بچه نفتون
مطالب انتقادی با چاشنی طنز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: حبیب اله بهرامی - ۱۳۸٤/٧/٢۱

توي اين كشور گل و بلبل و توي استان گل و سنبل و چند نقطه چقدر راحت مي‌شود به پست و مقام برسي! كافي است چند نشريه (حداكثر سه نشريه) با شما مصاحبه كنند و يا درباره‌ي شما و خصوصيات و تزها و برنامه‌ها و طرح‌ها و پيشنهادها و انتقادات شما بنويسند، آن‌گاه خود به خود مطرح مي‌شويد! كافي است درباره‌ي آن سمتي كه دوست داري، نشريات چند كلامي بنويسند و يا آن كه شما را كانديداي فلان پست مطرح و يا معرفي كنند، آن وقت خواهي ديد و يا خواهي شنيد كه نام شما كم‌كم دهان به دهان مي‌گردد و همه از يكديگر مي‌پرسند؛ «فهميدي كه فلاني قراره مدير كل بهمان اداره شود؟

خب، حالا كه گرفتن پست و مطرح شدن و كانديدا شدن و در نتيجه ارتباطات فيس تو فيس يا چهره به چهره به اين راحتي است كه يك شخص مي‌آيد و خود را كانديداي يك دستگاهي مي‌كند، چرا «بچه نفتون» كه 30 سال فعاليت فرهنگي و ادبي و اجتماعي و سياسي و چند نقطه دارد و چند روز پيش از فعاليت‌هايش در شهرستان مسجدسليمان تجليل شد، كانديداي مدير كلي نشود؟!

يعني اين كه «بچه نفتون» ما از ديگران چه چيزي كمتر دارد؟ كارشناس نيست كه هست، مجرب نيست كه هست، متعهد نيست كه هست. متخصص نيست كه هست. نويسنده نيست كه هست. شاعر نيست كه هست. طنزپرداز نيست كه هست. روزنامه‌نگار نيست كه هست.

او فقط يك عيب خيلي كوچك دارد. يعني اين كه بلد نيست خوب شعار دهد و مراتب «سركاري» را به جا آورد! بلد نيست كه وعده دهد (از جمله وعده‌هاي سر خرمني) و در گرماي تابستان هم كت بپوشد و اداي مديران كل و مسوولان را درآورد! يكي نيست به او بگويد: تو كه دوست داري مدير كل شوي و حقت هم هست، چرا پيراهن را روي شلوار مي‌اندازي؟!

درست كه شما يك روزنامه‌نگار و كارمند هستي اما بايد كت و شلوار بپوشي و نياز است كه پيراهن را توي شلوار بگذاري و تازه جليقههم بپوشي و اداي مديران و مسوولان و رييسان را هم درآوري و جملات «جلسه داريم»، «امروز برو فردا بيا» و در «مأموريت هستيم» و ديگر تركيب‌هاي مديريتي را به كار ببندي! البته نه اينكه خودت به ارباب رجوع بگويي، كه بايد منشي و يا رييس دفترت به مراجعان بگويد!

مدير و مسوول و رييس هر چه كمتر با ارباب رجوع در تماس باشد سنگين‌تر است و بيشتر رويش حساب مي‌كنند و مراجعان فكر مي‌كنند كه اين مدير خيلي خيلي كار دارد و وقت سر خاراندن ندارد!! يعني اينكه كارش در ارتباط با خود همين مراجعان است! و در خلوت دارد چاي مي‌نوشد، ببخشيد، دارد به امور و مشكلات و مسايل ارباب رجوع مي‌پردازد!

اي بابا! ما داشتيم درباره‌ي مدير كل شدن بچه نفتون سخن مي‌گفتيم و مطلب قلمي مي‌كرديم، چطور شد كه رفتيم توي يك فاز ديگر؟!

از آنجا كه بچه نفتوندر امور و مسايل فرهنگي و هنري و ادبي و اجتماعي و سياسي و چند نقطه استاد است و خواسته‌هاي زيادي ندارد و در حقيقت بسي خاسته، ببخشيد، خواسته ندارد و خواسته‌هايش كم است و به راحتي با هنرمندان و فرهنگيان و نويسندگان و شاعران و ديگران ارتباط حسنه برقرار مي‌كند، به گمان ما مناسب مدير كل فرهنگ و ارشاد باشد.

البته ما منظورمان مديريت خوزستان نيست. چرا كه اينجا ( در طول 9 ماه از سال) هوا خيلي گرم است و بچه نفتون نمي تواند كت و شلوار و جليقه بپوشد و اداي مديران كل را درآورد، بهتر است او را كانديداي مدير كل يكي از استان‌هاي خوش آب و هوا كنيم!

البته او را با نشريه‌اش فراهم كنيم! به همين استان خودمان هم قانع است! و خواسته‌هاي خارج استاني ندارد! هر مدير مسوول و سردبيري با نظر ما موافق است ما را مطلع كند، تا ترتيب مصاحبه‌هاي يك صفحه‌اي او را با نشريه‌اش فراهم كنيم! مرسي!

حبیب اله بهرامی
هم نویسنده ام و شاعر و هم روزنامه نگار (دبیر شورای نویسندگان روزنامه های توسعه جنوب و قلم امروز و هفته نامه آستانه پارس در خوزستان) و هم مسوول روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان. به کار روزنامه نگاری و ترویج فرهنگ تعاون عشق می ورزم . این وب به هیچ دستگاه دولتی ، تعاونی و خصوصی و نیز گروه و حزبی وابسته نیست. مطالب و توضیحاتی که در این وب نوشته می شود نظر شخصی این جانب است و لاغیر . این هم تلفن همراه برای ارایه ی پیشنهاد ها و نظرهای شما عزیزان تعاونگر و غیره 09166152178
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :