بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/٧/۱٦

از ابتدا بگويم كه بنده مخالف قند نيستم، اما اگر پولكي باشد، به قند ترجيح مي‌دهم و با چاي پولكي مي‌خورم. اگر توت خشك و يا خرما و ديري و رطب و خارك و كشمش و عسل و مسل هم باشد، باز قند را بازنشسته مي‌كنم و از اين مواد انرژي‌زا و نشاط‌آور مي‌خورم! اي بابا! ما عجب آدم «سنگو» و يا «دله» و يا «شكمو» و يا «كمو»يي هستيم! شايد هم ديگران كه «كمو»نيست هستند ما «كمو»هست باشيم و خودمان خبر نداريم!

خب، با برتري خيلي از مواد قندي و شيريني نسبت به قند و يا به قول يكي از دوستان‌مان «گَند»، خود به خود مساله قند يا گَند منتفي مي‌شود و اين قدر ما هم نبايد سنگ قند را به سينه بزنيم. حالا مي‌خواهد قند دزفول باشد يا قند فريمان و يا قند نويد آبادان.

وقتي كه مسوولان ذيربط و كم‌ربط و بي‌ربط قند دزفول را مي‌فروشند، خب، بگذار بفروشند! بالاخره يك يا دو يا چند نفر مي‌خرند! اگر در اين وسط 300 كارگر هم بيكار و خانه‌نشين شوند كه مهم نيست!! مهم فروش كارخانه‌ي قند توسط مديران آن است كه به سلامتي و مباركي و شادي روح مسوولان اين كار انجام خواهد شد و ديگر مسوولان ما مشكلي به نام قند دزفول نخواهند داشت.

از قديم هم گفته‌اند: «وقتي كه نخواستيد يا نتوانستيد و يا زورتان نرسيد كه مساله‌اي را حل كنيد، بهترين راه پاك كردن صورت مساله‌ است!

درست است كه اين كارخانه ميلياردها تومان به سازمان‌هاي مختلف از جمله تامين اجتماعي بدهكار است، اما اين پول را كه مديران اين كارخانه نبايد بدهند!! به نظر من اگر از همين 300 كارگري كه با فروش قند دزفول بي كار و خانه‌نشين مي‌شوند، مبالغي بگيرند و بدهند به سازمان‌هاي طلبكار، هم مديران اين كارخانه نفس عميق و راحتي خواهند كشيد و هم مسوولان استاني و احيانن كشوري و هم كارگران، ته دل‌شان راضي خواهد شد كه بالاخره مديران از فعاليت‌هاي آنان رضايت كامل دارند و هم من مي‌‌گويم: كي به كيه!

بنابراين پيشنهاد مي‌دهم پول حاصل از فروش كارخانه را به مديران شركت بدهند و در عوض بدهي كارخانه به سازمان‌ها را كارگران بپردازند!! اين جوري همه چيز به خير و خوشي و خوبي فيصله خواهد يافت و مسوولان استاني و نيز كشوري با خوشحالي و سرور سر بر بالين مي‌گذارند و آرام استراحت مي‌كنند! ما هم مي‌رويم چرتمان را مي‌زنيم!

آهاي بچه‌نفتون! كم سر و صدا بكن مگه نمي‌بيني عزيزان ما خواب تشريف دارند! الآن چه جاي پرداختن به حق و حقوق كارگران است؟

بگذار ببينيم مي‌شود از صداهاي متنوع «خروپف» اين عزيزان آهنگي بسازيم كه «تو خودت قند و نباتي» را تداعي كند! و ديگر به پرداختن مسأله قند دزفول نيز نيازي نباشد!!

 

 

 

 

 

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :