطر اين بود كه آن‌ها را به تكنولوژي روز دنيا يعني جارو، آب‌پاش، دستكش، فيلتر هوا، ماسك، كلمن آب، نوشابه، بستني، يخ در بهشت، فلافل و چند نقطه تبديل كنيم. همين!

اين كارگران فقط دو ماه حقوق نگرفته‌اند كه آن را هم تمام حقوق معوقه‌شان را با سود حساب مي‌كنيم و مي‌دهيم تا شركت‌هاي مضاربه‌اي و شبكه‌هاي مالي و پولي دريابند كه اقدامات آن‌ها در مقابل ما مثل مورچه به كله پاچه است! حال اين مورچه و كله پاچه چطوري به ذهن آمد، شايد به خاطر اين شعر باشد كه مي‌گويد: ميازار موري كه دانه كش است / كه سرمايه‌ي جاوداني است كار!

يكي از دلايلي كه نتوانستيم حقوق اين كارگران را بدهيم، شايد به دكه‌هاي مطبوعاتي برگردد كه هنوز نتوانسته‌ايم به انحاي مختلف عوارض موارض و كرايه مرايه از آن‌ها بگيريم! بگذار يك اهرمي پيدا كنيم و بزنيم تو سر بعضي‌هاشون كه حرفي نمي‌زنند تا مطالبات‌مان را بگيريم كي به كيه!

بگذريم؛ ما با صراحت اعلام مي‌كنيم كه وسايل كارگران در اين شهرداري محفوظ است و به تكنولوژي مجهز شده و هر وقت آن‌ها بخواهند مي‌توانند بيايند و پس بگيرند و بروند سر كارشان!

ما كه بخيل نيستيم. شهرداري مال همه است. مال ما نيست كه بگوييم تو كار كن و تو كار نكن! ما كارمان حساب و كتاب و برنامه‌ريزي و طراحي و تكنولوژي و چند نقطه‌لوژي دارد و همين‌جور گتره‌اي كه نيست! كار ما مجهز به آخرين تكنولوژي روز دنيا است. شما كافيست يك روز از صبح تا شب و نيز شب تا صبح توي خيابان‌ها بگرديد و ببينيد كارگران شهرداري و پيمانكاري‌ها چگونه به رفت و روب و تميز كردن خيابان‌ها و كوچه پس كوچه‌ها مي‌پردازند. وقتي كه ديديد و عشق كرديد، برويد براي ديگران از جمله خارجي‌ها به خصوص اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها و حتي كشورهاي آفريقايي و از جمله اتيوپي‌ها كه از گرسنگي حال حرف زدن ندارند، تعريف كنيد تا از تعجب و از ناراحتي چشمان‌شان چهار تا شود!! مرسي!

 

 

 

 

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :